اللهم عجل لولیک الفرج
 
روی خط بیداری اسلامی در عصر آخرالزمان

چادر بهترین نوع حجاب است

جایگاه حجاب و عفاف از دیدگاه امام خمینی (ره)

مقام زن مقام والاست؛ عالى رتبه هستند، ما مى خواهیم زن به مقام والاى انسانیَّت خودش باشد نه ملعبه (بازیچه) در دست مردها باشد، در دست اراذل باشد. زن ها گمان نکنند که این مقام زن است که باید «بزک» کرده بیرون بروند، با سرِ باز و لخت بیرون بروند! این مقام زن نیست؛ این «عروسک بازى» است نه زن. زن باید شجاع باشد، زن باید در مقدَّرات مملکت دخالت کند. زن آدم ساز است؛ زن «مربِّى» جامعه است.

"صحیفه امام، ج 6، ص 301 - 300"

جایگاه "حجاب و عفاف" ازدیدگاه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای"مدّظله العالی" به نظر ما، بحث هایی که در باب «پوشش زن» می شود، بحث های خوبی است که انجام می گیرد، منتهی باید توجه کنید که هیچ بحثی در این زمینه های مربوط به «پوشش زن» از هجوم تبلیغاتی غرب متأثر نباشد، اگر متأثر آز آن شد، خراب خواهد شد.

مثلاً بیاییم با خودمان فکر کنیم که «حجاب» داشته باشیم،اما «چادر» نباشد این فکر غلطی است نه اینکه من بخواهم بگویم: «چادر»، نوع منحصر است، نه، من می گویم: «چادر» بهترین نوع «حجاب» است؛ یک نشانة ملی ماست. هیچ اشکالی هم ندارد،هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی هم در زن ندارد.

حجاب اگر واقعاً بنای تحرک و کار اجتماعی و کار سیاسی و کار فکری باشد، لباس رسمی زن می تواند «چادر» باشد وهمان طور که عرض کردم «چادر» بهترین نوع «حجاب» است. البته می توان «محجّبه» بود و «چادر» هم نداشت؛ منتهی همینجا هم بایستی آن مرز را پیدا کرد. بعضی ها از «چادر» فرار می کنند، به خاطر این که هجوم تبلیغاتی غرب دامنگیرشان نشود؛ منتهی از «چادر» که فرارمی کنند، به آن «حجاب واقعی» بدون چادر هم رونمی آورند؛چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار می دهد! شما خیال کرده اید؛ که اگر ما «چادر» را کنار گذاشتیم، فرضاً آن «مقنعة» کذایی و آن لباس های« وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ» و همان هایی را که در قرآن هست، درست کردیم،دست از سر ما بر می دارند؟ نه،آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها می خواهند؛همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً اینجا عمل بشود؛مثل زمان شاه که عمل می شد.

«بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای شورای فرهنگی، اجتماعی زنان؛ جمعی از زنان پزشک متخصص و مسئولان اولین کنگره حجاب اسلامی به مناسبت میلاد حضرت فاطمة (س)

منبع:http://samentheme.ir


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/۱۱/٢٥ .::. ۳:٠٠ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

رسول خدا (ص) فرمود: همانا فاطمه عفت خویش را پاس داشت و خداوند متعال، نسل او را بر آتش حرام گرداند

رسول خدا (ص) فرمود : سه گروه هرگز داخل بهشت نمی شوند :

 1- کسی که نسبت به عفت ناموس خود بی تفاوت است .

 2- زنی که خود را در لباس و حرکات و امور دیگر شبیه مرد سازد .

 3- شرابخوار


گفتم حجاب : گفت دلت پاک باشد

 گفتم فساد : گفت لذت ببر خدا بخشنده است

 گفتم دل پاک چگونه موجب فساد میشود ؟ : سکوت کرد. . .

15-1390576657.jpg

حجــــاب سفــارش 14 معصــوم است!

 حجاب از دو کلمه (حج+آب) درست شده است.

 حج مایه حیات توحیدی مؤمن است و آب مایه حیات مادی مؤمن است!

 کسی که از حجاب فاصله میگیرد یعنی مرده متحرک است!!!

 چون از دو مایه حیات استفاده نمیکند!

 

تازه (ح+ج+ا+ب=۸+۳+۱+۲=۱۴) به عدد ابجد چهارده میشود!

 شاید عدد میگوید حجاب سفارش چهارده معصوم (علیهم السلام) است..

منبع: صدف نجابت

 


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/۱۱/٤ .::. ٧:٠٥ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

حجاب میوۀ عفاف است و عفاف ریشۀ حجاب

حجاب بیشتر به معنای حجب و حجاب ظاهر است یعنی پوشانیدن بدن از نگاه نامحرم. اما عفاف بیشتر به جنبۀ معنوی حجاب توجه دارد یعنی نگاهداری چشم، گوش و دل از تیرهای دشمنی به نام شهوت. لذا عفاف یعنی نوعی حجب و حجاب درونی و قلبی. پس وقتی میگویم حجاب میوۀ عفاف است یعنی زمانیکه دلت، چشمانت، گوشهایت و بالاخره نفست را پاک گردانی خودبخود حجاب در ظاهرت نیز ظهور میکند. عفت و پاکدامنی که داشته باشی خودت حجابت را رعایت میکنی حال حجاب چه ظاهری باشد چه باطنی.

و اینکه میگوییم عفاف ریشۀ حجاب است، یعنی وقتی حجاب ظاهرت را حفظ کنی خودبخود عفاف میشود صفت دائمی و ویژگی قلبی ات. حجاب ظاهرت که تامین شود حجاب درونت نیز شروع به رشد یافتن میکند. آنگاه نگاههایت، چشمهایت، گوشهایت و قلبت زهرایی میشود. آنگاه است که دلت زینبی میشود و در سخت ترین شرایط حاضر نمیشوی لحظه ای از حریم امن حجابت دور شوی.

وقتی معنی حجاب به قلب و ایمانت جلا بخشد، دیگر فرقی نمیکند که با پاهای خودت راه بروی یا با کمک صندلی چرخدار و عصا و واکر یا هر وسیله کمک توانبخشی دیگر. بارها دیده ام و شنیده ام که وقتی فرد معلولی روی حجابش تاکید میکند دیگران یا اطرافیان و خانواده میگویند که ای بابا سخت نگیر.. حالا کی به تو نگاه میکنه! و هیچ وقت معنای اینگونه حرفهای مبهم را نفهمیدم که یعنی چه که سخت نگیر..!؟

برخی اینکه تصور میکنند چون معلولیت داری پس از وظیفۀ سنگین و شرعی ات رها هستی!؟ واقعا چه کسی چنین فرایضی تعیین کرده؟ اتفاقا از نظر من چنین فردی با چنین شرایط سخت و ویژه ای، اتفاقا احساس وظیفۀ بیشتری میکند و باید هم احساس وظیفۀ بیشتر کند. وقتی با شرایط سخت جسمی و حرکتی و احیانا داشتن نوعی نقص جسمی، حجابت را رعایت کنی میدانی چه ارزشی دارد؟ میدانی چقدر روح و شخصیتت رشد میکند، به حرمت چادر خاکی مادر!

اینکه میگوییم حجاب! فقط مختص خانومها نیست بلکه اسلام عزیزمان همانگونه که به بانوان توصیه حجاب داشته است به حجاب مردان نیز توصیه های فراوانی داشته که بسیار راهگشا و حیاتی است. حجاب ظاهر، حجاب نگاه، حجاب چشم، گوش و حجاب دل و زبان.

امام خمینی(ره) پیام‌آور ارزشهای الهی درباره حجاب و عفاف می‌فرماید: «توجه داشته باشید حجابی که اسلام قرار داده است برای حفظ ارزش‌های شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه برای مرد و چه برای زن- برای این است که آن ارزش‌های واقعی که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه‌های شیطانی یا دست‌های فاسد استعمار پایمال شوند این ارزشها زنده بشوند.»

پس در هر شرایطی که هستیم نباید خود را از وظایف شرعی و انسان ساز مستثنی بدانیم که چه بسا با وجود داشتن شرایط سخت تر، اجر و پاداش مان نیز والاتر است و به غیر از جنبۀ اجر و پاداش، جنبۀ انسان سازی و تاثیرات معنوی آن بسیار بالاتر و نتیجه بخش تر است.

انشالله در هر شرایطی که هستیم با توکل بر ذات اقدس الهی و با کمک گرفتن از مربیان حقیقی انسان که همانا قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام هستند، بتوانیم به درجات والای انسانیت و ایمان دست یابیم تا بالاخره برسیم به آنچه که لایقش هستیم و در نهایت رستگار شویم.

نوشته : فرزانه حبوطی

+ در سایت وزین «حـــــرف تو» منتشر شد.


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/۱٠/٢۳ .::. ۸:۱٤ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

خیلی دوسش دارم...

باور کن عاشقشم..

بهم قدرت و آرامش میده

وقتی با منه دلم قرص میشه

احساس میکنم یه دیوار مستحکم مراقبمه

وقتی با من و پیشم هست

نیزه های دشمن از کنارم رد میشه

و بهم اصابت نمیکنه

با تمام دنیا عوضش نمیکنم

حتی لحظه ی مرگ...

ای کاش لحظه ی مرگ هم باهاش باشم

مگر نه اینکه شهدای غیرتمند

از خون پاک خودشونم رنگین تر دونستنش!؟

جانم فدای راه شــــــهدا و عشق شهدا ؛

جانم فـــــــــــدای الله ...

ای کاش با اون و در آغوش اون شهید بشم..

یعنی میشه خـــــــــــــــــــــــــــــدایا... ؟

دوستت دارم "چادرمــــــــــــــــــــــــــ"

جانم فــــــــدای چادر خاکی مادرم زهـــــــــــــــــرا گریه

دلنوشته خودم


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/۱٠/۱۳ .::. ٦:٢۳ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

 با چادرم دوباره متولد شدم

ابتدا خدا را شاکرم که سعادت چادر به سر کردن را یافتم و دوم مدیون الطاف مادرم حضرت فاطمه الزهرا(س) هستم که نظری به این حقیر انداخت و یاریم کرد و سوم مدیون فداکاری های مادرم که سالهای سال دخترش را با جان و دل، نگهداری کرده است.سالهای زیادی بود که دلم میخواست چادری شوم، درست از زمانی که دوره راهنمایی درس میخواندم، با توجه به اینکه مادر مهربانم نیز چادری هستند خیلی دوست داشتم هم مانند مادر دنیایی ام باشم هم مادر معنوی ام و مادر تمام عالم فاطمه(س)

چندین بار هم با مادرم مساله چادری شدنم را مطرح کرده بودم ولی وقتی خودت میدانی که انجام تمام کارهایت به عهدۀ فرشته مهربانی به نام مادر است شرم میکنی از اینکه کارش را بیشتر کنی و احیانا زحمتش را بیشتر!وقتی سالهای سال روی صندلی چرخدار بنشینی، دنیایت با دنیای دیگران کمی متفاوت می شود. بحث ترحم و دلسوزی نیست، دنیایت از این جهت متفاوت می شود که سعی میکنی تا حد توان به همدل همیشگیت؛ مادر، کمتر زحمت بدهی، سعی میکنی خواسته هایت را متعادل کنی، سعی میکنی روی برخی خواسته هایت پا گذاری چون مطمئنی که رسیدن به خواسته ات باری بیشتر روی دوش دیگری میگذارد...

جابجا کردن فرد دارای معلولیت جسمی-حرکتی آنقدر مشکلات خاص خودش را دارد که با بازگو کردنش کتابها نوشته می شود، وقتی می دیدم که حمل و نقل من با ویلچر (صندلی چرخدار) به اندازه ی کافی سخت هست آن هم با شرایط جسمی من که همیشه درد همراهم است، دردهای استخوانی و جسمی... دلم نمیامد مشکل جمع و جور کردن چادرم نیز به کارهای مادرم اضافه شود، سالهای سال مدام به دلم تلاطم می افتاد که چادری شوم اما وقتی یاد جابجایی هایم می افتادم سرد میشدم، و مطئنم شیطان اینکار را میکرد، ولی ناگفته نماند که سخت است مستقل نبودن درکارهای شخصی. بگذریم!

قبل از چادری شدن هم حجابم خوب بود همیشه مقنعه داشتم و پوشش مناسب را رعایت میکردم، اجباری در این کار نبود بالاخص که به خاطر شرایط خاص من، خانواده به من کاری نداشتند و سخت نمیگرفتند، همه تصور میکردند چون معلول هستم پس آنقدر هم نباید مقید به حجاب کامل باشم همین که تا حدودی رعایت کنم کافیست، ولی من همیشه از این مساله شاکی میشدم و میگفتم چرا؟ لابد فکر میکنید چون معلول هستم کسی هم به من نگاه نمیکند؟ لابد تصور میکنید دل نامحرم هم برای من و امثال من میسوزد و با دید ترحم، به ما نگاه گناه آلود نخواهند داشت؟


برچسب‌ها: حجاب و عفاف


ادامه مطلب را هم بخوان...
۱۳٩٢/۸/٢٥ .::. ٦:٠۸ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

کسانی که چادر به سر می کنند به یاد داشته باشند که :

چادرے ها زهــــــــرایے نیستند

اگر پهلویشان درد دین نداشته باشد…

چادرے ها زهــــــــرایے نیستند!

اگر عدو را با سیاهے چادرشان به خاک سیاه نکشانند…

چادرے ها زهــــــــرایے نیستند!

اگر سیاهے چادرشان حرمت خون شهیدان را به عالمیان ننمایاند…

چادرے ها زهـــــــــرایے نیستند!

اگر منتظـــــــــر یوسف گمگشته اے نباشند…

چادرے ها زهــــــــرایے نیستند!

اگر فکرشان،هدفشـــان،راهشــــان،نگاهشـــان،عشقشـــان و حجابشـــان فاطمےنباشد…

یازهــــــــــــــرا


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/٧/۳ .::. ۸:٢٩ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

حجاب و عفاف از منظر امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

فلسفه پوشش و حجاب اسلامی از مهم‏ترین موضوعاتی است که امروزه در جامعه اسلامی ما مطرح است و تشریح حکم اسلامی حجاب و پاسخ به شبهات آن برای تمام مبلغان گرامی ضروری است. به این سبب ما در آستانه ولادت امام هشتم علیه السلامبه شرح دو سخن حکیمانه امام رضا علیه السلام در این باره می‏پردازیم:

فلسفه عفاف و حجاب

محمّد بن سنان می‏‏گوید: حضرت امام رضا علیه السلام در جواب سؤالات من، نامه‏ای برایم ارسال داشتند که در فرازی از آن فرموده بودند: «حُرِّمَ النَّظَرُ إِلَی شُعُورِ النِّسَاءِ الْمَحْجُوبَاتِ بِالْأزْوَاجِ وَ غَیْرِهِنَّ مِنَ النِّسَاءِ لِمَا فِیهِ مِنْ تَهْیِیجِ الرِّجَالِ وَ مَا یَدْعُوا التَّهْیِیجُ اِلَی الْفَسَادِ وَ‌ الدُّخُولِ فِیمَا لَا یَحِلُّ وَ لَا یَحْمِلُ [یَجْمُلُ] وَ کَذَلِکَ مَا أشْبَهَ الشُّعُورَ إِلَّا الَّذِی قَالَ اللهُ تَعَالَی وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ‌ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ الْجِلْبَابِ وَ لَا بَأسَ بِالنَّظَرِ إِلَی شُعُورِ مِثْلِهِنَّ.» (1)

«نگاه کردن به موهای زنان شوهردار وغیرشوهردار، حرام است؛ زیرا این نگاه، مرد را تهییج و تحریک می‌کند. و تهییج، شخص را به فساد و داخل شدن در حرام و اعمال ناپسندیده می‌کشاند و همچنین است حکم نگاه به غیر مو،‌ [که نگاه مرد به آنها حلال نیست،] مگر در موردی که حق‌تعالی [در قرآن، آن را استثنا کرده و] فرموده است: ‏(وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ‌ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ)؛ «بر زنان سالخورده که از ولادت و عادت بازنشسته، امید ازدواج ندارند باکی نیست که لباسهایشان را غیر از چادر بر زمین بگذارند و اشکالی ندارد که به موهای مثل این زنان نگاه شود.»

عامل ترغیب زنان به حجاب و عفاف

روزی حسن بن جهم به محضر امام رضا علیه السلام‌ مشرف شد. وی متوجه شد که حضرت، ظاهری آراسته دارد و خضاب (2) هم کرده است. با تعجب پرسید: «خضاب کرده‌اید؟» امام فرمود: «نَعَمْ بِالْحِنَّاءِ وَ الْکَتَمِ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ فِی ذَلِکَ لَأَجْراً إِنَّهَا تُحِبُّ أَنْ تَرَى مِنْکَ مِثْلَ الَّذِی تُحِبُّ أَنْ تَرَى مِنْهَا یَعْنِی الْمَرْأَةَ فِی التَّهْیِئَةِ وَ لَقَدْ خَرَجْنَ نِسَاءٌ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْیِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ؛ (3) بله، با حنا و برگ نیل خضاب کرده‌ام؛ مگر نمی‌دانی که این کار، سودی فراوان دارد؛ از جمله آنکه همسر تو دوست دارد در تو همان زیبایی و آراستگی را ببیند که تو دوست داری در او ببینی، و زنانی [در اقوام گذشته] از دایره عفت، بیرون رفتند و فاسد شدند. و چنین نشدند، مگر به دلیل کم‌توجهی شوهرانشان به آرایش خود.»

حضرت رضا علیه السلامدر سخن دیگری در همین باره فرمود: «أَنَّ نِسَاءَ بَنِی إِسْرَائِیلَ خَرَجْنَ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْیِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ؛ (4) زنان یهود از عفت بیرون رفتند و فاسد شدند، و چنین نشدند مگر به دلیل کم‌توجهی شوهران به آرایش و نظافت خود.»

و نیز فرمود: «وَ قَالَ إِنَّهَا تَشْتَهِی مِنْکَ مِثْلَ الَّذِی تَشْتَهِی مِنْهَا؛ (5) همسرت از تو همان را می‌خواهد که تو از او توقع داری.»

با توجه به سخن امام رضا علیه السلام معلوم می‌شود که هدف دین از ضروری دانستن حجاب، حذف زمینه‌های فساد است. همچنین باید مرد و زن مسلمان، مسائل جنسی خود را منحصر به کانون گرم خانواده قرار دهد؛‌ وگرنه جامعه از سلامت جنسی برخوردار نخواهد بود.

 

1) علل الشرایع، شیخ صدوق، نشر داوری، قم، ج 2، ص 565، باب علة تحریم النظر إلی شعور النساء.
2) آنچه که موی سر و صورت یا پوست بدن را با آن رنگ کنند مثل حنا یا وسمه و یا سایر لوازم آرایشی که انسان ظاهرش را زیبا و گلگون کند.
3) مکارم الأخلاق، حسن طبرسی، نشر شریف رضی، ص 81، الفصل الثالث فی الخضاب.
4) همان، ص 80.
5) همان.

 


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/٦/٢٥ .::. ۸:٥۸ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/٦/٢۱ .::. ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

رسول خدا(ص) از جبرئیل(ع) پرسید:

آیا فرشتگان خنده و گریه هم دارند؟!

جبرئیل عرض کرد:

بله!

زمانی که زن بی حجاب و بدحجابی می میرد

و بستگانش او را در قبر می گذارند،

(دورش را میگیرند)

و رویش را با خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود!

فرشتگان می خندند و می گویند:

تا وقتی (زنده) و جوان بود و هر کسی را تحریک میکرد و به گناه می انداخت

(پدر و برادر و همسرش غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند،

حالا که مُرده و همه از دیدن (لاشه او) نِفرت دارند، او را می پوشانند!!!

 


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/٦/۱٩ .::. ٩:٠۱ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()
3724155882342381332112182363188202147651

گرمای تابستان چه لذت بخش است

وقتی با خدا معامله بهشت و جهنم می کنم.

گرما را به جان می خرم

اما حجابم را با جهنم عوض نخواهم کرد

برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/٦/۱٦ .::. ٩:٤٤ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

 

وقتی چادرم می شودسپری برای چشمان گناه آلود

وقتی چادرم سایبانی می شود در برابر هوس ها

وقتی چادرم می شود تیری در چشمان دشمنان

وقتی چادرم می شود خاکی بر سر شیطان

وقتی چادرم می شود دل گرمی آقایم

وقتی چادرم می شود آبروی اسلام

تو چگونه از من می خواهی از این صدف دست بکشم!؟

منبع : حجاب برتر


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/٦/۱٥ .::. ٦:٠٢ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()
 چرا حجاب؟

هیچ باغبانی را سرزنش نمیکنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است،چون باغ بی دیوار،از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمیماند.

هیچ کس با نام (آزادی) دیوار خانه خود را برنمیدارد و شبها درِ حیاتش را باز نمیگذارد،چون خطر رخنه دزد جدی است.

هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بدون حفاظ،در معرض دید رهگذران نمیگذارد تا بدرخشد،جلوه کند و دل برباید چون خود جواهر ربوده می شود.

اگر در شیشه عطر را باز بگذاری،عطرش می پرد.

اگر در مقابل پنجره خانه ات توری نزنی،از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود.

وقتی راه ورود پشه ها را می بندی خود را مصون ساخته ای نه محدود و زندانی. 

زن به خاطر عصمتی که دارد و میراث دار پاکی مریم (علیه السلام) است،نباید بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه گردد.

گوهر عفاف و پاکی،کم ارزشتر از طلا،پول و محصول باغبان و وسایل خانه نیست.دزدان ایمان و غارتگران شرف نیز فراوانند.

بعضی گناه ها ویروس گناه منتشر می کند و بعضی چهره ها حشره مزاحمت را به دور خود جمع می کند.

خراب کردن همه دیوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها،نشانه تیره اندیشی است نه روشنفکری!علامت جاهلیت است نه تمدّن!

میگویی نه؟به طومار کسانی نگاه کن که پس از رسوایی و بی آبرویی،با دو دست پشیمانی برسر غفلت خویش می زنند و بر جهالت خود لعنت می فرستند.

کسی که از (جماعت رسوا) نگریزد،(رسوای جماعت) می شود!

آنکه ایمان را به لقمه ای نان می فروشد.

آنکه یوسف زیبایی را با چندسکه قلب عوض می کند.

آنکه کودک عفاف را جلوی صد ها گرگ گرسنه می برد وبه تماشا میگزارد،روزی هم پشت دیوار ندامت اشک حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت.

در آخرت هم به آتش بی پروایی خو خواهد سوخت.

از اول بایدمواظب بود که این کاسه چینی نشکند و این جامعه بلورین ترک برندارد.

ولی....گریه بی حاصل است و بی ثمر،وقتی که شاخه شکست و گل چیده شد.

به قلم استاد جواد محدثی

--
روح الله مؤمن نسب
 

برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/٦/۱٥ .::. ٥:۱۸ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

زنانی که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، زیبایی و زینتهای خود را برای نامحرمان آشکار نمی‌ کنند که اگر چنین کنند، دین خود را فاسد و خشم خدا را برانگیخته‌ اند

(مستدرک الوسائل: ج 14، ص 248)

 


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩٢/٦/۱۳ .::. ٦:٢٥ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

برخی از سوره ها و آیات مربوط به حجاب عبارتند از: 1. سوره نور، آیات 30، 31، 33 و 60; 2. سوره احزاب،، آیات 35، 53، 55، و 59. از نظر شرع اسلام زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند; ولی پوشاندن صورت و دست ها از مچ به پایین واجب نیست.[1] حکم پوشش در مکان هایی که درمعرض دید نامحرم است باید اجرا شود; فرقی نمی کند که نامحرم در منزل یا غیر منزل باشد; حتّی در مورد افراد نامحرمی که همیشه با انسان ارتباط دارند، این حکم و امثال آن جاری است.
در مورد حجاب واجب، کافی است که زن به هر وسیله ای که می تواند خود را بپوشاند و لباس خاصّی شرط نیست; ولی پوشیدن لباس های تنگ و چسبان و همچنین لباس های زینتی اشکال دارد.2]
خداوند متعال در سوره نور آیه 31 خطاب به زنان مؤمن می فرماید که وظیفه دارند زینت هایی را که معمولا پنهان است، در نزد نامحرمان بپوشانند. 

«وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ ...; (نور، 31)

 و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را ]از نگاه هوس آلود[ فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند و ]اطراف [روسری های خود را بر سینه خود افکنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[ و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان و ...». اگر چه مهم، رعایت حجاب است و پوشیدن چادر، الزامی ندارد، ولی چادر، بهترین نوع حجاب و نشانه ملی زنان جامعه ایرانی است. مانتو و مانند آن، اگر چه با شرایطی مناسب است، اما چون سبب نمایان شدن اندام و برجستگی های بدن زن می شود، ممکن است منشأ تحریک و فساد باشد. عقل انسان بین خوب و خوب تر، قطعاً خوب تر را انتخاب می کند; بنابراین، چادر عاقلانه تر و بهتر است.3]

1].  توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 417، مسئله 2435، دفتر انتشارات اسلامی.
2].  همان، ص 421.
3]. تفسیر نمونه، آیة الله مکارم شیرازی، ج 14، ص 434ـ448، دارالکتب الاسلامیة / آن چه باید یک زن بداند، اسدالله محمدی نیا، ص 163ـ164، دفتر تبلیغات اسلامی.

منبع : پایگاه پرسمان قرانی
 

 


برچسب‌ها: حجاب و عفاف

۱۳٩۱/٦/٢٦ .::. ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

http://publicrelations.tums.ac.ir/images/news/shahedan2.jpg

 

بسم رب الشهداء و الصدیقین

آن روزها تو و همرزمان غیورت شهید شدید تا اسلام زنده بماند

این روزها من و ما باید زنده بمانیم تا اسلام شهید نشود

آن روزها سنگر تو ، در قلب جبهه های نبرد بود

این روزها سنگر من، درس و دانشگاه و علم آموزی است برای پیشرفت وطنم

آن روزها دشمن پشت مرزها بود و گهگاه حمله میکرد

این روزها دشمن توسط رسانه هایش به حریم خانه ام وارد شده است

آن روزها سنگر تو در جبهه ها ، خاک و سنگ و پوتین و پلاک عاشقی بود

این روزها سنگر من حجاب و چادر و دینم است که تیر به قلب دشمن می زند

آن روزها سلاح تو ، توپ ، تانک ، تفنگ و آر پی جی بود

این روزها سلاح من، ایمان، اعتقاد، علم و فرهنگم است

سلاح من و ما ، غیرت مردان و چادر زنان سرزمین مان است

آن روزها جنگیدی تا فرزندان این مرز و بوم در امنیت و آرامش باشند

این روزها دشمن با تهاجم هایش، قلب و تفکر فرزندان سرزمینم را هدف گرفته است

آن روزها در خون غلتیدی و همچون گل لاله، پرپر شدی تا امنیت آینده من تامین شود

این روزها پاسداری از حرمت خون پاک و با عزّت تو ، تمام آیندۀ درخشان من است

آن روزها در خون پاک خود غلتیدی تا از ولایت فقیه و اسلام محمدی(ص) دفاع کنی

این روزها پشتیبانی از ولایت و دفاع از اسلام عزیز والاترین درسی است که از جهادت آموخته ام

آن روزها با رمز "یا زهــــرا" در عملیات ها پیروز و سربلند می شدی، با یاری خدا

این روزها رمز "یا زهرا" باید رمز لحظه لحظه ی زندگی من باشد تا از صراط دور نشوم

آن روزها با ایمان و توکل به خدا، جانت را در راه خدا و دفاع از کشورت هدیه دادی

این روزها من مانده ام و دنیایی از شرمندگی ها در برابر رشادتهای تو و تمام مردان خدا

این روزها من مانده ام و احساس دِین به شما سبکبالانی که پرواز کردیدو تا خدا رسیدید

و ای کاش این روزها من بیشتر به شما و مسیر گامهای استوار شما ، رهنمون شوم...

دعایمان کنید ای شهیدان خدایی، ای مردان پاک صراط الهی

دلنوشته ای تقدم به شهدا..

 

برای شادی روح امام(ره) و شهدا و سلامتی امام خامنه ای حفظه الله صلوات

http://www.rohama.org/files/fa/news/1390/4/8/25396_592.jpg


برچسب‌ها: شهدا, حجاب و عفاف

۱۳٩۱/٦/۱۱ .::. ٩:۳٦ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت

توحید انعکاس نمایانتری نداشت

زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت

دیگر خدا نیاز به پیغمبری نداشت

دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند

دنیا ادامه داشت، دگر محشری نداشت

بسم رب الزهرا...

جانم به فدایت شود مادرم "ایتها الصدیقة الشهیده"

چه عظمتی دارد وقتی به عشق مادر، چادر به سر کنی

چه زیباست وقتی حجابت را به نام مادرت فاطمه زهرا(س)، تبــّــرک کنی

چه زیباست وقتی چادرت را بیش از هر لباس دیگری دوست داشته باشی

چادری که تو را یاد چادر خاکی مادرت زهرا(س) میاندازد

همانا حجاب ظاهری که ، حجاب دل بیاورد ، حجاب واقعی است

حجاب ظاهری که تقدسش، تو را به یاد صدیقۀ طاهره بیاندازد ، حجاب واقعی است

نام زهرا(س) دلها را شــــفا می دهد

و "چادر مادر" الگویی است برای تکامل روح، معنویت و دین زنان

چادر صدفی است برای گوهر گرانبهای عفت و پاکدامنی، به نام زن

و زن ، این گوهر گرانبها، وقتی که درون صدف باشد قطعاً گرانبهاتر است

سالروز ازدواج مادرم حضرت زهرا(س) با پدرم مولا علی(ع) حریم چادر را شناختم

روزی که برای من تولدی دوباره بود

روزی که جانی دوباره گرفتم

و روزی که چادر را به نیت حضرت فاطمه(س) به سر کردم

روزی که مادر پهلو شکسته ام ، روحم را شفا داد

جانم به فدای حضرت زهرا سلام الله

از خداوند مهربان عاجزانه میخواهم یاریم کند تا آخرین نفس، قدر این حریم را بدانم

تا شاید لحظه ای (فقط لحظه ای) عظمت "فاطمه" بودن را با مدد حجاب درک کنم

هرچند که فاطمه زهرا(س) کجا و این بندۀ سراپا تقصیر کجا..

ولیکن تمرین فاطمه وار زیستن، نیاز به حرمتی بس عظیم دارد به نام "حجاب"

پروردگارا یاریم کن هرگز لیاقت این نعمت زیبا و مقدس را از دست ندهم

و ای کاش شرمنده ی عزیز دل زهرا عجل الله ، نباشم

خاطره از : دختری که وقتی چادری شد، متولد شد

 

وصیت شهدا :

خواهرم سرخی خونم را به سیاهی چادرت به امانت دادم، پس امانت دار باش

اللهم عجل لولیک الفرج


 

پست های مرتبط با حجاب :

+ چه بودیم و چه شدیم...

+ من چه کرده ام با خود؟

+ آن روزها ، و این روزها...

+ حدود حجاب اسلامی برای بانوان از نظر قرآن کریم تا چه حد است؟


برچسب‌ها: حجاب و عفاف, انتظار فرج

۱۳٩۱/٦/٢٧ .::. ۱:۳٢ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

قسمتی از وصیت نامه ی «شهاب الدین اسماعیلی سراجی» :

«شایسته ی یک ملت انقلابی و سربلندتر از ملل دیگر این نیست که بعد از نه سال و اندی، هنوز هم ارزش های فکری اش را به سبک مدل اروپایی درآورده و جوانهایش؛ این نونهالان نوبنیاد، علاف و بی هدف در خیابان ها پرسه زنند و بعضی ها همچون عروسک های زینت یافته، تمام افکارشان غرق در چگونه پوشیدن و چگونه تفریح کردن باشد. تمام چشم ها و گوش های دنیا متوجه ما و انقلابمان است، آن وقت ما چون ملتی زبون و پست، حتی چگونه پوشیدنمان را از آن ها تقلید کنیم. جای بسی شگفتی است که آیات دل نشین خداوندی را به کناری نهاده و جذب سمفونی و بهتون ها شویم.»

ای جوان ، ای جوان ایرانی ، کمی گوش به وصیتنامه این شهید عزیز فراده و کمی با خودت نجوا کن که چرا ما باید از دشمنان مان که در پی بیراهه رفتن ِ ما هستند و می خواهند این کشور امام زمانی را نابود کنند تقلید کنیم...؟ و چرا باید دختران مان لباس های ناجور و مبتذل بپوشند و موهای خود را به شکل هایی که همه دست نشانده غرب است درست کنند و بیرون بریزند و با این کارشان خون به دل امام زمان و شهدا کنند؟!

آیا به روز قیامت اعتقاد داریم...؟ من بیش از این یارای سخن گفتنم نیست. امیدوارم این مطلب تاثیر گذاری خوبی روی کسانی که آن را می خوانند داشته باشد.

«التماس دعای فرج»

منبع: نشریه امتداد «اسماعیلی سراجی»

به امید ظهور یار...
یا علی...

منبع مطلب : وبلاگ فرهنگ جبهه


برچسب‌ها: حجاب و عفاف, شهدا

۱۳۸٩/۱٢/٢٧ .::. ٢:۳۳ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()

 

من چه کرده ام با خود؟

«راستی شنیده ای فلان مُد 2010 به بازار آمده؟ فردا قصد دارم بخرم.. راستی شنیده ای رنگ امسال چیست؟ آبی ، قرمز ، فیروزه ای ، سبز ، ... راستی مانتو کوتاههای جدید را دیده ای؟ خیلی ناز و شیک هستند ، قصد دارم بخرم... راستی شلوار لی های جدید را دیده ای؟ می گویند تنگ و لوله ای و پاچه گشاد و مُد روز هستند ، حتما خواهم خرید.. راستی سِت لوازم آرایش های جدید را استفاده کرده ای؟ خیلی عالی هستند من خریده ام تو هم بخر...»

وای خدای من! مرا چه شده است؟ من چه کرده ام با خود؟

خدایا ، پروردگارا ، ما را چه شده است؟ ما چه کرده ایم با خود؟

آیا حرفهای من در ابتدای متن ، حرفهای من است که امروزه هر روز به گوش می رسد؟ آیا من به عنوان دختری ایرانی اینگونه شده ام؟ آیا من به عنوان دختری مسلمان اینگونه سخن می گویم؟ اینگونه از مُدهای غربی و متدهای روز دم می زنم؟ آیا من واقعا من هستم؟ آیا من خودم هستم؟ آیا این من هستم که این روزها شلوارهای تنگ می پوشم و مانتوهای تنگ و بدن نما ، با خروار خروار آرایش های غلیظ ، در جامعه ام تردد می کنم؟ جامعه ام؟ ایرانم؟ آیا من ِ ایرانی با این سر و وضع به اصطلاح شیک و مدرن در کوچه و خیابان ایرانم قدم می زنم؟

 

با تو هستم ، آری با تو ! با تو که خود ِ من هستی. تویی که منی و منی که تو هستم. آری درست فهمیدی با خودم هستم ، با خودم که دختر ِ ایرانی ِ ایران زمین هستم. با خودم که دختر ِ مسلمان ایرانی هستم. با تویی که دختر مسلمان ایرانی هستی. من و تو نداریم ، من همان تو هستم ، تو همان من هستی ، ما همگی خودمان هستیم. بنی آدم اعضای یکدیگرند ، که در آفرینش ز ِ یک گوهرند ، چو عضوی به درد آورد روزگار...

آری روزگار... روزگار ِ غریبی ست نازنین!

راستی آیا من مسلمان هستم؟ آیا من هنوز هم یک مسلمان هستم؟ اصلاً من مسلمان هستم؟ خدای من... چه می گویم؟ معلوم است که مسلمانم. مسلمان به دنیا آمده ام ، مسلمان نفس کشیده ام ، مسلمان زیسته ام.. مسلمان زیسته ام؟ یعنی من مسلمان زیسته ام؟ یعنی من الان مثل یک مسلمان زندگی می کنم؟ شک دارم.. به ولله شک دارم.. شک دارم که من مسلمان باشم..

اللهم اغفرلی الذنوب...

نامحرم مو و گیسوان مرا می بیند ، نامحرم لباسهای زیبای مرا می بیند و لذت می برد ، نامحرم صورت زیبا و رنگین کمانی مرا می بیند و لذت می برد ، نامحرم مانتوی بدن نمای مرا می بیند و رد می شود و هر از گاهی لبخندی ، مضحکه ای ، حرفی ، حدیثی ، نامحرم صدا و ملودی آهنگین مرا می شنود و خوشحال می شود ، روحیه ای عوض می کند ، ناخن های رنگارنگ من ، کفش های تق تقی من ، تق تق می کند مدام ... مثل تیک تاک ساعت ، قلب نامحرم را می لرزاند ، واژه کم دارم ، واژه هایم رنگین تر از آن است که فکرش را می کنی... واژه های سر و وضع من قلب های بیمار را داروست ، داروی دلهای بیمار است ، دلهای سالم را هم می تواند بیمار کند. گویا تصمیم من بیمار کردن دلهاست ، گویا من هم بیمار شده ام ، من مسلمانم؟

 

نمی دانم تو بگو! من یادم رفته است مسلمانم یا نیستم؟ نیستم؟ باور کن هستم اما... اما دنیا عوض شده خواهر ِ من ، جمع کن افکار قدیمی را ، د ِ مُده شده ای ، خلاصه بگویم یک کلام ، اُمّل شده ای. جمع کن این حرفها را ، دنیا عوض شده ، قرن قرن اتم است ، کجای کاری؟ جمع کن خواهر ِ من ، هنوز افکارت در محدودۀ 1400 سال پیش سیر می کند؟ ای بابا... این حرفها مال 1400 سال پیش بود ، قرن بیستم است ، قرن افکار نو ، تکنولوژی ، اتم ، مُد ، زیبایی ، پیشرفت ، دنیای غرب ، زندگی بهتر ، افکار پوچ کمتر ، زندگی بهتر ، انسانیت کمتر ، زندگی بهتر ، فرزند کمتر ، زندگی بهتر ، پیشرفت بیشتر ، زندگی بیشتر پول بیشتر ، زندگی بهتر ، سفرهای دور دنیای بیشتر ، زندگی بهتر ، آرایش بیشتر ، لباسهای تنگ تر ، رنگا به رنگ تر ،... و بالاخره زندگی بهتر ، حیا و حرمت کمتر ، اسلام کمتر ، مسلمانیت کمتر ، انسانیت کمتر ، عزت زنانه کمتر و....

کجاست آن معصومیت دخترانۀ من ؟ من آن را می خواهم ! من دلم برای ایرانی بودنم تنگ شده ، دلم برای چادرم تنگ شده ، چادری که کلاس سوم ابتدایی دغدغۀ پوشیدنش را داشتم امروز ته کمد لباسهایم خاک می خورد ، دلم برای روسری های قشنگم که موهایم را می پوشاند تنگ شده ، روسری های امروزم یک وجب بیشتر عرض ندارند ، روسری های امروزم کفاف اندازۀ جمجمۀ سرم را ندارند... چه کنم؟ مرا چه شده است ای هموطن؟  

من این روزها عزت و مقام زنانه ام را بین مُدهای عجق وجق شبکه های غربی می یابم ، من این روزها دوخت ِ لباس و پوشش تن و بدنم را سپرده ام به خیاط های مدرنیته ، من این روزها دیگر لباسهای محجبه ام را که قبلا عاشقانه دوستشان دارم دوست ندارم ، من این روزها روسری های یک وجبی ام را بیشتر دوست دارم نه چادری که روزی برای دوختنش له له می زدم ، من این روزها چقدر عوض شده ام ، چقدر تغییر کرده ام ، کاملا مشخص است نه ؟ من این روزها خیلی زیبا شده ام ، مثل عروسک ، من این روزها فشن شده ام ، نمی دانی چقدر هیجان دارد این فشن ، موهایم و آرایش هایم چنان نور بالا می زند که در تاریکی نیز به چشم می خورد ، من این روزها عجیب تغییر کرده ام ، عجب افتخاری هم می کنم ، باور نداری؟ تو هم امتحان کن ، چنان افتخاری دارد.. جلوی دوستانت کم نمی آوری تازه زیاد هم می آوری...

اما یک چیز کم دارم ، هر چه می گردم بین این مدها و متدها یک چیز کم است ، باور کن یک جای کار می لنگد ، گویا یک چیز اساسی ، کم است ، کمکم کن پیدایش کنم ؟ تو می دانی چه چیز کم است؟ میدانم می دانی ، خودم هم میدانم ، اما رغبت نمیکنم به گفتن ، زبانم نمی چرخد ادایش کنم ، من خودم را کم دارم ، من گم شده ام ، من بین این همه رنگین کمان ِ گول زنک ، گم شده ام ،  من تسخیر شده ام و گم شده ام ، آری به خدا قسم من تسخیر شده ام ، تسخیر هوای نفس ، تسخیر نفسم شده ام ، هوای نفسی که شیطان را هم درس می دهد...

من دلم برای حرمت زنانه ام لک زده ، من دلم برای چشم هایم که از شرم و حیا آب می شد و لحظه ای هم که شده بر زمین خیره می شد لک زده ، من دلم برای روسری های حرمت دارم لک زده ، من دلم برای چادری که از من ِ من یک خانم به تمام معنا می ساخت لک زده ، من دلم برای صورتم که در حفاظ حجاب مثل ماه می درخشید لک زده ، من دلم برای زهرایی زیستن لک زده ، من دلم برای زینبی نگاه کردن لک زده ، به خدا قسم من دلم برای خودم لک زده ، من دلم برای من ِ من لک زده ، من کجا گم شدم؟ من کی گم شدم که خودم هم نفهمیدم؟

باشد هر گونه می خواهی تصور کن ، دوست داری مرا اُمّل هم بخوان ، اما من استوار و از صمیم قلب می گویم من ، یک دختر ایرانی و مسلمان ، دلم برای اُمّل بودن هم لک زده ! آسوده شدی؟ اما به ضربان قلبم قسم ، من دلم برای زهرایی زیستن لک زده ، به قدم های استوار زنانه ام سوگند می خورم ، من دلم برای زینبی زیستن و زینبی نگاه کردن لک زده...

یا بنت رسول الله ادرکنی ، ادرکنی ، ادرکنی

یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی ، ادرکنی ، ادرکنی

نویسنده مقاله  : ای کاش منتظر باشم


*********
 

در نظر سنجی شرکت کنید

 

 


برچسب‌ها: حجاب و عفاف, وظایف منتظران, دلنوشته های مذهبی فرزانه حبوطی

۱۳٩٢/۸/٢۸ .::. ۱:٤٩ ‎ق.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()