اللهم عجل لولیک الفرج
 
روی خط بیداری اسلامی در عصر آخرالزمان

 تجویز امام رضا (ع) به آیت الله بهجت

نیم ساعت بعد جمله پدرم به یادم افتاد. آن‌چه از آن در ذهنم مانده بود، این بود: این طور برایم مکشوف... و بعد کلمه مکشوف را نیمه رها کردند و فرمودند: معلوم شد که اگر کسی جایی از بدنش را که درد می‌کند به هر مکانی از حرم امام رضا علیه السلام بمالد یا دستش را به حرم بمالد و به موضع درد بکشد و این کار را تکرار کند، دردش برطرف می‌شود.


به نقل از تسنیم، "در جریان درست کردن قفسه کتاب‌های ایشان(پدر)، دستم زیر قفسه فلزی کتاب رفت و عصب آن قطع شد و تا استخوان برید. در بیمارستان دستم جراحی شد و آن را بخیه کردند."

به گزارش سایت مرحوم آیت الله بهجت(ره)، حجت الاسلام علی بهجت فرزند عارف بی‌نظیر عالم حضرت آیت الله محمدتقی بهجت رحمه الله علیه نقل می‌کند:

"در جریان درست کردن قفسه کتاب‌های ایشان(پدر)، دستم زیر قفسه فلزی کتاب رفت و عصب آن قطع شد و تا استخوان برید. در بیمارستان دستم جراحی شد و آن را بخیه کردند. بعد از گذشت چهار پنج ماه دستم خیلی درد گرفت و به تدریج درد آن شدت یافت و من نگران شده بودم ولی در این باره به پدرم چیزی نگفتم چون نگران می‌شدند و تاکید می‌کردند که همان ساعت به پزشک مراجعه کنم و مرتب از آن می‌پرسیدند. دو سه روز از این ماجرا گذشت. یک روز هنگامی که پدرم از حرم امام رضا علیه السلام به دفتر برگشته بودند در حالی که من حواسم متوجه کارم بود، ایشان مطلبی را گفتند که شنیدم ولی توجه نداشتم.

نیم ساعت بعد جمله پدرم به یادم افتاد. آن‌چه از آن در ذهنم مانده بود، این بود: این طور برایم مکشوف... و بعد کلمه مکشوف را نیمه رها کردند و فرمودند: معلوم شد که اگر کسی جایی از بدنش را که درد می‌کند به هر مکانی از حرم امام رضا علیه السلام بمالد یا دستش را به حرم بمالد و به موضع درد بکشد و این کار را تکرار کند، دردش برطرف می‌شود.

هنگامی که این جمله یادم آمد با خود گفتم: نکند مخاطب ایشان در آن سخن، خود من بودم! لذا بلافاصله در دفترم یادداشت کردم که آقا چنین مطلبی را به من فرمودند. روز بعد به حرم مشرف شدم و دست خودم را به حرم مالیدم. این کار را روز بعد هم تکرار کردم. درد دستم بهبود یافت و تاکنون هم دیگر درد نگرفته است. تاکید می‌کنم که ایشان مطلقا از درد دست من خبر نداشت چون اگر خبر داشت مرتب پیگیری می‌کرد."

قربون حرم باصفایت یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

«اللهم اشف کل مریــــض بحق علی بن موسی الرضا ع»

آمین یا رب العامین . . .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۳۱ توسط فرزانه حبوطی

شخصیت علمی امام رضا(ع)

امام هشتم(ع) چونان نیاکان وارسته‌اش، از مقام  علمی والایی برخوردار بود، تا آن جا که وی  را «عالم آل محمد» لقب داده‌اند.  

اباصلت از محمدبن اسحاق بن موسی بن جعفر  (ع) نقل کرده است: «امام موسی بن جعفر، به فرزندانش می‌فرمود: برادرتان،علی بن موسی، دانای خاندان پیامبر است. نیازها و پرسشهای دینی خود را از وی فرا گیرید وآنچه را به شما تعلیم داد، به خاطر بسپارید،چه این که بارها پدرم امام صادق به من فرمود: دانای خاندان پیامبر در نسل توست و ای کاش من او را درک کرده و می‌دیدم.»

با توجه به این که در میان ائمه(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مجال بیشتری برای تشکیل محافل علمی و نشر علوم اهل بیت(ع) پیدا کردند، و با این حال امام رضا(ع) که در این زمینه مجال کمتری یافت، عنوان «عالم آل محمد» را دریافت کرده است، می‌توان این گمان را درست دانست که مناظرات و مباحثات علمی و اعتقادی آن حضرت از چنان اهمیت و امتیازی برخوردار بوده است که به عنوان عالم خاندان رسالت شناخته شود.

 منبع : کتاب سیره علمی وعملی امام رضا (ع)

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٢٧ توسط فرزانه حبوطی

حیات سیاسی امام رضا (علیه السلام)

على بن موسى الرضا علیه السلام، امام هشتم شیعیان روز یازدهم ذیقعده سال 148 ق. در مدینه دیده به جهان گشود و در صفر سال 203 ق. در 55 سالگى به وسیله مأمون )هفتمین خلیفه عباسى) در سنابادِ نوقان (که امروز یکى از محل‏هاى شهر مشهد است) مسموم شد و به شهادت رسید. مرقد منوّر این امام همام در مشهد مقدّس مزار عاشقان و دلدادگان اهل‏بیت علیهم السلام است. دوران امامت آن حضرت 20 سال (183 - 203 ق.) بود؛ حدود 10 سال از امامت آن حضرت در عصر خلافت هارون الرشید (پنجمین خلیفه عباسى)، قاتل پدر بزرگوارش امام کاظم علیه السلام بود.

امام رضا علیه السلام، در این عصر در مدینه مى‏زیست و همواره تحت نظر و مورد مزاحمت هارون و حاکمان منصوب از جانب او به سر مى‏برد. در حدود سال 196 ق. مأمون، فرزند هارون با نیرنگ و قتل امین (برادرش) بر مسند خلافت نشست و خلافت او 21 سال طول کشید. مأمون، امام هشتم علیه السلام را از مدینه به خراسان آورد و به ظاهر مى‏خواست با نزدیک جلوه دادن خود به آن حضرت، جلوى شورش‏ها را بگیرد و مردم را از خود راضى نگهدارد.

در مورد تاریخ زندگانى حضرت رضا علیه السلام چه‏بسا سؤالاتى مطرح شود؛ از جمله اینکه:

1 . چرا امام رضا علیه السلام ولایت‏عهدى را از مأمون پذیرفت؟

2 . دلائل پذیرش ولایت‏عهدى چیست؟

3 . اوضاع فرهنگى و اجتماعى جامعه آن روز و موضع‏گیرى امام علیه السلام درپذیرش ولایت‏عهدى چگونه بود و...؟

در این پژوهش مختصر، قصد داریم پاسخ جامع و قانع کننده‏اى براى این سؤالات بیابیم.

«جهت مطالعه متن کامل مقاله به ادامه مطلب مراجعه شود»


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٢٦ توسط فرزانه حبوطی