شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت

- کی دیده در زمانه /***/ یک زاهدی شبانه
در لحظه‌ی عبادت /***/ با زور و تازیانه
با دست بسته او را /***/ دشمن بَرَد ز خانه



استادِ درسِ قرآن، فقه و اصول و ایمان

شیعه به پای درسش نشسته جون گرفته

ز رفتنش جهانی غرق عزا و زاری

اشک چشِ ملائک رو به فزون گرفته

شهادت امام صادق (ع)، مرد آسمانی مدینه، چشمه جود و سخاوت، کوه حلم و بردباری، تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی بر پیروان آن حضرت تسلیت باد!

صادق آل محمد با دانشگاهی به گستره پهنه علوم

مرحوم شیخ طوسی رضوان اللّه تعالی علیه به نقل از هشام بن سالم حکایت فرماید:

روزی به همراه جماعتی از اصحاب حضرت ابو عبداللّه، امام جعفر صادق علیه السلام، در مجلس و محضر مبارکش نشسته بودیم که شخصی از اهالی شهر شام اجازه گرفت و سپس وارد مجلس شد و سلام کرد.

امام علیه السلام جواب سلام او را داد و فرمود:

خواسته ات چیست؟ و برای چه به این جا آمده ای؟

آن شخص اظهار داشت: شنیده ام که شما نسبت به تمام علوم و به همه مسائل آشنا و عالم هستی، لذا آمده ام تا مناظره کنم

حضرت فرمود: در چه موردی؟

عرضه داشت : پیرامون قرآن؛ و حروف مقطّعه و إ عراب آن .

حضرت فرمود: مطالب خود را در این رابطه با حمران بن اءعین در میان بگذار.

مرد شامی گفت: می خواهم با شخص خودت مباحثه و مناظره نمایم، نه با دیگران!

امام علیه السلام تاکید فرمود: مسائل خود را با حمران مطرح کن، چنانچه بر او غلبه کردی، بر من نیز غالب خواهی شد!

پس از آن، شامی با حمران مشغول مذاکره و مناظره گردید، تا جائی که خودش خسته شد.
حضرت فرمود: ای مرد شامی! او را چگونه یافتی؟

پاسخ داد: او را شخصی متخصّص و آشنا یافتم، هر چه سؤ ال کردم، جواب شنیدم.

سپس عرضه داشت: چنانچه ممکن باشد می خواهم با خودت پیرامون علوم عربی مناظره نمایم؟

امام صادق علیه السلام اشاره به اءبان بن تغلب نمود و اظهار داشت: با این شخص مناظره کن.

مرد شامی کنار اءبان بن تغلب رفت و در مناظره با او مغلوب شد، این بار به حضرت گفت: می خواهم در علم فقه مناظره کنم .

حضرت در این مرحله یکی دیگر از شاگردان خویش را به نام زراره، معرّفی نمود و به مرد شامی فرمود: با او مناظره کن، که تو را قانع می نماید.

و چون با زراره مباحثه و مناظره کرد، نیز مغلوب گشت و شکست خورد؛ حضرت را مخاطب قرار داد و گفت: این بار می خواهم با خودت درباره علم کلام مناظره نمایم .

امام علیه السلام این بار نیز به یکی دیگر از شاگردان خود به نام مؤ من طاق خطاب نمود و فرمود: ای مؤ من طاق! با این مرد شامی در آنچه که می خواهد مناظره نما.

پس او طبق دستور حضرت با مرد شامی در علم کلام مناظره نمود و بر او غالب گردید.

و بر همین منوال با هشام بن سالم در توحید و خداشناسی؛ و بعد از آن با هشام بن حکم پیرامون امامت و خلافت مناظره انجام گرفت و مرد شامی شکست خورد.

و امام جعفر صادق علیه السلام شادمان بود و تبسّم می نمود.

سپس شامی اظهار داشت: مثل این که، خواستی به من بفهمانی که در بین شیعیان شما این چنین افرادی وجود دارند که در علوم مختلف آشنا و مسلّط می باشند؟!

حضرت فرمود: این چنین فکر کن ...

مرد شامی در این لحظه گفت: خوشا به حال کسی که با شما همنشین باشد...

سپس اظهار داشت : یاابن رسول اللّه! آیا ممکن است ، که من هم جزء شیعیان شما قرار گیرم؟

و مرا نیز از علوم و برکات خود بهره مند فرمائی؟

حضرت هم او را پذیرفت و به هشام فرمود: مسائل مورد نیاز او را تعلیمش ‍ بده که برایت شاگردی شایسته باشد.

اختیار معرفة الرّجال : ص 275، ح 494.

 
/ 1 نظر / 9 بازدید
عاشق حجاب

خیلی ممنونم از شما بزرگوار لطف کردید خواهش میکنم اختبار دارید