اللهم عجل لولیک الفرج
 
روی خط بیداری اسلامی در عصر آخرالزمان

یک تاجری چند تا بچه داشت. بچه‌هایش هم ماشاءالله خوشتیپ و خوشگل! هم چند تا کارخانه، برای بچه‌هایش هم کارخانه، هم بچه‌های پولدار، هم باسواد، یک خانه‌ی بسیار سلطنتی هم ساخت. در خانه چه استخری و می‌گفت: من با این وضعی که بچه‌های من از لحاظ شکلی دارند، و سرمایه، و خانه‌ای که دارند، اصلاً ابرویشان را تکان بدهند، دخترها زنش می‌شوند.

ایشان شش، هفت سال است دنبال دختر می‌گردد و دائم هرجا می‌روند، نزدیک عقد یک چیزی پیش می‌آید به هم می‌خورد. آنوقت کارگرها با حقوق کم نان و سیب‌زمینی می‌خورند، تند تند پسرهایشان را داماد می‌کنند، دخترهایشان را... می‌گفت: خدا می‌خواهد به من بگوید: آقا حواست جمع باشد، میگفت: خدا دارد حال مرا می‌گیرد. چون در دلم آمد من با این وضع زود عروس گیرم می‌آید.

خدا می‌گوید: با همین وضع چنان تو را تاب می‌دهم، و کارگرهای خیلی ساده، دختر و پسرشان عروس و داماد می‌شوند، تا حال تو را بگیرم. تا دیگر نگویی: چون خانه‌ی من خوب است، پس وضع من خوب است. خیلی‌ها خانه‌شان ضعیف است، زندگی‌شان شیرین است، خیلی‌ها درآمد و خانه و ماشینشان عالی است، زندگی‌شان در نکبت است. من هم هستم. ماشین بشر مثل ماشین‌های تعلیم رانندگی است.

در تعلیم رانندگی گرچه گاز و ترمز زیر پای شما است، ولی یک گاز و ترمز هم آن طرف است. ممکن است تو گاز بدهی، نمی‌رود. او نمی‌خواهد! اینطور نیست که حالا اگر چنین شوید، چنین شوید، چنین شوید.

خوب عرض کنم به حضور شما در مسأله‌ی استاندارد گاهی تصمیم‌ها استاندارد نیست. تصمیم می‌گیرند مثلاً این قسمت را برای دوچرخه سوارها خرج کنند. صدها میلیون خرج می‌کنند بعد می‌بینیم دوچرخه سواری نیست. تصمیم می‌گیرند یک منار بسازند، حالا که منار ساختند، می‌بینند کسی بالا نمی‌رود اذان بگوید. اصلاً گاهی تصمیم استاندارد نیست. پس چهار رقم داریم.

1- هم تصمیم، استاندارد باشد، درست باشد، هم اجرا.
٢- گاهی نه تصمیم درست است، نه اجرا.
٣- گاهی تصمیم درست است، اجرا غلط است.
٣- گاهی تصمیم غلط است، اجرا درست است.

معنای استاندارد این است که همه درست باشد. گاه تصمیم غلط است.

دختر دانشگاه می رود، قورباغه‌شناسی، مدرک دارد هیچ‌جا کاربرد ندارد. آخوند در حوزه راجع به گوشت ارنب (خرگوش) تحقیق می‌کند. که نه مادرش خورده نه پدرش خورده و نه در ایران کسی خرگوش می‌خورد. ولی رساله‌ی اجتهادش راجع به گوشت خرگوش است. اصلاً تصمیم غلط است. گاهی تصمیم غلط است.

اصلاً رشته‌ای که قبول کرد، غلط است. اصلاً این همسر را غلط انتخاب کردی. این تصمیم بر ازدواج با این، این تصمیم غلط است. همینطور یک لبخند زد، پول بستنی‌اش را داد، پول سینمایش را داد، تلفن کرد، تبریک به او گفت، این همه پول... اصلاً گاهی تصمیم غلط است. ولو مراسم عروسی خیلی خوب برگزار شد. مراسم برگزار شد. ولی تصمیم غلط است.

گاهی هم تصمیم غلط است، هم اجرا غلط است. قرآن راجع به آنهایی که هم تصمیم غلط است، هم اجرا می‌گوید: «أَساؤُا السُّواى‏» (روم/10) «أَساؤُا» از سوء، «أَساؤُا السُّواى»‏ یعنی هم کار بد است و هم بد انجام می‌دهند. مثل چه؟ مثل کشتن امام حسین. کشتن امام حسین بد بود. اما این بد را هم بد انجام دادند. آقا می‌خواهی امام حسین را بکشی، با تیر بکش. اما دیگر لب تشنه و دعوت دوازده هزار نامه و روبروی زن و بچه و نمی‌دانم آتش زدن خیمه و جلوی علی اصغر و آخر ببینید «أَساؤُا السُّواى‏» یعنی هم تصمیم بد بود و هم این تصمیم بد را بد انجام می‌دهند.

گاهی تصمیم درست است، اجرا غلط است. تصمیم‌های خوبی گرفته شده، از نظر مدیریت خوب است. تصمیم را مدیریت خوب گرفته است. اما بد اجرا می‌کنند. و گاهی هم تصمیم غلط است، مثلاً این جاده را نباید مسجد بسازند، چون این جاده در معرض تغییر است. اصلاً این جاده در ساعت 5 تا ماشین نمی‌گذرد. اصلاً شما نباید در این جاده مسجد بسازی.

مسجد را باید در جاده‌ای ساخت که لااقل یک ساعت دویست تا ماشین عبور کند. برای نیم کیلو آرد که کسی نانوایی باز نمی‌کند. برای دو تا کامیون دار که آدم یک مسجد در جاده نمی‌سازد. تصمیم غلط است. اما انصافاً مسجد خوبی ساختند. مسجد خوبی ساختند، گرچه اصل مسجد نباید ساخته شود. پس ببینید وقتی می‌گوییم: استاندارد، همه با هم باید... هم تصمیم مسئولین، گاهی وقت‌ها بسیار خوب اجرا می‌شود.

برگرفته از درسهایی از قرآن «حجت الاسلام قرائتی»
موضوع: استاندارد در قرآن و روایات (1)
تاریخ پخش:  22/07/89

 


برچسب‌ها:

۱۳۸٩/٧/٢٢ .::. ٧:٥٠ ‎ب.ظ .::. فرزانه حبوطی .::. نظرات ()