اللهم عجل لولیک الفرج
 
روی خط بیداری اسلامی در عصر آخرالزمان

بسم الله الرحمن الرحیم



دلم را به "مستحبی" خوش کرده ام که جوابش "واجب" است

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

---

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی

الامامِ التّقی النّقی و حُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری

الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه

کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ

ولادت با سعادت هشتمین ستاره ولایت و امامت

بر همه شیعیان جهان گرامی باد

به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد

به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد

خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذیقعده

که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد

محتاج دعای شما خوبان

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/٢٥ توسط فرزانه حبوطی

حجاب و عفاف از منظر امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

فلسفه پوشش و حجاب اسلامی از مهم‏ترین موضوعاتی است که امروزه در جامعه اسلامی ما مطرح است و تشریح حکم اسلامی حجاب و پاسخ به شبهات آن برای تمام مبلغان گرامی ضروری است. به این سبب ما در آستانه ولادت امام هشتم علیه السلامبه شرح دو سخن حکیمانه امام رضا علیه السلام در این باره می‏پردازیم:

فلسفه عفاف و حجاب

محمّد بن سنان می‏‏گوید: حضرت امام رضا علیه السلام در جواب سؤالات من، نامه‏ای برایم ارسال داشتند که در فرازی از آن فرموده بودند: «حُرِّمَ النَّظَرُ إِلَی شُعُورِ النِّسَاءِ الْمَحْجُوبَاتِ بِالْأزْوَاجِ وَ غَیْرِهِنَّ مِنَ النِّسَاءِ لِمَا فِیهِ مِنْ تَهْیِیجِ الرِّجَالِ وَ مَا یَدْعُوا التَّهْیِیجُ اِلَی الْفَسَادِ وَ‌ الدُّخُولِ فِیمَا لَا یَحِلُّ وَ لَا یَحْمِلُ [یَجْمُلُ] وَ کَذَلِکَ مَا أشْبَهَ الشُّعُورَ إِلَّا الَّذِی قَالَ اللهُ تَعَالَی وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ‌ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ الْجِلْبَابِ وَ لَا بَأسَ بِالنَّظَرِ إِلَی شُعُورِ مِثْلِهِنَّ.» (1)

«نگاه کردن به موهای زنان شوهردار وغیرشوهردار، حرام است؛ زیرا این نگاه، مرد را تهییج و تحریک می‌کند. و تهییج، شخص را به فساد و داخل شدن در حرام و اعمال ناپسندیده می‌کشاند و همچنین است حکم نگاه به غیر مو،‌ [که نگاه مرد به آنها حلال نیست،] مگر در موردی که حق‌تعالی [در قرآن، آن را استثنا کرده و] فرموده است: ‏(وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ‌ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ)؛ «بر زنان سالخورده که از ولادت و عادت بازنشسته، امید ازدواج ندارند باکی نیست که لباسهایشان را غیر از چادر بر زمین بگذارند و اشکالی ندارد که به موهای مثل این زنان نگاه شود.»

عامل ترغیب زنان به حجاب و عفاف

روزی حسن بن جهم به محضر امام رضا علیه السلام‌ مشرف شد. وی متوجه شد که حضرت، ظاهری آراسته دارد و خضاب (2) هم کرده است. با تعجب پرسید: «خضاب کرده‌اید؟» امام فرمود: «نَعَمْ بِالْحِنَّاءِ وَ الْکَتَمِ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ فِی ذَلِکَ لَأَجْراً إِنَّهَا تُحِبُّ أَنْ تَرَى مِنْکَ مِثْلَ الَّذِی تُحِبُّ أَنْ تَرَى مِنْهَا یَعْنِی الْمَرْأَةَ فِی التَّهْیِئَةِ وَ لَقَدْ خَرَجْنَ نِسَاءٌ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْیِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ؛ (3) بله، با حنا و برگ نیل خضاب کرده‌ام؛ مگر نمی‌دانی که این کار، سودی فراوان دارد؛ از جمله آنکه همسر تو دوست دارد در تو همان زیبایی و آراستگی را ببیند که تو دوست داری در او ببینی، و زنانی [در اقوام گذشته] از دایره عفت، بیرون رفتند و فاسد شدند. و چنین نشدند، مگر به دلیل کم‌توجهی شوهرانشان به آرایش خود.»

حضرت رضا علیه السلامدر سخن دیگری در همین باره فرمود: «أَنَّ نِسَاءَ بَنِی إِسْرَائِیلَ خَرَجْنَ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْیِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ؛ (4) زنان یهود از عفت بیرون رفتند و فاسد شدند، و چنین نشدند مگر به دلیل کم‌توجهی شوهران به آرایش و نظافت خود.»

و نیز فرمود: «وَ قَالَ إِنَّهَا تَشْتَهِی مِنْکَ مِثْلَ الَّذِی تَشْتَهِی مِنْهَا؛ (5) همسرت از تو همان را می‌خواهد که تو از او توقع داری.»

با توجه به سخن امام رضا علیه السلام معلوم می‌شود که هدف دین از ضروری دانستن حجاب، حذف زمینه‌های فساد است. همچنین باید مرد و زن مسلمان، مسائل جنسی خود را منحصر به کانون گرم خانواده قرار دهد؛‌ وگرنه جامعه از سلامت جنسی برخوردار نخواهد بود.

 

1) علل الشرایع، شیخ صدوق، نشر داوری، قم، ج 2، ص 565، باب علة تحریم النظر إلی شعور النساء.
2) آنچه که موی سر و صورت یا پوست بدن را با آن رنگ کنند مثل حنا یا وسمه و یا سایر لوازم آرایشی که انسان ظاهرش را زیبا و گلگون کند.
3) مکارم الأخلاق، حسن طبرسی، نشر شریف رضی، ص 81، الفصل الثالث فی الخضاب.
4) همان، ص 80.
5) همان.

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/٢٥ توسط فرزانه حبوطی

طرح اصحاب الحسین (ع)

لبیکـــــــــــــــ یا مهــــــــــــــدی عج

قرائت زیارت عاشورا به نیابت حضرت بشر بن عمرو

در کربلا به ابا عبدالله پیوست.

شب عاشورا که خبر رسید فرزندش در مرز ری اسیر شده است

امام حسین ع به او فرمودند: خدایت رحمت کند،

من بیعتم را از تو برداشتم، برو و فرزندت را آزاد کن.

بشر عرض کرد: درندگان مرا تکه تکه کنند اگر از تو جدا شوم،

و در این بی کسی تنهایت بگذارم؛ نه هرگز!

او آخرین شهید صحابی قبل از بنی هاشم بود.

لینک زیارت عاشـــــــــــــــــورا


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/٢٢ توسط فرزانه حبوطی

طرح اصحاب الحسین (ع)

لبیکــــــــــــــ یا مهــــــــــــــدی عج

قرائت زیارت عاشورا به نیابت حضرت قارب غلام امام حسین(ع)

پدرش حافظ جان و راه بلد پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام هجرت به مدینه و مادرش فکیهه کنیز حضرت رباب بود

امام حسین ع فکیهه را به همسری عبدالله ارقیط درآوردند

از اینرو قارب فرزند این ازدواج بود را غلام امام میشمارند

از مدینه تا کربلا خدمت حضرت بود

و در نخستین حمله روز عاشورا به شهادت رسید

لینک زیارت عاشـــــــــــــــــورا


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/٢۱ توسط فرزانه حبوطی


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/٢۱ توسط فرزانه حبوطی

طرح اصحاب الحسین (ع)

لبیکــــــــــــــ یا مهــــــــــــــــــدی عج

قرائت زیارت عاشورا به نیابت حضرت سعد بن عبدالله

از فرستادگان مردم کوفه برای دعوت از ابا عبدالله

و همراهان مسلم بن عقیل بود.

در نماز ظهر عاشورا سر و سینه خود را سپر تیرهای دشمن نمود،

تا امام نماز را اقامه کنند.

هنگام شهادتش در حالی که سیزده تیر در بدن داشت

به امام حسین ع گفت: آیا به عهد خود وفا کردم؟

امام فرمودند: آری، تو در بهشت نزد من هستی...

لینک زیارت عاشـــــــــــــــــورا

زندگینامه سعید بن عبدالله حنفی


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/٢٠ توسط فرزانه حبوطی

رسول خدا(ص) از جبرئیل(ع) پرسید:

آیا فرشتگان خنده و گریه هم دارند؟!

جبرئیل عرض کرد:

بله!

زمانی که زن بی حجاب و بدحجابی می میرد

و بستگانش او را در قبر می گذارند،

(دورش را میگیرند)

و رویش را با خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود!

فرشتگان می خندند و می گویند:

تا وقتی (زنده) و جوان بود و هر کسی را تحریک میکرد و به گناه می انداخت

(پدر و برادر و همسرش غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند،

حالا که مُرده و همه از دیدن (لاشه او) نِفرت دارند، او را می پوشانند!!!

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱٩ توسط فرزانه حبوطی

طرح اصحاب الحسین (ع)

لبیکــــــــــــــــــ یا مهـــــــــــــــــــدی عج

قرائت زیارت عاشورا به نیابت حضرت مسلم بن عوسجه

از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در صدر اسلام

و در کوفه از حامیان اصلی مسلم بن عقیل بود.

در شب عاشورا که امام علیه السلام،

رخصت رفتن به اصحابشان دادند، به ایشان عرض کرد:

بخدا قسم اگر هفتاد مرتبه مرا بکشند از تو دست بر نمیدارم،

چرا که مرگ در رکاب تو عزتی جاودانه دارد.

لینک زیارت عاشـــــــــــــــــورا

زندگینامه مسلم بن عوسجه اسدی کوفی


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱٩ توسط فرزانه حبوطی

طرح اصحاب الحسین (ع)

لبیکــــــــــــــــ یا مهــــــــــــــــــــدی عج

قرائت زیارت عاشورا به نیابت حضرت بُریر بن خضیر

جزء یاران نزدیک امیرالمومنین علیه السلام

و سرآمد قاریان و معلمان قرآن بشمار می رفت.

از بزرگان کوفه بود و در روز عاشورا سعی بسیار کرد

تا کوفیان را از گمراهی نجات دهد که آن کوردلان نپذیرفتند.

در شجاعت بی همتا بود

تا آنجا که 40 نفر از یزیدیان را به هلاکت رساند

و به شهادت رسید.

زندگینامه بریر بن خضیر همدانی - اسوۀ قاریان و معلم شهید عاشورا

لینک زیارت عاشـــــــــــــــــورا

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱۸ توسط فرزانه حبوطی

طرح اصحاب الحسین (ع)

لبیک یا مهـــــــــــــــــدی عج

قرائت زیارت عاشورا به نیابت حضرت حبیب بن مظاهر

پیامبر خدا (ص) او را بسیار دوست داشتند، جبرئیل خبر داده بود:

او از بهترین یاران حسین(ع) است.

با دعوتنامه مخصوص امام حسین(ع) به کربلا آمد

و مایه دلگرمی زینب کبری(س) شد.

او براستی حبیب و محبوب امام زمانش بود،

تا آنجا که بعد از شهادتش آثار شکستگی

در چهره امام حسین علیه السلام پیدا شد

لینک زندگینامه حضرت حبیب بن مظاهر

لینک زیارت عاشـــــــــــــــــورا

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱٧ توسط فرزانه حبوطی
3724155882342381332112182363188202147651

گرمای تابستان چه لذت بخش است

وقتی با خدا معامله بهشت و جهنم می کنم.

گرما را به جان می خرم

اما حجابم را با جهنم عوض نخواهم کرد

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱٦ توسط فرزانه حبوطی

یک روز سر میرسد

آن روز نزدیک است

نزدیک تر از آنکه فکرش را کنم..

گاهی یادم میرود

و گاهی دلهره اش خفه ام میکند

اما یک روز سر میرسد

و آن لحظه

نه راه پس دارم

نه راه پیش

من میمانم و نفسی که درراه قطع شدن است...

من میمانم و یک دنیا روسیاهــــــــی پیش خدا...

و نه حتی یک راه باریکـــــــــــ برای بازگشت..

یا الله . . . .

یا الله . . . .

یا الله . . . .

خدایا بحـــــــــــــــــــق مادرم زهرا سلام الله

درآن لحظه و آن روز به دادم برس

به داد همه ی بندگانت برس....

و یاریمان کن برای آن روز آماده شویم

اول پاکــــــــــــــــ و بعد خاکــــــــــــــــــــــــــ

آمین یا رب العالمین


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱٥ توسط فرزانه حبوطی

 

وقتی چادرم می شودسپری برای چشمان گناه آلود

وقتی چادرم سایبانی می شود در برابر هوس ها

وقتی چادرم می شود تیری در چشمان دشمنان

وقتی چادرم می شود خاکی بر سر شیطان

وقتی چادرم می شود دل گرمی آقایم

وقتی چادرم می شود آبروی اسلام

تو چگونه از من می خواهی از این صدف دست بکشم!؟

منبع : حجاب برتر


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱٥ توسط فرزانه حبوطی
 چرا حجاب؟

هیچ باغبانی را سرزنش نمیکنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است،چون باغ بی دیوار،از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمیماند.

هیچ کس با نام (آزادی) دیوار خانه خود را برنمیدارد و شبها درِ حیاتش را باز نمیگذارد،چون خطر رخنه دزد جدی است.

هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بدون حفاظ،در معرض دید رهگذران نمیگذارد تا بدرخشد،جلوه کند و دل برباید چون خود جواهر ربوده می شود.

اگر در شیشه عطر را باز بگذاری،عطرش می پرد.

اگر در مقابل پنجره خانه ات توری نزنی،از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود.

وقتی راه ورود پشه ها را می بندی خود را مصون ساخته ای نه محدود و زندانی. 

زن به خاطر عصمتی که دارد و میراث دار پاکی مریم (علیه السلام) است،نباید بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه گردد.

گوهر عفاف و پاکی،کم ارزشتر از طلا،پول و محصول باغبان و وسایل خانه نیست.دزدان ایمان و غارتگران شرف نیز فراوانند.

بعضی گناه ها ویروس گناه منتشر می کند و بعضی چهره ها حشره مزاحمت را به دور خود جمع می کند.

خراب کردن همه دیوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها،نشانه تیره اندیشی است نه روشنفکری!علامت جاهلیت است نه تمدّن!

میگویی نه؟به طومار کسانی نگاه کن که پس از رسوایی و بی آبرویی،با دو دست پشیمانی برسر غفلت خویش می زنند و بر جهالت خود لعنت می فرستند.

کسی که از (جماعت رسوا) نگریزد،(رسوای جماعت) می شود!

آنکه ایمان را به لقمه ای نان می فروشد.

آنکه یوسف زیبایی را با چندسکه قلب عوض می کند.

آنکه کودک عفاف را جلوی صد ها گرگ گرسنه می برد وبه تماشا میگزارد،روزی هم پشت دیوار ندامت اشک حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت.

در آخرت هم به آتش بی پروایی خو خواهد سوخت.

از اول بایدمواظب بود که این کاسه چینی نشکند و این جامعه بلورین ترک برندارد.

ولی....گریه بی حاصل است و بی ثمر،وقتی که شاخه شکست و گل چیده شد.

به قلم استاد جواد محدثی

--
روح الله مؤمن نسب
 

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱٥ توسط فرزانه حبوطی

خدایا شکرت . . .

خیلیها غر میزنن، زیاد هم غر میزنن! همش از زندگی مینالن، هی میگن اینو کم دارم اونو کم دارم، اینجام ایراد داره، اونجام ایراد داره. همش نصفه خالی لیوان رو میبینن. یکی نیست بگه آخه با انصاف، اگه به خاطر چیزهایی که نداری غر میزنی، لااقل برای چیزهایی که داری هم شکر کن! تازه یک مدت که بگذره متوجه میشی اگه چیزی هم نداشتی مقصر یا خودت یا اطرافیان بودن، یا اصلًا به صلاحت نبوده که داشته باشی. اون وقت دوست داری برای داشته و نداشتهات بگی: اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ (ستایش مخصوص خداست که خدای همه دنیاست
(2 فاتحه)

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱۳ توسط فرزانه حبوطی

زنانی که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، زیبایی و زینتهای خود را برای نامحرمان آشکار نمی‌ کنند که اگر چنین کنند، دین خود را فاسد و خشم خدا را برانگیخته‌ اند

(مستدرک الوسائل: ج 14، ص 248)

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱۳ توسط فرزانه حبوطی

- کی دیده در زمانه /***/ یک زاهدی شبانه
در لحظه‌ی عبادت /***/ با زور و تازیانه
با دست بسته او را /***/ دشمن بَرَد ز خانه



استادِ درسِ قرآن، فقه و اصول و ایمان

شیعه به پای درسش نشسته جون گرفته

ز رفتنش جهانی غرق عزا و زاری

اشک چشِ ملائک رو به فزون گرفته

شهادت امام صادق (ع)، مرد آسمانی مدینه، چشمه جود و سخاوت، کوه حلم و بردباری، تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی بر پیروان آن حضرت تسلیت باد!

صادق آل محمد با دانشگاهی به گستره پهنه علوم

مرحوم شیخ طوسی رضوان اللّه تعالی علیه به نقل از هشام بن سالم حکایت فرماید:

روزی به همراه جماعتی از اصحاب حضرت ابو عبداللّه، امام جعفر صادق علیه السلام، در مجلس و محضر مبارکش نشسته بودیم که شخصی از اهالی شهر شام اجازه گرفت و سپس وارد مجلس شد و سلام کرد.

امام علیه السلام جواب سلام او را داد و فرمود:

خواسته ات چیست؟ و برای چه به این جا آمده ای؟

آن شخص اظهار داشت: شنیده ام که شما نسبت به تمام علوم و به همه مسائل آشنا و عالم هستی، لذا آمده ام تا مناظره کنم

حضرت فرمود: در چه موردی؟

عرضه داشت : پیرامون قرآن؛ و حروف مقطّعه و إ عراب آن .

حضرت فرمود: مطالب خود را در این رابطه با حمران بن اءعین در میان بگذار.

مرد شامی گفت: می خواهم با شخص خودت مباحثه و مناظره نمایم، نه با دیگران!

امام علیه السلام تاکید فرمود: مسائل خود را با حمران مطرح کن، چنانچه بر او غلبه کردی، بر من نیز غالب خواهی شد!

پس از آن، شامی با حمران مشغول مذاکره و مناظره گردید، تا جائی که خودش خسته شد.
حضرت فرمود: ای مرد شامی! او را چگونه یافتی؟

پاسخ داد: او را شخصی متخصّص و آشنا یافتم، هر چه سؤ ال کردم، جواب شنیدم.

سپس عرضه داشت: چنانچه ممکن باشد می خواهم با خودت پیرامون علوم عربی مناظره نمایم؟

امام صادق علیه السلام اشاره به اءبان بن تغلب نمود و اظهار داشت: با این شخص مناظره کن.

مرد شامی کنار اءبان بن تغلب رفت و در مناظره با او مغلوب شد، این بار به حضرت گفت: می خواهم در علم فقه مناظره کنم .

حضرت در این مرحله یکی دیگر از شاگردان خویش را به نام زراره، معرّفی نمود و به مرد شامی فرمود: با او مناظره کن، که تو را قانع می نماید.

و چون با زراره مباحثه و مناظره کرد، نیز مغلوب گشت و شکست خورد؛ حضرت را مخاطب قرار داد و گفت: این بار می خواهم با خودت درباره علم کلام مناظره نمایم .

امام علیه السلام این بار نیز به یکی دیگر از شاگردان خود به نام مؤ من طاق خطاب نمود و فرمود: ای مؤ من طاق! با این مرد شامی در آنچه که می خواهد مناظره نما.

پس او طبق دستور حضرت با مرد شامی در علم کلام مناظره نمود و بر او غالب گردید.

و بر همین منوال با هشام بن سالم در توحید و خداشناسی؛ و بعد از آن با هشام بن حکم پیرامون امامت و خلافت مناظره انجام گرفت و مرد شامی شکست خورد.

و امام جعفر صادق علیه السلام شادمان بود و تبسّم می نمود.

سپس شامی اظهار داشت: مثل این که، خواستی به من بفهمانی که در بین شیعیان شما این چنین افرادی وجود دارند که در علوم مختلف آشنا و مسلّط می باشند؟!

حضرت فرمود: این چنین فکر کن ...

مرد شامی در این لحظه گفت: خوشا به حال کسی که با شما همنشین باشد...

سپس اظهار داشت : یاابن رسول اللّه! آیا ممکن است ، که من هم جزء شیعیان شما قرار گیرم؟

و مرا نیز از علوم و برکات خود بهره مند فرمائی؟

حضرت هم او را پذیرفت و به هشام فرمود: مسائل مورد نیاز او را تعلیمش ‍ بده که برایت شاگردی شایسته باشد.

اختیار معرفة الرّجال : ص 275، ح 494.

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/۱۱ توسط فرزانه حبوطی