اللهم عجل لولیک الفرج
 
روی خط بیداری اسلامی در عصر آخرالزمان

سلام خدای خوب و مهربانم ... سلام یا رب العالمین

سلام بر تو ای مولا و صاحب اختیارم ... خدا جونم

و سلام بر تو ای مولایم و امام زمانم (عج)

کجایی مولا جان ؟ گریه

کجایی که لحظه های انتظارت سخت می گذرد مولا گریه

مولا جان کمکم کن که از ریا دور بشم ... خواهش میکنم کمکم کن

وقتی از عشق به شما میگم وقتی از انتظار میگم ... می ترسم ریا کنم مولا

کمکم کن ... یا صاحب الزمان (عح) مددی

یا الله مددی ... یا رب مددی ... خدایا مددی

در این نیمه های شب فقط تو رو فریاد میزنم ... برس به دادم یا الله

اهدنا الصراط المستقیم ... خدایا مرا به راه راست هدایت کن

مولای یا مولای انت العزیز و انا الذلیل گریه

و هل یرحم الذلیل الا العزیز

پروردگارا بر این بنده ی ذلیل رحم کن

یا امیرالمومنین (ع) مددی مولا

مولای یا مولای انت القوی و انا الضعیف

و هل یرحم الضعیف الا لقوی

خدایا بر این بنده ی حقیر و ضعیفت رحم کن

یا علی بن ابیطالب (ع) مددی مولا

خدایا از کفر دورم کن

نزار کافر باشم و به دنیا دل ببندم

خدایا می دونم خیلی گناهکارم ... خیلی ... خیلی ... خیلی

اما تو مهربانی ... تو کریمی ... تو رحیمی

تو نماینده ی فضلی ... تو سزاوار ثنایی

کمکم کن ... جز تو کسی ندارم

یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی ادرکنی ادرکنیگریه


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۱ توسط فرزانه حبوطی



با هرم دستهای تو گرما گرفته است
عشقت عجیب در دل من جا گرفته است

آرامشی شبیه به صحن و سرای تو
چشمان شوق را به تماشا گرفته است

جان من است! این که شبیه کبوتری
یک گوشه در کنار تو ماوا گرفته است

آقا به من اجازه ی پرواز می دهی!؟
بالم زبس نشسته ام اینجا گرفته است

اینجا هزار پنجه ی خورشید پشت ابر
در انتهای غربت دریا گرفته است

هرکس که حاجتی زتو درخواست می کند
با چشمهای خیس تمنا گرفته است

دیدم کنار پنجره فولاد مادری
دستش تمام روزنه ها را گرفته است

"طفلی مریض دارم و دستم به دامنت!
آقا! ... دلم ز مردم دنیا گرفته است"

هر گوشه ای که می نگرم دل شکسته ای
با تو زبان به شکوه و نجوا گرفته است

معلوم نیست سیطره ی مهربانی ات
از این حریم تا به کجاها گرفته است

هر صحن و هر رواق تو هرجا به هر زبان
جمعیتی به ذکر شما پا گرفته است

هر چند عشق ناب تو آقا چو کیمیاست
بازار عشق بازی ات اما گرفته است

شک نیست هر که زائر شش گوشه می شود
از آستان لطف تو امضا گرفته است

هر کس هوای کوی ابالفضل می کند
از تو برات کرب و بلا را گرفته است

دست مرا بگیر ... مرا تا حرم ببر
کار دلم بدون تو بالا گرفته است...!

باری به دوش دارم و آهی به سینه ام
این سینه از برای تو آقا گرفته است

شعر : از هادی ملک پور

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٧ توسط فرزانه حبوطی

 

هنوز خاطره ی جبهه ها خالی نیست
شلمچه ز آن همه شب زنده دار خالی نیست
هنوز ساحل والفجر هشت خونین است
جبین آب زان همه اشک و آه پر چین است
هنوز خاک شلمچه خون به دل دارد
زحفظ آن همه خورشید خون به دل دارد
تبسمی بنما شلمچه هر دو تنهاییم
چگونه بعد شهیدان هنوز پا بر جاییم
تو ای شهید که نامت خلاصه ی پاکیست
چقدر پیرهن خاکی تو افلاکیست
به استخوان و پلاک شکسته ات سوگند
به جان مادر پهلو شکسته ات سوگند
دلم ز هجر تو دوست شعله ور شده است
ز استخوان تو ای دوست قلبم شکسته تر شده است



غروب شلمچه انسان را به دنیای دیگر می برد ،
زمینش خاکی و محزون است و آسمان بغض آلود و پر ستاره ...
شلمچه داغ لاله هایی را بر دل دارد
که کوکب های آسمان نیز به آنها حسرت می ورزند
در اینجا چشم ها از خود اختیاری ندارند و آه ،
دل را با سوز و اشک تسکین می دهد.
شلمچه میعادگاه عاشقان است
غروبش انسان را به دنیای دیگر فرو می برد.


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٧ توسط فرزانه حبوطی

فرج ؛ و انتظاری که ما داریم!

نویسنده:ماهنامه دیدار آشنا
منبع:شهید مرتضی مطهری

انتظار ظهور یعنی چه ؟ افضل الاعما ل انتظار الفرج یعنی چه ؟ بعضی خیال می کنند این که افضل اعمال انتظار فرج است ، به این معناست که انتظار داشته باشیم امام زمان عجل الله تعالی فرجه با عده ای که خواص اصحاب شان هستند یعنی 313 نفر و عده ای غیر خواص ظهور کنند ، بعد دشمنان اسلام را از روی زمین بردارند. امنیت و رفاه و آزادی کامل را بر قرار کنند . آن وقت به ما بگویند بفرمایید ! ما انتظار چنین فرجی را داریم و می گوییم افضل اعمال هم انتظار فرج است! (یعنی بگیر و ببند بده به دست من پهلوان).

نه! ، انتظار فرج داشتن یعنی انتظار در رکاب امام بودن و جنگیدن و احیاناً شهید شدن. یعنی آرزوی واقعی و حقیقی مجاهد بودن در راه حق . نه آروزی این که تو برو کارها را انجام بده بعد که همه کارها انجام شدو نوبت استفاده و بهره گیری شد آن وقت من می آیم ! مانند قوم موسی که اصحاب پیغمبر گفتند : یا رسول الله ما مانند قوم موسی نیستیم . وقتی به نزدیک فلسطین که عمالقه در آنجا بودند رسیدند و دیدند یک عده مردان جنگی در آن جا هستند ،گفتند :...ما این جا نشسته ایم تو و خدا بروید بجنگید ، آنجا را تصفیه و از دشمن خالی کنید ، خانه را آب و جارو بزنید ، وقتی برای ما خبر آوردید که هیچ خطری نیست ،فقط باید برویم راحت بنشینیم و از نعمت ها استفاده کنیم ما به آن جا می آییم !

موسی گفت : پس شما چی ؟ شما هم وظیفه دارید که دشمن را که خانه شما اشغال کرده است از خانه تان بیرون کنید . اصحاب پیغمبرمانند مقداد گفتند : یا رسول الله ! ما آن حرف را نمی زنیم که بنی اسراییل گفتند ؛ ما می گوییم : یا رسول الله شما اگر فرمان بدهد که خود تان را به دریا بریزید ، به دریا می ریزیم ،به آتش بزنید ، به آتش می زنیم .

انتظار فرج داشتن یعنی واقعاً در نیت ما این باشد که در رکاب امام زمان و در خدمت ایشان دنیا را اصلاح کنیم . در زیارت ابا عبدالله (علیه السلام) می گوییم : یا لیتنا کنا معک فنفوز فوزاً عظیما (که یک ورد شده برای ما و به معنای آن هم توجه نمی کنیم.)

یا ابا عبدالله ! ای کاش ما با تو بودیم و رستگاری عظیم پیدا می کردیم . معنایش این است که ای کاش ما درخدمت تو بودیم . آیا این ادعای ما از روی حقیقت است ؟ افرادی هستند که از روی حقیقت ادعا می کنند ولی اکثر ما که در زیارتنامه ها می خوانیم لقل زبان است.


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٥ توسط فرزانه حبوطی

شفای بیمار

نویسنده:محمد محمدی اشتهاردی
منبع:داستانهای شنیدنی از چهارده معصوم (علیهم السلام)

دانشمند و محدث بزرگ ، علی بن عیسی اربلی ، صاحب کتاب کشف الغمه نقل می کند: سید باقی بن عطوه ، برای من نقل کرد: پدرم عطوه در مذهب زیدی بود، بیمار شد، و بیماری او طول کشید، و همه پزشکان عصر از درمان آن عاجز شدند، من و برادرانم که پسران او بودیم به مذهب شیعه دوازده امامی ، تمایل داشتیم ، پدرم از این جهت نسبت به ما دل خوشی نداشت ، و مکرر به ما می گفت : من مذهب شما را نمی پذیرم مگر اینکه صاحب شما (حضرت مهدی عج) بیاید و مرا شفا دهد. اتفاقا شبی هنگام نماز عشاء همه ما در یکجا جمع بودیم ، که شنیدیم : پدرم فریاد زد: صاحب خود را در یابید که همین لحظه از نزد من بیرون رفت ما با شتاب از خانه بیرون پریدیم ، هر چه دویدیم و به اطراف نگریستیم ، او را ندیدیم ، برگشتیم و از پدر پرسیدیم ، جریان چه بود؟ گفت : شخصی نزد من آمد و فرمود: ای عطوه ! گفتم : تو کیستی؟

گفت : من صاحب پسران تو هستم ، آمده ام به اذن خدا تو راشفا دهم ، سپس دست کشید و هماندم به طور کلی بیماریم بر طرف شد و کاملا سلامتی خود را باز یافتم.

یا ایا الصالح (عج) مددی

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٥ توسط فرزانه حبوطی

ببخشید که انتظار، انتظار می‌کنیم

منتظر، امام زمان، فرج


اماما سلام!

مهدی‌جان سلام!

گل نرگسم سلام!  

 آقاجان...!

می‌دانم که دیر کردیم...

می‌دانم که هنوزم که هنوز است، در انتظار آمدن‌مان صبر می‌کنی...!

می‌دانم که با این همه انتظار, انتظار,کردن‌مان، هنوز هم الفبای انتظار را نیاموخته‌ایم...! 

امّا شما... امّا شما هنوز هم چشم امیدتان به ما مردم زمانه است...!

 مولاجان...!

سال‌هاست کنارمان بوده‌ای!

سال‌هاست که در کوچه‌ها و خیابان‌هایمان، از کنارمان به آرامی گذشته‌ای....

سال‌هاست برایمان دعا می‌کنی و واسطۀ فیض ما با آسمانی...!

 یا صاحب الزمان...

امّا ما زمینیان، با صاحب و امام‌مان چه کردیم!؟

آیا این ما نبودیم که با گناهان‌مان، شما را آزردیم و هر چه بیشتر بر دوران غیبت‌تان افزودیم...!؟

 یا بقیة الله...

ما همان‌هایی هستیم که اَمان خویش را گم کردیم، امّا حقیقتاً به جستجویش برنخاستیم...!

ما همان‌هایی هستیم که در سایۀ نام شما، روزگار گذراندیم، امّا قدمی برای زدودن نقاب غیبت از روی دلنشین شما برنداشتیم...  

 آقاجان...

می‌دانم که همۀ حرف‌هایمان ادّعایی بیش نبوده است...

امّا...

 ای گل نرگسم...

با همۀ نبودن‌ها و ادّعاهایمان...!

با همۀ بی‌مهری‌ها و ظلم‌هایی که در حق شما روا داشتیم...!

باز هم بر ما گران است که شما را ببینیم امّا شما را نشناسیم...!

بر ما گران است که صدای همگان را بشنویم، امّا صدای دلنشین شما را نشنویم...!  

 مهدی جان...

بر ما گران است که الطاف شما را به عینه در زمین ببینیم، ولی دشمن بر ما طعنه زند و حقایق بودن‌تان را انکار کند...

ای اَمان آسمان و زمینیان....

بر ما بتاب ای خورشید امامت...  

یا صاحب الزمان، عجل علی ظهورک...

العجل العجل یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

منبع : سایت تبیان

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢۳ توسط فرزانه حبوطی

یک تاجری چند تا بچه داشت. بچه‌هایش هم ماشاءالله خوشتیپ و خوشگل! هم چند تا کارخانه، برای بچه‌هایش هم کارخانه، هم بچه‌های پولدار، هم باسواد، یک خانه‌ی بسیار سلطنتی هم ساخت. در خانه چه استخری و می‌گفت: من با این وضعی که بچه‌های من از لحاظ شکلی دارند، و سرمایه، و خانه‌ای که دارند، اصلاً ابرویشان را تکان بدهند، دخترها زنش می‌شوند.

ایشان شش، هفت سال است دنبال دختر می‌گردد و دائم هرجا می‌روند، نزدیک عقد یک چیزی پیش می‌آید به هم می‌خورد. آنوقت کارگرها با حقوق کم نان و سیب‌زمینی می‌خورند، تند تند پسرهایشان را داماد می‌کنند، دخترهایشان را... می‌گفت: خدا می‌خواهد به من بگوید: آقا حواست جمع باشد، میگفت: خدا دارد حال مرا می‌گیرد. چون در دلم آمد من با این وضع زود عروس گیرم می‌آید.

خدا می‌گوید: با همین وضع چنان تو را تاب می‌دهم، و کارگرهای خیلی ساده، دختر و پسرشان عروس و داماد می‌شوند، تا حال تو را بگیرم. تا دیگر نگویی: چون خانه‌ی من خوب است، پس وضع من خوب است. خیلی‌ها خانه‌شان ضعیف است، زندگی‌شان شیرین است، خیلی‌ها درآمد و خانه و ماشینشان عالی است، زندگی‌شان در نکبت است. من هم هستم. ماشین بشر مثل ماشین‌های تعلیم رانندگی است.

در تعلیم رانندگی گرچه گاز و ترمز زیر پای شما است، ولی یک گاز و ترمز هم آن طرف است. ممکن است تو گاز بدهی، نمی‌رود. او نمی‌خواهد! اینطور نیست که حالا اگر چنین شوید، چنین شوید، چنین شوید.

خوب عرض کنم به حضور شما در مسأله‌ی استاندارد گاهی تصمیم‌ها استاندارد نیست. تصمیم می‌گیرند مثلاً این قسمت را برای دوچرخه سوارها خرج کنند. صدها میلیون خرج می‌کنند بعد می‌بینیم دوچرخه سواری نیست. تصمیم می‌گیرند یک منار بسازند، حالا که منار ساختند، می‌بینند کسی بالا نمی‌رود اذان بگوید. اصلاً گاهی تصمیم استاندارد نیست. پس چهار رقم داریم.

1- هم تصمیم، استاندارد باشد، درست باشد، هم اجرا.
٢- گاهی نه تصمیم درست است، نه اجرا.
٣- گاهی تصمیم درست است، اجرا غلط است.
٣- گاهی تصمیم غلط است، اجرا درست است.

معنای استاندارد این است که همه درست باشد. گاه تصمیم غلط است.

دختر دانشگاه می رود، قورباغه‌شناسی، مدرک دارد هیچ‌جا کاربرد ندارد. آخوند در حوزه راجع به گوشت ارنب (خرگوش) تحقیق می‌کند. که نه مادرش خورده نه پدرش خورده و نه در ایران کسی خرگوش می‌خورد. ولی رساله‌ی اجتهادش راجع به گوشت خرگوش است. اصلاً تصمیم غلط است. گاهی تصمیم غلط است.

اصلاً رشته‌ای که قبول کرد، غلط است. اصلاً این همسر را غلط انتخاب کردی. این تصمیم بر ازدواج با این، این تصمیم غلط است. همینطور یک لبخند زد، پول بستنی‌اش را داد، پول سینمایش را داد، تلفن کرد، تبریک به او گفت، این همه پول... اصلاً گاهی تصمیم غلط است. ولو مراسم عروسی خیلی خوب برگزار شد. مراسم برگزار شد. ولی تصمیم غلط است.

گاهی هم تصمیم غلط است، هم اجرا غلط است. قرآن راجع به آنهایی که هم تصمیم غلط است، هم اجرا می‌گوید: «أَساؤُا السُّواى‏» (روم/10) «أَساؤُا» از سوء، «أَساؤُا السُّواى»‏ یعنی هم کار بد است و هم بد انجام می‌دهند. مثل چه؟ مثل کشتن امام حسین. کشتن امام حسین بد بود. اما این بد را هم بد انجام دادند. آقا می‌خواهی امام حسین را بکشی، با تیر بکش. اما دیگر لب تشنه و دعوت دوازده هزار نامه و روبروی زن و بچه و نمی‌دانم آتش زدن خیمه و جلوی علی اصغر و آخر ببینید «أَساؤُا السُّواى‏» یعنی هم تصمیم بد بود و هم این تصمیم بد را بد انجام می‌دهند.

گاهی تصمیم درست است، اجرا غلط است. تصمیم‌های خوبی گرفته شده، از نظر مدیریت خوب است. تصمیم را مدیریت خوب گرفته است. اما بد اجرا می‌کنند. و گاهی هم تصمیم غلط است، مثلاً این جاده را نباید مسجد بسازند، چون این جاده در معرض تغییر است. اصلاً این جاده در ساعت 5 تا ماشین نمی‌گذرد. اصلاً شما نباید در این جاده مسجد بسازی.

مسجد را باید در جاده‌ای ساخت که لااقل یک ساعت دویست تا ماشین عبور کند. برای نیم کیلو آرد که کسی نانوایی باز نمی‌کند. برای دو تا کامیون دار که آدم یک مسجد در جاده نمی‌سازد. تصمیم غلط است. اما انصافاً مسجد خوبی ساختند. مسجد خوبی ساختند، گرچه اصل مسجد نباید ساخته شود. پس ببینید وقتی می‌گوییم: استاندارد، همه با هم باید... هم تصمیم مسئولین، گاهی وقت‌ها بسیار خوب اجرا می‌شود.

برگرفته از درسهایی از قرآن «حجت الاسلام قرائتی»
موضوع: استاندارد در قرآن و روایات (1)
تاریخ پخش:  22/07/89

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٢ توسط فرزانه حبوطی

گاهی وقت ها در زندگی ، اونطور که باید خوشحال و راضی نیستی

گاهی وقت ها نه مادیات خوشحالت میکنه نه حتی خوشبختی

گاهی حتی داشتن دوستان زیاد هم اونطور که باید خوشحالت نمیکنه

گاهی زن، بچه، شوهر و خانواده داشتن هم اونطور که باید خوشحالت نمیکنه

گاهی حس میکنی یه چیزی کمه ! یه اصل مهم کمه !

در عین اینکه همه چی داری و راضی هستی به رضای خدا

باز یه چیزی کمه ! ته ِ دلت یه غصه ی گنده ای هست... نمیدونی چیه!

همه شادن همه می خندن همه درگیرن همه مشغولن همه هستن

اما انگار نیستن... انگار کسی کمه... انگار که نه... واقعا حس میکنی کسی کمه...

آره کسی کمه... یه چیزی کمه... به خدا قسم یه چیزی کمه...

اون کس که باید باشه نیست نگران 

اون حس خوشبختی که باید باشه نیست نگران

اون وقته که می فهمی یه گم کرده داری... یه گم کرده ای که منتظری بیاد...

قلبت به درد میاد... چشات پر میشه... احساس غم داری... غصه داری...

همه میگن آخه تو چته؟

چی کم داری؟

چرا هیچوقت شاد نیستی؟

به کی میتونی بگی که همیشه یه چیزی کمه؟!

به خدا قسم کمه... گریه

مولا جان ... پس کی میای؟

ای معنای انتظار دلهای پریشان ... کی میای؟

به خدا فسم زندگی اونطور که باید دیگه شادمون نمیکنه... نگران

به خدا قسم ... با وجود داشتن همه چیز یه چیزی یه حسی کم داریم

مولا جان ... یا مهدی(عج) ... یا صاحب الزمان (عج) ... به خودت قسم خسته ام

به خودت قسم ... زندگی بی تو دیگه برام معنایی نداره

به خودت قسم ... دل پُر دردم ملتمس نوازش دستهای مهربان توست گریه

به خودت قسم ... دل بی تابم در میان جمع دوستان و اقوام باز هم تنهاست

به خودت قسم ... دنیای من بی تو رنگی نداره مولااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا گریه

کجا به دنبالت بگردم؟

کجا بروم تا تو را بیابم؟

به دل پُر از گناهم رجوع کنم؟

آیا من ِ حقیر لیاقت منتظر شما بودن را دارم؟

من و انتظار شما بزرگوار ..... نمی دانم گریه 

به خدا قسم درمانده ام دیگر

مولاااااااااااااااااااااااااااااا کمکم کن گمراه نشوم

مولااااااااااااااااااااااااااااااا یاریم کن همیشه منتظرت باشم و عاشقت بمانم

مولاااااااااااااااااااااااااااا یاریم کن تا بنده ی خوبی برای پروردگارمان باشم

مولااااااااااااااااااااااااااا بیا که به خدا قسم دیگر دلم تاب و توان دوری ندارد... گریه

مولاااااااااااااااااااااااااا بیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا گریه

یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی ادرکنی ادرکنی ادرکنی ... گریه


 نوشتۀ خودم تقدیم به مولایم صاحب الزمان (عج)


پ.ن : ای کاش غم انتظار و اشکهای انتظارم فقط مختص مولایم صاحب الزمان(عج) باشه ... ای کاش دلتنگی هایم برای مولا واقعا و خالصانه برای ظهور مولا باشه... ای کاش غم های دلم رو تعبیر به غم انتظار نکنم... که اگر این اشکها و دلتنگی ها خالصانه و پاک باشه اونوقته که باید انتظار داشت مولا ظهور کنند... ای کاش ظاهر دلم با باطن دلم یکی باشد و خالصانه بیقراری کنم... ای کاش دل کنده شوم از زندگی دنیوی و وصل شوم به زندگی معنوی... زیرا که اعتقاد دارم هنوز آنقدر خالص نشده ایم برای مولا که دعاهایمان برای ظهور مستجاب شود هرچند مولا و پروردگار ، همین نقص هایمان (نقص هایم) را نیز قبول دارند... خدایا یاریمان کن خالص شویم


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٢ توسط فرزانه حبوطی

بحث مهدویت را چگونه مى توان با توجه به نیازهاى دنیاى امروز به روز کرد؟

اولاً عرض بکنم که اصلاً هیچ احتیاجى نیست ما بحث مهدویت را به روز بکنیم. چون بحث مهدویت به روزترین بحث امروز دنیاست و مرتباً روز به روز هم این بحث تازه تر و شفاف تر و جدّى تر مى شود. در یک روایت آمده است که لا یزال یؤید هذا الدین برجل فاسق امروز خود سردمداران فاسد دنیا، زمینه به روز کردن بحث مهدویت را دارند فراهم مى کنند. به قول وایتهد که مى گوید بار دیگر جهان وضوح و روشنى خود را از دست داد؛ زیرا پرفسورها از پیغمبران پیشى گرفتند. از زمانى که پرفسورها از پیغمبران پیشى گرفتند، اوضاع روشنى خودشان را از دست دادند، تا آنجا بشر قدرت واقع بینى ندارد.

ژان ژاک روسو در یکى از کتاب هایش که مال سال هاى قبل است، چندین دهه قبل، مى گوید، آنچنان معضل زندگى انسان روى کره خاکى پیچیده شده است که دیگر به دست بشر عادى مشکلات حل نخواهد شد بلکه به دست خدایگان اصلاح خواهد شد.

این نکته اى که مى خواهم اینجا مطرح کنم این است که تکنولوژى جدید بزرگترین تأثیر را در طرح قضیه مهدویت گذاشته است. ما هیچ اشکالى نمى توانیم به تکنولوژى بگیریم، بنده بر خلاف کسانى که معتقدند تکنولوژى صد در صد یک پیام است و تمام مدیریت انسانى را به تسخیر خودش در آورده، یعنى مسخَّر خودش قرار داده معتقدم که اینجا اول باید مشخص بکنیم کدام انسان، کدام بشر؟ لازمه این حرف این است که انسان یک موجودى است بى هویت، وقتى انسان یک موجودى است بى هویت، به راحتى عوامل خارجى با او بازى مى کنند.

به هر سمتى بخواهند او را جهت بدهند جهت مى دهند، در صورتى که ما در معارف اسلامى بر اساس بحث فطرت معتقدیم انسان داراى اصالت و داراى هویت است و این اصالت و هویت به او اجازه نمى دهد که هر شى ء خارجى به راحتى بتواند زمام شخصیت او را، به دست بگیرد. اگر این انسان چنانکه باید رشد کرده و در فضاى فرهنگ اسلامى و انسانى، قرار گرفته باشد به جاى اینکه تکنولوژى پیشرو باشد، تکنولوژى پیرو خواهد بود، یعنى جنبه ابزارى پیدا خواهد کرد. امّا اگر این انسان چنانکه باید رشد نکرده، نظرش شکوفا نشده و هنوز در فضاى فرهنگ اسلامى قرار نگرفته باشد، تکنولوژى براى او جنبه پیشرو خواهد داشت. نه جنبه پیرو و ابزارى.

این است که در داخل کشور ما هم عده اى آمدند و گفتند که تکنولوژى به دلیل اینکه خود پیام است پس بهتر است که او را به طور کلى کنار بگذاریم. این حرف هم حرف درستى است .هم حرف غلطى است. انسان استفاده کننده از تکنولوژى، اگر انسانى باشد که در فضاى فرهنگ فطرى و فرهنگ اسلامى رشد کرده باشد، بله مسخّر تکنولوژى قرار خواهد گرفت. امّا اگر یک انسانى باشد، رشد یافته، آن وقت با نگاه ابزارى به تکنولوژى خواهد نگریست .و آنچه که از فقه ما انتظار مى رود این است که فقه جنبه پیرو بودن تکنولوژى را معین بکند و اصول کلى که باید این تکنولوژى پیرو آن اصول باشد، به عنوان اصول پیشرو، آنها هم تبیین بشوند.

قضیه مهدویت یکى از آن عناصر عمده اى است که فطرت به او آنچنان قوام مى بخشد، آنچنان شکوفا مى کند که به راحتى مى تواند از هر ابزارى در این مسیر استفاده کند. کما اینکه ناخودآگاه الان بخشى از کسانى که در کشور ما دارند از تکنولوژى جدید استفاده مى کنند، در همین مسیر دارند قرار مى گیرند. یعنى جنبه ابزارى براى آنها پیدا کرده است .این است که این دیدگاه مثل دیدگاه تافلر یا دیدگاه مک لوهان یا دیدگاه نیل پست من در فضایى که آنها فکر مى کنند، براى آنها درست است.

کاملاً منطقى است و درست بیان مى کنند. منتهى ما در فضاى الاسلامف یعلوا و لا یعلى علیه فکر مى کنیم و اسلام آنچنان علو دارد که هیچ چیز نمى تواند برتر از آن اندیشه واقع بشود. آیه اى هم در قرآن داریم که مى گوید: علیکم أنفسکم لا یضرّکم من ضلّ اذا اهتدیتم شما به خویشتن توجه کنید، بیرون از شما دیگر نمى تواند به شما ضرر بزند. اگر تکنولوژى با شخصیت عده اى بازى کند آنها شخصیت هایى هستند در قالب انسانهاى با شخصیت، یعنى به ظاهر با شخصیت.

مثال ساده اش این است که یک دختر دو ساله را نگاه کنید، با یک عروسک کوچکى بازى مى کند، خیلى هم لذت مى برد، همین دختر وقتى پانزده سالش شد به او بگویید این کار بکن خجالت مى کشد؛ چرا؟ چون شخصیت او از علو برخوردار شده، هر چه شخصیت بالا برود تأثیرش بر محیط خارج بیشتر و تأثّرش از محیط خارج از خودش کمتر خواهد شد. تمسک به مهدویت، شخصیت را این چنین رشد مى دهد که تأثیر گذار باشد و تأثّر او کم بشود تا جایى که بعضى مى توانند به مرحله اى برسند که تأثیرشان صد در صد و تأثر آنها صفر بشود که این مرز نهایى استقلال شخصیت انسانى در تفکّر دینى ما خواهد بود.

در برخى از روایات در باب حضرت، سلام الله علیه، مى بینیم که مى گویند ایشان زمانى ظهور مى کنند که همه مردم به یأس مبتلا شده باشند و از سوى دیگر به عنوان وظایف غیبت ایجاد آمادگى عنوان مى شود. در باره اینگونه تناقضات در میان روایات چه مى توان گفت:

در روایات ما تعبیر تناقض تعبیر صحیحى نیست. گاهى مدلول بعضى از روایات تعارض دارد. و بزرگان ما براى رفع تعارض در روایاتى که تعارض وجود دارد و به اصطلاح جمع دلالى مى کنند این روشى است که در کتب اصولى هم مطرح است. مرحوم شیخ، اعلى الله مقامه الشریف، در وسایل در مبحث تعادل و تراجیح نکاتى را مطرح کرده اند. بزرگان ما رساله هایى در باره تعادل و تراجیح نوشته اند و حتى بعضى معتقدند اصلاً مجتهد واقعى کسى است که بتواند بین این روایات معارض جمع بکند. در میان بزرگان اگر ملاحظه بکنید مرحوم محقق صاحب شرایع، رحم الله، یکى از هنرهایى که در شرایع به خرج داده اند، این است که به جاى اینکه روایات معارض را طرد بکنند، کنار بگذارند آنها را جمع کردند و جمع بسیار زیبایى است و هنر صاحب شرایع همین است و شاید اگر بعضى کتاب شرایع را قرآن الفقه مى دانند از این باب باشد.

بنده در درس آیة الله بهجت، دام ظله، این را از خود ایشان شنیدم که ایشان مى فرمودند که قوى ترین جمع هاى اینچنین احادیث معارض را محقق صاحب شرایع انجام داده است و براى همین صاحب شرایع از نظر جمعى و فقهى، فوق العاده عمیق و دقیق است. و حالا من از همین فرصت استفاده مى کنم و به عزیزان طلبه بزرگوار تاکید مى کنم که در کنار مطالعات و مباحثاتشان، حتماً شرایع مرحوم محقق را مورد بحث و بررسى قرار بدهند. روایاتى که در باب ظهور ولى عصر، ارواحنا فداه، وجود دارد ،بسیارى اش قابل جمع است.

1. جمع این روایات احتیاج به دقت نظر عمیق دارد.
2. با مطالعه عمیق روایات، همه را باید کنار هم بررسى کرد.
3. دقت نظر در خود واژه هاى روایات لازم است و این یعنى بررسى لغوى روایات.

از طرف دیگر بررسى سندى روایات هم لازم است که باید به خوبى بررسى شود. همچنین، تفکیک بین مقدمات ظهور با علائم ظهور که خود این مطلب خیلى ظرافت دارد، اینها یک مجموعه کارهایى هست که ایجاب مى کند یک گروه تحقیقى بنشینند، روى اینها کار تحقیقى عمیقى بکنند و اینها را به مرور زمان به جامعه اسلامى عرضه بدارند. مخصوصاً این کار مى تواند بحرانهاى مهم فکرى را در جامعه ما مخصوصاً در اندیشه نسل جوان ما اصلاح بکند.

گفت وگو با حجة الاسلام و المسلمین سعید معمار منتظرین
منبع : ماهنامه موعود

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٢ توسط فرزانه حبوطی

نقش مطبوعات و رسانه ها در ترویج فرهنگ مهدویت چیست؟

به نظر مى رسد قبل از اینکه مطبوعات و رسانه هاى گروهى بخواهند نقش داشته باشند باید متفکرانى که صاحب نظر هستند در فرهنگ اسلامى، یک تقریر صحیح و همه جانبه از قضیه مهدویت ارایه کنند که برداشت از آن مهدویت موجب تعطیلى بعضى از احکام الهى نشود. بعد از اینکه آن تقریر صحیح ارایه شد و جامعیت تفکّر مهدویت عرضه شد، آنوقت رسانه هاى گروهى مى توانند نقش بسیار مؤثرى در ارایه فرهنگ مهدویت داشته باشند.

این کار بزرگترین تأثیرش القاى روحیه امید و باز شدن افق فکرى براى دیدن یک آینده روشن و در حقیقت رو به کمال دیدن نظام آفرینش است. به عنوان نمونه در بعضى از کتبى که اخیراً پیرامون حضرت مهدى (علیه السلام) نوشته شده است آمده است که حضرت مهدى (علیه السلام) وقتى تشریف مى آورند، آیا از کامپیوتر، از اینترنت استفاده مى کنند یا نمى کنند؟ آقایان بعضاً جواب داده اند که حضرت ولى عصر (علیه السلام) به هیچ عنوان مخالف با علم و پیشرفت هاى علمى نیستند و از این وسایل حتماً استفاده خواهند کرد. دو نکته در این جواب مورد غفلت قرار گرفته: جواب دهنده فرض را بر این قرار داده است که زمانى که حضرت ولى عصر (علیه السلام) خواهند آمد، همچنان عصر اینترنت باقى خواهد بود.

ما در این بیست سال گذشته، عصر بشقاب پرنده ها، عصر اتم، عصر اینترنت را داشته ایم. الان عصر اینترنت است، عصر تکنولوژى جدید الان با این عنوان مطرح است. دائماً بشر در حال تکامل علمى است. الان متفکران تراز اول علوم تجربى دائماً در در حال خلق جدیدند و این را نمى شود اصلاً جلویش را گرفت و از آن طرف به دلیل ارتباطات تمام کره زمین را تحت تأثیر خودش قرار خواهد داد.

نکته دوم که مهمتر است، این است که آیا حضرت بقیه الله (علیه السلام) در وضع موجود مى خواهند انقلاب کنند؟ مثل انقلاب ایران یا بنا دارند کل شیوه هاى چگونه زندگى کردن بشر را به صورت جهانى تغییر دهند. اگر بناست حضرت ولى عصر (علیه السلام) تشریف بیاورند در وضع موجود اصلاح بکنند، حرف آقایان درست است. امّا اگر بناست و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض باشد لازمه اش این است که سفره این عالم، سفره زندگى با این نحوه اى که امروز بر این عالم حاکم است به کلى تغییر کند.

ما روایات مسلمى داریم که فرموده قام قائمنا بالسیف حضرت بقیه الله (علیه السلام) با شمشیر قیام خواهند کرد و در سندش هم هیچ خدشه اى نمى شود وارد کرد. با این بیان که حضرت از آواکس استفاده مى کنند و از بمب افکن استفاده مى کنند و ائمه ما (علیه السلام) که با تکامل علمى مخالف نبوده اند به هیچ عنوان سازگارى ندارد.

نکته سوم اینکه: خود نظام زندگى امروز بشرى، آرام آرام به سمتى دارد حرکت مى کند که شیوه هاى زندگى انسان را در معرض تغییر جدّى دارد قرار مى دهد. چه بسا در بیست سال آینده به کلى شیوه زندگى انسان روى کره زمین تغییر بکند. مثلاً جایگزین کردن انرژى هاى خورشیدى به جاى انرژى هاى غیر خورشیدى که امروز دارند از آن استفاده مى کنند. پیش بینى اتمام منابع زیر زمینى، پیش بینى اتمام نفت، زمینه را براى تغییر روش هاى زندگى، براى کاهش مصرف بى رویه انرژى هاى موجود به کلى دارد فراهم مى کند،

نکته چهارم اینکه در روایات آمده است که تا زمان ظهور تنها دو حرف از 27 حرف علم روشن شده است، این همه اکتشافاتى که هنوز معلوم نیست تا کجا طول بکشد و ما هنوز اطلاع نداریم، نمى توانیم در موردش قضاوت بکنیم. با توجه به این نکته که هر روزى یک کشف جدید در عالم علم دارد اتفاق مى افتد تازه دو حرف از علم مى شود. هنوز 25 حرف دیگر در زمان ظهور کشف خواهد شد. اصلاً آن 25 حرف قابل مقایسه با این دو حرف نیست.

ژان گیتون در مصاحبه خودش بیان کرد که پیشرفتى که بشر در قرن بیستم انجام داده به هیچ عنوان قابل مقایسه با پیشرفت علمى بشر در سه هزار سال گذشته تاریخ علم نیست.

نکته پنجم اینکه خداى متعال اراده کرده است در زمان ظهور تمام جنود خودش را حامى حضرت مهدى (علیه السلام) قرار بدهد. زمین ها، آسمان ها، حتى روایت دارد ابرها به فرمان امامند. در روایت است که حضرت یک یهودى را تعقیب مى کند، او پشت سنگى پنهان مى شود، سنگ به زبان در مى آید نطق مى کند که یک یهودى پشت سر من مخفى شده است. در روایتى در کتاب سفینة البحار آمده است: روزى متوکل مى خواست از امام هادى (علیه السلام) زهر چشم بگیرد دستور داد به اصطلاح سواره نظام و پیاده نظام و تیراندازها همه بیایند رژه بروند، تا قدرت خودش را به امام هادى (علیه السلام) نشان بدهد. یک زهر چشمى از امام بگیرد. خوف در امام ایجاد کند.

پس از اتمام سان و رژه، حضرت هادى (علیه السلام) فرمودند: حالا ما هم مى خواهیم قدرتمان را نشان بدهیم. یک لحظه امام فرمودند نگاه کن، به محض اینکه نگاه کرد دید ملائکه در دو صف، صف در صف ایستاده اند، از روى زمین تا زیر طاق آسمان و همه آماده، دارند به امام (علیه السلام) مى فرمایند: ما آماده ایم. در روایت آمده متوکل از هوش رفت. خوب حالا یک کسى که این قدرت را دارد چه احتیاجى به آواکس دارد؟ چه احتیاجى به اینترنت و کامپیوتر دارد؟

این توهین به امام (علیه السلام) است. من نمى خواهم عظمت تحقیقات علمى را پایین بیاورم. آن در جایگاه خودش محفوظ. عظمت امام (علیه السلام) مافوق این حرف هاست. مى فرماید: و لله جنود السماوات و الارض این است که این حرف یکى از حرف هاى غلطى است که امروز در زمان ما مطرح مى شود براى اینکه بگویند امام (علیه السلام) با پیشرفتهاى علمى مخالف نیستند.

بله ائمه ما (علیه السلام) با پیشرفتهاى علمى مخالف نیستند. صد در صد. امّا زمان ظهور چون بناست حرکت فى الارض باشد. کل این شرایط تغییر خواهد کرد و جالب توجه اینجاست که باید عزیزان توجه داشته باشند که زمینه هاى تغییر شرایط به دست خود بشریت دارد انجام مى گیرد. نمونه هایش اگر، عزیزان بتوانند راجع به تکنولوژى سبز تحقیق بکنند که اخیراً در دنیا مطرح شده، ممکن است در بیست سال آینده همه کره زمین را فرا بگیرد و ما مجدداً یک بازگشت به طبیعت را و یک زندگى طبیعى را در جوامع انسانى مشاهده کنیم. این است که رسانه هاى گروهى مشروط به اینکه یک تقریر صحیحى از قضیه ظهور و قضیه مهدویت ارایه کنند مى توانند بسیار مؤثر واقع بشوند.

مهمترین تأثیرش هم ایجاد یک بینشى است که اجازه احساس به بن بست رسیدن در زندگى انسانى را به انسان نخواهد داد و افق فکرى را آنچنان باز مى کند که دائماً احساس نشاط و امید و آرامش در انسان به وجود خواهد آمد و این تنها نقطه اى است که بشر مى تواند آرامش خودش را به دست بیاورد.

آنچه در احادیث و زیارات مى بینیم این است که از حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) با نام حجت یاد مى شود. لطفاً در این باره توضیح بفرمائید:

اصل کلمه حجت از حج است و حج به معناى قصد است. وقتى قصد مى شود، الى الله آن را مى گویند. حج، القصد الى الله و کسى که این قصد را کرده به او مى گویند حاج. حجت آن دلیلى است که شما را به سوى مقصد برساند. مقصد اگر الله است، آن دلیلى که شما را به مقصد رساند. حجت است. به این دلیل همه ائمه (علیه السلام) حجج الله البالغه هستند که همه عالم وجود را اینها به مقصد اعلى مى رسانند و لذا آن دلیلى که شما را به مقصد مى رساند، حج است و آن راهى که شما را به آن مقصد برساند محجّة و و محجّة العظمى یا محجة البیضاء که اینها در زیارات اهل بیت به گونه هاى مختلفى ذکر شده است .

چگونه حضرت (علیه السلام) در عصر غیبت حجیت دارند و چطور مى شود در حالى که در میان مردم حضور ندارند، آنها را به مقصد برسانند؟

در روایات داریم که حضرت (علیه السلام) فرمودند: کیفیت استفاده ما از حضرت ولى عصر (علیه السلام) در زمان غیبت مثل کیفیت استفاده از خورشید است، پشت ابر، یعنى اگر نور نباشد، تبخیرى نیست. وقتى تبخیرى نباشد، طبیعتاً تراکم ابرها به وجود نمى آید، یعنى بارش باران رحمت هم به برکت آن خورشید است.

پس هر فکر الهى که به ذهن انسانى رسیده خیر است و برکت است و راهگشا است به سوى خداى متعال. دیگر اینکه بزرگترین نقشى که وجود مقدس حضرت ولى عصر در عالم وجود دارند، این است که مستفیض مطلق اند.

دائماً فیض را از ذات ربوبى مى گیرد و بعد مفیض مطلق مى شوند و دائماً این فیض را نیز استفاضه مى کنند به همه ما سوى الله. هر کس متناسب با ظرفیت وجودى خودش بهره مى برد. پس هر خیرى به هر که برسد به برکت حضرت است. خورشید هم به همه مى تابد. اگر در اطاق شما نور وارد نشود، شما خودتان طاق زده اید و دیوار زده اید و پنجره ها را بسته اید. زمین هاى بایر که هیچ حجابى ندارند بیشتر از همه خورشید را دریافت مى کنند و از نور خورشید بهره مى برند.

گفت وگو با حجة الاسلام و المسلمین سعید معمار منتظرین
منبع : ماهنامه موعود


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢۱ توسط فرزانه حبوطی

ناقص، نه انسان خطا کار و عاصى.

همه به طفیلى وجود حضرت بقیة الله ، ارواحنا له الفداء ،در قید حیاتند و مرزوقند و روزى مى برند.
این تعبیرى که در دعاى عدیله آمده است: و بیمنه رزق الورى و بوجوده ثبتت الأرض و السماء مبتنى بر همین اصل است. بیمنه رزق الورى؛ یعنى چون حضرت حضور دارند، بقیه هم مرزوق مى شوند. اینکه در حدیث قدسى آمده است: خلقتف الأشیاء لاجلک نیز بیان کننده همین واقعیت است. پس باید حرکتمان، راه رفتنمان، همه چیزمان به عشق و محبت حضرت بقیة الله (علیه السلام) باشد. چه بدانیم، چه ندانیم، چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه انسان مؤمن، چه انسان مشرک، چه انسان موحد و چه انسان منافق، حضرت مظهر رحمت رحمانیه حضرت حقند و رحمت رحمانیه حضرت حق براى همه مخلوقات عام است.

ما مى گوییم که حضرت ولى عصر (علیه السلام) ولى الله است. قرآن کریم، بر خلاف ما که وقتى مى خواهیم از یک کسى تعریف بکنیم، القاب متعددى را به کار مى بریم، یک کلمه بیان مى کند. مى گوید: بقیة اللّه خیرٌ لکم، ان کنتم مؤمنین. بقیة اللّه یعنى کسى که تمام صفات حضرت حق، جلّ جلاله، در او خلاصه شده است. اگر مى گوییم هو مَعَکم اَیْنَما کنْتم؛ هر جا باشید خداوند هم با شما هست، کسى که هم بقیّة اللّه است، چون مظهر صفات خداوندى است. باید، هو مَعَکم اَیْنَما کنْتم باشد؛ یعنى همه جا با ما باشد. پس بر این مبنا حضرت بقیّة اللّه (علیه السلام) در همه آنات و در تمام حالات با ما همراه هستند. و به تعبیر روایاتى که در بصائرالدرجات آمده است، هیچ چیزى از وجود ما در محضر حضرت بقیّة اللّه (علیه السلام) نهان نیست.

این اصل کلى از آیه شریفه سوره مبارکه یس هم که مى فرماید و کلّ شىء اَحصیناه فى امام مبین قابل استخراج است.

معرفت این است که ما بدانیم حضرت بقیّة اللّه، ارواحنا فداه، لحظه به لحظه به ما توجه دارند و همه ما تحت مشاهده این بزرگوار هستیم. امیرالمؤمنین مى فرمایند: مَنْ اَحَبَّ شَیىءً لهج بذکره وقتى کسى، کسى را دوست بدارد، دائماً مى خواهد از او تعریف بکند. مرتب از او یاد کند. تا اینکه به جایى مى رسد که دائماً خودش را در محضر حضرت دوست مى بیند. دیگر بین خودش و او جدایى نمى بیند. پس عمده تحصیل معرفت است. معرفت هم از چند راه قابل تحصیل است:

یک راهش مطالعه پیرامون احوال حضرت ولى عصر، ارواحنا فداه، است خواندن کتاب هایى مثل مکیال المکارم مرحوم آیة الله سید محمد تقى اصفهانى. مثل بحارالانوار جلد 51، 52، 53 مرحوم علامه عالى مقام، مجلسى، که تحت عنوان مهدى موعود (علیه السلام) هم ترجمه شده است. بعضى از کتبى که اخیراً نوشته اند مثل خورشید مغرب از آقاى محمد رضا حکیمى یا دادگستر جهان از آقاى ابراهیم امینى. مطالعه این مجموعه از یک طرف کمک مىکند، از طرف دیگر تبعیت از خواسته هاى حضرت مهدى (علیه السلام) آرام آرام محبت را زیاد مىکند. خواندن دعاهایى که مربوط به حضرت است، زیارات حضرت مثل زیارت آل یاسین، مثل دعاى عصر غیبت که عصرهاى جمعه خوانده مىشود و در انتهاى مفاتیح هم آمده است و... یعنى انسان باید اول شستشوى قلبى دهد خود را که مورد توجه حضرت ولى عصر (علیه السلام) قرار بگیرد و ایشان هم عنایت بکنند، در این صورت این محبت چندین برابر خواهد شد.

گفت وگو با حجة الاسلام و المسلمین سعید معمار منتظرین
منبع:ماهنامه موعود


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢۱ توسط فرزانه حبوطی

گفت وگو با حجة الاسلام و المسلمین سعید معمار منتظرین

به عنوان نخستین پرسش بفرمائید توجه به امام عصر (علیه السلام) در جامعه امروز ما چه نقشى دارد و چه نیازى را مى تواند پاسخ دهد؟

مهمترین نیازى که انسان دارد نیاز به آرامش و مقام امن است. و از همین روست که مى بینیم این انسان براى تحصیل مقام امن دائماً در حال تلاش و کوشش است.

به تعبیر قرآن مقام امن زمانى حاصل خواهد شد که وجود انسان از شرک پاک بشود: الذین آمنوا و لم یلبسوا إیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن ؛ براى کسانى که ایمان بیاورند و ایمانشان لباس ظلم نپوشد امنیت وجود دارد. در آیه دیگرى خداى متعال شرک را به ظلم تفسیر فرموده: انّ الشرک لظلم عظیم؛ شرک، ظلم بزرگى است.

بنابراین لم یلبسوا ایمانهم بظلم یعنى لم یلبسوا ایمانهم بشرک. براى تطهیر از شرک یک راه وجود دارد. آن هم دریافت توحید از راه ولایت است. هیچکس غیر از ولى خدا، مطهّر و پاک کننده نیست. آیه تطهیر تنها در شأن اهلبیت نازل شده و آنها چون مطهَّرند و خداى متعال آنها را پاک کرده، مطهّر هم مى توانند باشند. انس با این بزرگواران، فهم معارف این بزرگواران، قرار گرفتن در دایره این بزرگواران، آرام آرام انسان را تطهیر مى کند و هر چه درجه تطهیر انسان بیشتر شود، به مقام امنیت نزدیک تر خواهد شد.

زمانى تطهیر انسان کامل خواهد بود که ولایت اول و خاتم اوصیا براى او کاملاً قبول شود و مورد پذیرش قرار بگیرد. اینجا است که ایمان که در حقیقت همین ولایت است - بنابر تفسیرى که در بعضى از روایات شده است - به اوج خودش خواهد رسید و لباس ظلم را از خودش خواهد کند و شخص قلبى پیدا خواهد کرد، مملو از توجه به خدا، بلکه مملو از حب خدا و هیچگونه توجهى به غیر خدا در او وجود نخواهد داشت.

اگر کسى همه ائمه هدى (علیه السلام) را بپذیرد به جز حضرت بقیة الله، ارواحنا له الفداء، به دلیل نقصانى که در پذیرش ولایت موالیان عظام (علیه السلام) براى او ایجاد خواهد شد، به همین مقدار مشرک شده و لباس ظلم بر ایمان او افکنده خواهد شد و اینجاست که از نعمت امن و امنیت و آرامش و طمأنینه محروم خواهد گردید و به ناچار براى پر کردن این نیاز و این خلا، به دنیاى امروز، مکاتب، ایسم ها و تفکرات گوناگون - که بزرگترین دلیل براى بطلان آنها، وجود تشکل ها، تعارض ها و تناقضات فکرى است- روى خواهد آورد.

توجه به حضرت ولى عصر ،ارواحنا له الفداء، بزرگترین مایه تحصیل امن و آرامش است. البته وجود خود حضرت بقیةالله موجب همه این عوالم وجود خواهد بود؛ چون ابر و باد و مه و خورشید و فلک براى چرخیدن و گردش و حرکت باید یک غایتى داشته باشند، غایت آنها آن است که براى انسان کامل، انسان معصوم، حرکت کنند؛ نه انسان.


یا مولانا یا صاحب الزمان ... الغوث الغوث الغوث گریه



نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢۱ توسط فرزانه حبوطی

آیه اول:

"هدی ً للمتقین* اللذین یومنون بالغیب"
(سوره بقره /آیات 2و3)
[قرآن] راهبر متقین است *آنها که ایمان آوردند به غیب .
امام صادق (علیه السلام)پرده آن سوی آیه را اینگونه کنار می زند، می فرماید منظور از کسانی که ایمان به غیب دارند آنهایی هستند که باور به ظهور وقیام حضرت حجة دارند وبه آن اقرار دارند.(کمال الدین ،1/17)

آیه دوم :

"فاستبقوا الخیرات اینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً" (سوره بقره /آیه 148)
"در کارهای خیر بر یکدیگر سبقت بگیرید،هر کجا باشید خداوند همه شما را حاضر می کند"
امام باقر (علیه السلام) فرمود: کارهای نیک یعنی ولایت واینکه خدا فرمودهر کجا باشید شما را حاضر می کندیعنی یاوران قائم (علیه السلام) که سیصد وسیزده نفرند وبه خدا سوگند ایشان همان امت شمرده شده هستند که همچون ابرهای پاییزی در یک لحظه جمع می گردند.(تفسیر نور الثقلین 1/139)

آیه سوم :

"یا ایها الذین آمنوا اصبرواوصابرواورابطوا واتقوا الله لعلکم تفلحون"
(سوره آل عمران/آیه 200)
"ای آنهایی که ایمان آورده اید استقامت پیشه کنید ودر شکیبایی پیشتاز شوید ونگاهبانی ودیده وری نمایید واز خدا بترسید که به این اسباب امید است رستگار شوید"
امام باقر(علیه السلام) در خصوص این آیه می فرماید: بر انجام واجبات دینی پایداری کنید وبرآزار دشمنان شکیبا باشید ودیده بانی وپاسداری کنید از حریم امام منتظر خود [حضرت مهدی (علیه السلام) ] (البرهان /1/334)

آیه چهارم:

"یوم یأتی بعض آیات ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل أو کسبت فی ایمانها خیراً قل انتظروا انا منتظرون" (سوره انعام /آیه 158)
"آن روز که برخی از نشانه ها ی پروردگارت تحقق پذیرد، ایمان آوردن افرادی که قبلاًً ایمان نیاوردند یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده اند سودی به حالشان نخواهد داشت بگو انتظار بریدکه هر آینه ما هم از انتظار برانیم"
امام صادق (علیه السلام)در خصوص این آیه فرمود:نشانه ها همان نشانه های ظهور وقیام حضرت حجة است ومنظور از انتظار ، انتظار فرج است (کمال الدین/18)

آیه پنجم :

"بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین" (سوره هود/آیه 86)
"آنچه خداوند برای شما باقی گذاشته برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید"
از امام صادق (علیه السلام)پرسیدند که آیا در سلام کردن به حضرت قائم می توان به ایشان خطاب امیر المؤمنین کرد؟ حضرت فرمود: خیر زیرا آن اسمی است که خداوند امیرالمؤمنین را بدان نامیده است وهیچ کس پیش از او وپس از او بدان نام نامیده نشده ونمی شود جز اینکه کافر است. گفته شد چگونه می توان به او سلام کرد ؟فرمود : می گویند سلام بر تو ، بقیة ا... سپس این آیه را تلاوت فرمود"آنچه از خداوند برای شما باقی گذارده برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید (تفسیر نور الثقلین2/390)

آیه ششم :

"قل کل متربص فتربصوا فستعلمون من اصحاب الصراط السوی ومن اهتدی"
(سوره طه/ آیه 135)
"بگو همه در انتظارند شما هم در انتظار باشید که بزودی خواهید دانست چه کسی از یاران راه راست وچه کسی هدایت یافته است ."
اما موسی کاظم از پدرشان امام صادق نقل می کنند که فرمود : راه راست ، حضرت قائم (علیه السلام) است وهدایت از آن کسی است که با تمسک به حضرت قائم هدایت گردیده است (بحار الانوار24/150)

آیه هفتم:

"اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر" (سوره حج/آیه 39)
"به کسانی که جنگ بر آنها تحمیل شده اجازه جهاد داده شده است ،چرا که مورد ستم قرار گرفته اند وهر آینه خدا بریاری آنها تواناست"
امام باقر (علیه السلام) فرمود:"این آیه در شأن حضرت قائم ویاوران آن حضرت است."(بحارالانوار24/227)

آیه هشتم :

"ویمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه" (سوره حج/آیه65)
"وآسمان را نگه می دارد تا جز به فرمان او برزمین فرو نیفتند"
امام صادق (علیه السلام) فرمود : ما پیشوایان مسلمانان، حجتهای خداوند بر اهل عالم،سروران ایمان آورندگان ، رهبران پیشانی سپیدان ومولای مؤمنانیم.ما آرامش وآسایش اهل زمین هستیم همچنان که ستارگان مایه آرامش اهل آسمانند ما همان کسانی هستیم که خداوند به خاطر آنها با فرمان خویش آسمان را از فرو افتادن به زمین وزمین را از فرو بردن اهلش باز می دارد بخاطر ماست که خدا باران را فرو می بارد رحمت را پراکنده می سازد وبرکتهای زمین را خارج می گرداند سپس فرمود خداوند از زمانی که آدم را آفرید زمین را از حجتش خالی نگذاشت خواه آن حجت ظاهر یا غائب وپوشیده باشد .به امام عرض کردم پس چگونه مردم از حجت غائب بهره مند می شوند ؟ حضرت فرمود همانطور که از خورشید در ورای ابرها بهره مند می شوند .(کمال الدین /27)

آیه نهم :

"أمن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء ویجعلکم خلفاء الارض"
(سوره نمل /آیه 62)
" [جز خدا ] کیست که دعای درمانده را پاسخ گوید وگرفتاری اورا برطرف سازد وشما را جانشینان خود در زمین قرار دهد؟"
امام صادق (علیه السلام) فرمود :این آیه درباره قائم آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) نازل شده ، به خدا سوگند اوست آن درمانده ای که هر گاه در مقام ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز بگذارد وخداوند را بخواند ودعا کند خداوند دعای اورا اجابت می فرماید واورا جانشین در زمین قرار می دهد .(تفسیر برهان 3/208)

آیه دهم :

"یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون"
(سوره صف/آیه 8)
"می خواهند نور خدا را با دهانهاشان خاموش کنند در حالی که خداوند نور خودرا به پایان می رساند اگر چه کافران را ناپسند آید"
امام صادق در خصوص این آیه فرمود :منظور قائم آل محمد است آن هنگام که ظهور نماید خدا او رابر همه ادیان آشکار سازد تا آنجا که خداوند پرستیده نشود.(المحجة،224/225)

آیه یازدهم:

"اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها قد بینا لکم الایات لعلکم تعقلون"
(سوره حدید/آیه 17)
"بدانید که زمین را خدا پس از مرگ زنده می گرداند بتحقیق ما نشانه های خود را برای شما آشکار کردیم تا مگر فکر وعقل را بکار بندید"
امام باقر راجع به این آیه می فرماید:خداوند زمین را بوسیله قائم پس از بی جانی آن زنده می کند ومرگ وبی جانی زمین یعنی کفر اهل زمین ، مردن زمین به کفر ورزیدن اهل آن است چرا که کافر مرده است .(اثبات الهداة،3/492)

آیه دوازدهم :

"فلا اقسم بالخنس*الجوارالکنس"  (سوره تکویر /آیات16،15)
"سوگند به ستارگانی که باز می گردند ،حرکت می کنند واز دیده ها پنهان می شوند."
اما باقر (علیه السلام) در باره این آیه فرمود :او (ستاره) امامی است که در سال دویست وشصت ،خود را از دیده ها پنهان می سازد ،آنگاه همچون ستاره ای درخشان در شب تاریک آشکار می شود ونور افشانی می کند.(کافی،1/341)

آیه سیزدهم :

" لترکبن طبقاً عن طبق"  (سوره انشقاق/آیه 19)
"بی تردید شما از حالتی به حالتی (از مرتبه ای به مرتبه ای ) دیگر می روید."
امام صادق (علیه السلام) فرمود:همانا قائم مارا غیبتی است که مدت آن به طول می انجامد واینکه خداوند می فرماید شما از حالتی به حالتی می روید یعنی سنتهای پیشینیان در مورد شما تحقق می یابد.(کمال الدین /480)

آیه چهاردهم :

"والعصر*ان الانسان لفی خسر *الا الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر." (سوره عصر)
" سوگند به عصر، که همانا انسان در زیانکاری وخسران است ،جز آنان که ایمان آوردند وکارهای شایسته انجام دادند ویکدیگررابه حق سفارش نمودند وبه صبر توصیه کردند."
حضرت صادق درباره این آیه فرمود:"سوگند به عصر" یعنی عصر ظهور حضرت قائم (علیه السلام) . " همانا انسان در زیانکاری است " یعنی دشمنان ما در زیانند. " مگر آنان که به نشانه های ما ایمان آورده وکارهای شایسته کنند" یعنی با برادران دینی همیاری نمایند. " ویکدیگر را به حق سفارش نموده " یعنی به امامت وولایت سفارش کنند . "ویکدیگر را به صبر توصیه کردند " یعنی به عترت (تفسیر نور الثقلین 5/666)

منبع : ماهنامه راه قرآن

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٠ توسط فرزانه حبوطی

بشر بحران زده امروز منتظر یک منجى است تا او را از بحران و پریشان حالى نجات دهد و به آرامشى مطلوب برساند. این آرامش را بشر خود از خویشتن دریغ کرده است و بشر خود به وجود آورنده این ناآرامى است که امروز دیگر از آن به تنگ آمده، ظهور منجى را انتظار مى کشد و اما او خواهد آمد و جهان را نجات خواهد داد. او همین الان مهمان دلهاى ماست و به ما وعده داده شده است. آرى او خواهد آمد و با ظهورش عشق و آرزوهاى ما تجسم عینى خواهند یافت.

او مظهر تمام صفات پسندیده اى است که مى توان متصور شد. او حجت خدا بر خلق است و با آمدنش تاریکى ها روشن مى شوند و ظلم و نابرابرى ها رفع و دفع خواهند شد. او خلیفة ا... به تمام معناست و مظهر عباد صالح خداست. او الگوى کمال انسانى و جانشین شایسته پدرش و اجدادش و رسول خداست. او منتهاى آرزوى ماست.

آرى با ظهور حضرت قائم، عجل الله تعالى فرجه، انسان، انسان بودنش را و شایستگى هایش را و جامعه، جامعه بودنش را به تمام معنا درک خواهند کرد. انسان و جامعه همانى خواهد بود که ولى خدا از او مى خواهد. اما آنانى که منتظر اویند باید شایسته منتظر باشند باید خانه دل بیارایند و بعد به انتظار بنشینند. او بهترین و برترین در عصر خویش است. بنابراین با بهترین حالات شخصى و اجتماعى باید به استقبال ظهورش شتافت. وقتى قرار است یک میهمان معمولى به خانه مان بیاید خانه را پاک ساخته، مى آرائیم تا رضایت خاطر میهمان را به دست آوریم.

حال که او (حضرت قائم، عجل الله تعالى فرجه) بهترین و برترین میهمان ما و بشر خواهد بود چگونه مى توانیم خانه هاى دلمان را و جامعه مان را پاک نسازیم و نیارائیم؟ براى درک حضورش باید با ناپاکى ها و پلیدى ها جنگید و محیط را براى حضورش مهیا ساخت. قبل از هر چیز باید بر خود بشوریم و نفس آلوده خویش را به دار تقوى بکشیم. پس آنگه که خود پاک شدیم جامعه نیز پاک خواهد بود و پاکان در مقابل ظلم و جور خواهند ایستاد و نبرد را به تمکین ترجیح خواهند داد. آنگاه که مژده ایستادگى در برابر ظالمان به گوش مظلومان برسد به ظهور منجى مشتاقتر و مایلتر خواهند بود و خود به قیام خواهند برخاست و همانا که ظهور حضرتش قیام مظلومان خواهد بود.

امید به ظهور منجى ما را بر آن مى دارد که در تاریکى ها ننشینیم به سمت نور و روشنایى رهسپاریم تا صبح دولت امید بدمد و با انوار وجودش رستگار شویم. نشستن و دست روى دست گذاشتن ما را جاودانه نخواهد ساخت درچنین حالتى تباهى ها روز به روز گسترش خواهند یافت و ما در گوشه هاى تاریک زمان گم خواهیم شد. راز جاودانگى در پویایى است نه در منفعل بودن. راز جاودانگى ما در با او بودن است چرا که او حجت خداست براى با او بودن باید خالص بود و با عشق در این راه گام نهاد و همینطور باید براى مبارزه ائى بى امان با ظلم و جور و هرچه پلیدى هاست آماده بود.

انتظار یک بن بست اجتماعى نیست بلکه یک رودخانه جارى از حقایق اجتماعى است. انتظار دیدن روزنه امید براى رهایى است. انتظار دیدن افق فردا و فرداهاست. امید به آینده است. اشتیاق رسیدن به بهترین وضع است و نه تنها تلاش براى تثبیت وضع موجود نیست بلکه تلاشى است براى بهتر شدن، تکامل یافتن و همیشه پویا زیستن.

بنابراین جامعه منتظر، جامعه اى است پویا، رو به تکامل و متمایل به بهتر و انسانى زیستن و فرد منتظر باید همیشه در حال گریز از وضع موجود و تلاش براى فردایى بهتر از امروز باشد باید بر علیه هرچه شر است بشورد تا جامعه براى ظهور و حضور آن انسان کامل آماده باشد. جاى بسى تاسف است که در جامعه اى آلوده، ناپاک، نامناسب و آلوده به پلشتى ها منتظر چنین انسان والا و وارسته اى باشیم که این نه شرط ادب است، نه شرط میهماندارى و نه شرط انسانى الهى. پس باید به پاخیزیم و با ادب حضور، جامعه را براى ظهور آماده سازیم.

منبع: www.salimian.com

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٠ توسط فرزانه حبوطی

بعضى از علماى بزرگ براى درجه عالى انتظار با استفاده از روایات ، دوازده نشانه ذکر کرده و نشانه دوازدهم را چنین شرح مى دهند.
از علامات انتظار مهیا بودن براى ورود محبوب است و مهیا بودن به چند چیز است.
1- عزم حقیقى بر یارى و متابعت آن حضرت
2- متصف شدن به صفات نیک اخلاقى و دورى از هر گونه آلودگى اخلاقى
آئینه شو جمال پرى طلعتان طلب
جاروب کن تو خانه و پس میهمان طلب
3- مواظبت در اطاعات و انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات
4- تهیه سلاح
5- مرابطه و مرزدارى
6- مواظبت در خواندن عهدنامه بزرگ و کوچک (که در کتاب زادالمعاد مذکور است ) (1)
ظلم نکردن و اعانت به ظلم نکردن و هشیارى و توجه و شناخت افراد نیرنگ باز و توطئه نیز از جمله امورى است که باید به آن توجه داشت.

رعایت حقوق برادران

از مهمترین امور در زندگى محبان و منتظران قائم (عج ) رعایت حقوق برادران و مسلمانان است. در این باره بهتر است پاى سخن پر مغز و دلنشین حضرت امام صادق علیه السلام و امام باقر بنشینیم.

امام باقر علیه السلام به جابر جعفى رحمة اللّه فرمود:
((اى جابر آیا کسى که ادعاى تشیع مى کند، براى او این قول که دوست اهل بیت علیهم السلام هستم کافى است ؟
سوگند به خدا شیعه ما نیست مگر کسى که پرهیزکار بوده و اطاعت از خداوند کند، شیعیان ما را به این صفات بشناسید: تواضع ، خشوع امانت دارى ، بسیار در یاد خدا بودن ،اهل نماز و روزه بودن ، احترام به پدر و مادر کردن ، مهربانى کردن به همسایگان مستمند و بدهکار و یتیمان ، راستگو بودن ، آنها تلاوت قرآن مى کنند، و زبانشان را کنترل مى نمایند، و براى خودشان در همه چیز امین هستند...))
(( اى جابر! ((ما نتال و لا یتنا الا بالعمل و الورع ؛))
به ولایت و دوستى ما جز از راه عمل و پرهیزکرى نمى توانى برسى .)) (2)
امام باقر علیه السلام روزى به یکى از یارانش به نام سعید بن حسن رحمة اللّه فرمود:
((آیا در میان شما این روش هست که کسى از شما به حضور برادر دینى اش ‍ برود دست در جیب او کند و به اندازه احتیاج خود از آن ، پول بردارد و صاحب پول از آن جلوگیرى نکند؟
سعید عرض کرد: نه چنین کسى را سراغ ندارم .
امام باقر علیه السلام فرمود: بنابراین اخوت و برادرى در کار نیست .
سعید عرض کرد: آیا در این صورت ما در هلاکت هستیم ؟
امام علیه السلام فرمود: عقل این مردم هنوز تکمیل نشده است . (3)
(یعنى تکلیف به حساب اختلاف درجات عقل ، مختلف مى شود.)
امام صادق علیه السلام در ضمن گفتار مى فرماید:
(( ما اقل و اللّه من یتبع جعفرا منکم ، انما اصحابى من اشتد ورعه و عمل لخالقه و رجا ثوابه فهؤ لاء اصحابى ؛))
((سوگند به خدا چقدر پیروان جعفر از شما کم شده اند، بدانید که یاران من کسانى هستند که در پاکى و پرهیزکارى محکم باشند، و کارهایشان را براى خدا انجام دهند و امید به پاداش خدا داشته باشند، اینها اصحاب و یاران من هستند.)) (4)
در مورد حقوق برادران دینى به حدیث جالب و جامع ذیل که امام صادق علیه السلام براى یکى از یارانش (معلى بن خنیس ) در موارد هفتگانه زیر شرح داده اند توجه کنید:
معلى بن خنیس رحمة اللّه مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم حق مسلمان چیست ؟
فرمود:
((هفت حق واجب است که اگر یکى از آنها را تباه کند از ولایت و اطاعت خداوند خارج شده و خداوند از او بهره (طاعت و بندگى ) ندارد.
عرض کردم آنها چیسیت ؟
فرمود: من بر تو نگرانم ، مى ترسم آنها را تباه سازى و بدانى و عمل نکنى .
عرض کردم : (( لا قوة الا باللّه )) (نیرویى جز از خدا نیست ) فرمود: آشانترین آنها این است که :
1- آنچه را براى بردار مسلمانت دوست بدارى که خود دوست مى دارى ، و نپسندى براى او آنچه را که براى خود نمى پسندى .
2- از خشمگین کردن برادر مسلمانت (یا از خشم ) دورى کنى ، و آنچه را که مورد رضایتش است انجام دهى و او امرش را اطاعت کنى .
3- با جان و مال و زبان و دوست و پاى خود او را یارى کنى .
4-چشم و راهنما و آئینه او باشى .
5- تو سیر نباشى و او گرسنه ، تو سیراب نباشى و او تشنه و تو پوشیده نباشى و او برهنه .
6- اگر داراى خدمتکار باشى و بردار مسلمانت خدمتکار نداشته باشد، بر تو واجب است که خدمتکارت را بفرستى تا لباسهاى او را بوید و غذایش را آماده کند و فرشش را بگستراند.
7- او را از مسئولیتهاى سوگندهایش رهاسازى ، دعوتش را اجابت کنى ، در بیمارى او را عیادت نمائى ، بر جنازه اش حاضر شوى ، اگ دانستى که او حاجتى دارد در اداى حاجب او شتاب کنى ، تاءخیر در رواى حاجت او نکنى که او اظها آن کند، بلکه زودتر به رفع نیازش بپردازى ، سپس امام صادق علیه السلام گفتارشان را با این جملات پایان دادند.
(( فاذا فعلت ذلک و صلت ولایتک بولایته و ولایته بولایتک ؛))
((وقتى که چنین کردى دوستى او و دوستى او را به دوستى خود پیوند داده اى .)) (5)
در اینجا این فصل را با حدیث عرفانى ذیل پایان مى بریم .
حضرت موسى بن عمران علیه السلام به خدا عرض کرد:
((پروردگارا آیا کسى را مثل من گرامى داشته اى آنجا که سخن خود را به من شنوانده اى ؟
خداوند فرمود: ((بدانکه براى من بندگانى هست که در آخرالزمان مى آیند، آنها به من از نسبت به تو نزدیکترند، زیرا من با او با واسطه بودن هفتاد هزار پرده حجاب سخن مى گویم ولى هر گاه (بنده من در آخرالزمان ) روزه بگیرد، و بر اثر روزه لبهایش سفید و رنگش زرد گردد این هفتاد هزار پرده را هنگام افطار آنها برمى دارم .)) (و این چنین به آنها نزدیک مى شوم ).)) (6)
روزى که سر از پرده برون خواهى کرد
دانم که زمانه را زبون خواهى کرد
گر زیب و جمال از این فزون خواهى کرد
یا رب چه جگرها است که خون خواهى کرد
نتیجه اینکه علاقمندان و یاران امام مهدى (عج ) باید کاملا خود را وظیفه شناس و پایبند به اسلام و متعهد و مسؤ ول بدانند، و همواره مراقب احوال و کارهاى خود باشند، و از انحرافات دورى جسته و پناه به خداوند ببرند و مو به مو احکام اسلام را عمل نمایند، تا شایستگى سربازى آن حضرت را پیدا کنند.

پی نوشت :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- نورالابصار فى فضیلة الانتظار (تاءلیف : سید ابوالقاسم دهکردى )، صفحه 67.
2- اصول کافى ، ج 12، ص 74 (باب الطاعة و التقوى )
3- اصول کافى ، ج 2، ص 174 (باب حق المؤ من على اخیه )
4- اصول کافى ، ج 2، ص 77
5- اصول کافى ، جلد 2، صفحه 169 در این باره روایات جالب دیگرینیز آمده که در این کتاب از صفحه 169 تا 174 ذکر شده است .
6- تفسیر روح البیان بر سوئى ، ذیل آیه 3، سوره مؤ من .

منبع: http://www.ghadeer.org

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٠ توسط فرزانه حبوطی

خدایا!
تشنگان جمال خودت را، به جرعه ای از جمال مهدی(عج) مهمان کن.

خدایا!
من از آن زمان که شنیده ام «محبوبمان ناشناس در میان ما می گردد و در همین فضا تنفس می کند و وقتی ظهور کند همگان می گویند که ما پیش از این او را دیده ایم» به همه سلام می کنم.
شاید که لااقل پاسخی هر چند به ناشناس از او بشنوم.
ای خدا تا کی ما ناشناس بمانیم و او ناشناخته بماند.

«عَجِّل لِوَلیّکَ الفَرَج». گریه

ای خدای مهدی!
در جهان کیست که ریزه خوار سفره ی امام نیست.
چشمی عنایت کن که ولی نعمت خویش را باز شناسیم.

ای خداوند فرج و شدت!
کاسه ی صبر و انتظار، لبریز شده است. به دست موعودت، عالم و آدم را از این فتنه های آخرالزمان برهان!...

ای خدای محمد!
تنها چاره ی جاهلیت آخرالزمان، ظهور حجت خاتم است.
در فرجش تعجیل بفرما.

ای خدای مدینه!
احساس غربت و مظلومیت شیعه را در مدینه ای که وطن تشیع است به ظهور فرزند مدینه التیام ببخش...

ای خدای حضرت منتقم!
از کربلا همچنان خون تازه می جهد و این زخم کهنه جز به دست قدسی مهدی(عج) مرهم نمی پذیرد.

«عجل علی ظهوره» گریه

ای خدا!
چنان زمینگیر دنیامان مکن که وقت ظهور، توان برخاستن نداشته باشیم.

خدایا!
برای دل سپردن، از آن محبوب پنهانی و معشوق آسمانی شایسته تر کیست؟ دل های سرگشته را به ظهورش پیوند بزن.

خدایا!
دل را به ظهور عشق چراغان کن، و جان را به حضور محبوب، نور باران...

خداوندا!
ما مدعیان دروغین انتظاریم. حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم اما به اندازه ی ساده ترین دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نیستیم. الفبای انتظار را به ما بیاموز و لذت انتظار را به ما بچشان.

گزیده ای از مناجاتهای سید مهدی شجاعی
منبع:نشریه قدر ،شماره 21

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٠ توسط فرزانه حبوطی

بدون تردید دعا کردن براى حضرت صاحب الزمان، علیه السلام، نصرت و یارى اوست، چون یکى از انواع نصرت یارى کردن به زبان است، و دعا براى آن حضرت یکى از اقسام یارى کردن به زبان است قرآن مجید مى فرماید:
و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها او ردوها (1)
و هرگاه محبت و ستایش شدید به بهتر یا نظیر آن جواب دهید.
در تفسیر على ابراهیم قمى ذیل آیه شریفه مى گوید: سلام و کارهاى نیک دیگر. (2)
پر واضح است که دعا از بهترین انواع نیکى است، پس اگر مؤمن براى مولاى خود خالصانه دعا کند مولایش نیز براى او دعا مى کند و دعاى آن بزرگوار کلید همه خیرات و برکات و فلاح و رستگاریست. شاهد و مؤید این مدعا روایت ذیل است.
جمعى از اهالى اصفهان از جمله ابوالعباس احمد بن النصر و ابو جعفر محمد بن علویه نقل کردند که: شخصى به نام عبدالرحمن در اصفهان ساکن بود که شیعه بود. از او پرسیدند: چرا به امامت حضرت امام على النقى، علیه السلام، معتقد شدى؟ گفت: چیزى دیدم که سبب اعتقاد محکم من شد.
من مردى فقیر بودم و زبان و جرات داشتم، در یکى از سالها اهل اصفهان مرا از شهر بیرون کردند. من با جمعى دیگر براى شکایت به دربار متوکل رفتیم، در حالى که در دربار بودیم دستور از او صادر شد، که على بن محمد بن الرضا، علیه السلام، را حاضر کنند. به یکى از حاضران گفتم: این مرد کیست که دستور احضارش داده شده؟ گفت: او مردى علویست که رافضیان معتقد به امامتش هستند. سپس گفت: چنین مى دانم، که متوکل او را براى کشتن حاضر مى کند و گفتم: از اینجا نمى روم تا این مرد را ببینم چگونه شخصى است.
گوید: پس آن مرد سوار بر اسب آمد و مردم از سمت راست و چپ راه، در صف ایستاده به او نگاه مى کردند هنگامى که او را دیدم محبتش در دلم جا گرفت. شروع کردم در دل براى او دعا کردن که خداوند شر متوکل را از او دفع نماید، او در بین مردم پیش مى آمد و به کاکل اسبش نگاه مى کرد نه به چپ نظر مى کرد و نه به راست. من در دل دعایم را تکرار مى کردم. هنگامى که به کنارم رسید صورتش را به سویم گردانید. سپس فرمود: خداوند دعایت را مستجاب کند و عمرت را طولانى نماید و مال و فرزندت را زیاد سازد. از هیبت و عظمت او به خود لرزیدم و درمیان رفقایم رفتم و پرسیدند چه شد؟ گفتم، خیر است و به هیچ کس نگفتم. پس از این ماجرا به اصفهان برگشتم، خداوند به برکت دعاى او راههایى از مال دنیا به من گشود به طورى که امروز من تنها هزار هزار درهم ثروت در خانه ام دارم غیر از اموالى که خارج از خانه دارم. و صاحب ده فرزند شدم و هفتاد و چند سال از عمرم مى گذرد، من به امامت آن بزرگوار قائلم که آنچه در دلم بود دانست وخداوند دعایش را درباره ام مستجاب کرد.(3)
اى دوستان امام زمان علیه السلام، خوب در این روایت بنگرید که چگونه یک انسانى که اهل ایمان نبود به خاطر یک دعا براى حضرت هادى، علیه السلام، و دعاى آن امام همام در حقش صاحب ثروت و عزت و ایمان و تقوى گردید. اگر ما که از شیعیان و دوستان حضرت صاحب الزمان، علیه السلام، هستیم براى آن بزرگوار دعا کنیم و متقابلا حضرت ما را دعا بفرمایند چه برکات عجیبى در زندگى ما پیدا خواهد شد.
مرحوم آیة الله موسوى اصفهانى در کتاب مکیال المکارم، مطلبى را به این شرح نقل مى کند: یکى از برادران صالحم برایم نقل کرد که آن حضرت را در عالم رؤیا مشاهده کرده و آن بزرگوار به او فرموده اند: «من براى هر مؤمنى که پس از ذکر مصائب سیدالشهدا در مجالس عزادارى دعا مى کند، دعا مى کنم ». (4)

تا کى به اشک و آه تمنا کنم ترا
جانا بیا دمى که تماشا کنم ترا
امید دل به راه وصالت نشسته ام
تا یک نظر به آن قد رعنا کنم ترا
وقت سحر امید اجابت رود که من
با سوز دل دعا به سحرها کنم ترا
گفتم چه چاره آتش سوزان عشق را
گفتا به آب دیده تسلى کنم ترا
اى مشعر و منا ز صفاى تو با صفا
من از صفا و مروه تمنا کنم ترا
از درد هجر تو دل مجروح ناله کرد
گفتم به وصل یار مداوا کنم ترا
اى غایب از نظر به خدا، من هم از خدا
چون هاشمى همیشه تقاضا کنم ترا


یا بن الحسن (عج) کجایی ؟ گریه


راستى چه شیرین است زندگى در زیر سایه اش و در زمان حضورش. در خاتمه این بحث دست به دعا برمى داریم و مى گوییم: پروردگارا! لباس فرج را بر اندام زیباى دلربایش بپوشان و دل نازنینش را با بشارت ظهورش مسرور فرما، و توفیق دیدار جمال ملکوتیش را با عافیت نصیب گردان بمنک و کرمک یا ارحم الراحمین
در بهترین و عالیترین حالات براى فرج مهر بیکران دعا کنیم!

"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" گریه


پی نوشت :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. سوره نساء (4)، آیه 8
2. القمى، على بن ابراهیم، تفسیرالقمى ، ج1، ص 145.
3. الراوندى، سعید بن هبة الله، الخرائج و الخرائج، باب حادى عشر در معجزات حضرت هادى.
4. موسوى اصفهانى، مکیال المکارم، ج1، ص 386.

منبع: www.mehrebikaran.com

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٠ توسط فرزانه حبوطی

شیعه و سنی ازپیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که : مَن ماتَ وَ لَم یَعرف اِمام زَمانِهِ ماتَ میتَهً جاهِلیه
«آنکه بمیرد و حال آنکه امام زمان خویش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است.» 1
یعنی هیچ بهره ای از اسلام نبرده و کافر از دنیا رفته است. از آنجا که این سخن در مواقع و موارد مختلف بیان شده و توسط افراد مختلف نفل شده است، الفاظ گوناگونی از این حدیث شریف و مهم، اما با همان مضمون و معنایی که ذکر کردیم نقل شده است.


مولا یابن الحسن (عج) لیاقت شناخت تون رو به من حقیر هم عطا فرما گریه



سُلَیم بن قیس، یکی از یاران فرزانه حضرت علی علیه السلام نقل می کند که: به امیرالمؤمنین علی علیه السلام عرض کردم کمترین چیزی که به آن آدمی گمراه می شود، چیست؟
آن حضرت فرمودند:
«اینکه آدمی کسی را که خدا دستور داده است تا از او اطاعت کند نشناسد و نداند که چه کسی را خداوند واجب فرموده تا ولایت و سرپرستی او را بپذیرد و نداند که حجت او در زمین کیست و شاهد و گواه خداوند بر مردم چه کسی می باشد. اگر کسی اینها را نداند و نشناسد براستی که گمراه و سر گشته در دین است.»
سلیم می گوید: از حضرت علی علیه السلام پرسیدم: کسانی که این ویژگیها را دارند کیانند؟
و آن حضرت فرمودند: «همان کسانی که خداوند از ایشان همراه خود و پیامبرش نام برده و فرموده است:
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت کنید.» 2
اینک به نقل چند سخن گرانقدر می پردازیم که در آنها به بیان اهمیت مسأله پایداری در « امر ولایت » در دوران غیبت و نهان زیستی مهر بیکران، امام زمان(عج)، پرداخته است:
ابو بصیر، از یاران پاکباخته حضرت صادق آل محمد علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند:
« طوبی از آن کسی که در زمان غیبت قائم ما به امر – ولایت و امامت – ما تمسّک جسته باشد. آن کسی که پس از هدایت الهی دلش دیگر به کژی نگراید. »
ابو بصیر می گوید: من از امام صادق علیه السلام پرسیدم: فدایت شوم طوبی چیست که پاداش چنین کس ارجمندی است؟
و آن حضرت پاسخ دادند:« طوبی درختی است در بهشت که ریشه در خانه علی بن ابی طالب علیه السلام دارد و هیچ مؤمنی نیست که شاخه ای از آن درخت بهشتی در خانه اش نباشد. چنانچه خداوند در وصف اهل بهشت می فرماید: طوبی از آن ایشان است و جایگاه و سرانجامی نیکو خواهند داشت. » 3
البته در زبان عربی طوبی معمولاً به « خوش بحال » ، « خوشا بر احوال » ترجمه می شود. آنچه امام صادق علیه السلام فرموده است جلوه الهی و آخرت این کلمه می باشد.
روایت دیگر از امام سید الساجدین حضرت زین العابدین علیه السلام است که فرمودند:
« کسی که در روزگار غیبت قائم ما، در امر ولایت ما ثابت قدم و استوار باقی بماند و نلغزد، چنان است که خداوند پاداش هزار شهید، مانند شهدای جنگهای بدر و اُحد به آنها عطا می فرماید. »
یاد آوری می کنیم که اینها، پاداش کسانی است که به اصل مسأله مهم ولایت و امامت در دوران غیبت و پنهانی حجت خدا، معتقد هستند.
به روایت بعدی، در همین باره توجه کنید:
حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
« روزگاری بر مردم خواهد آمد که امام و پیشوای ایشان، از چشم آنها غایب و پنهان می گردد. »
سپس حضرت افزودند:
«پس خوشا به احوال کسانی که در زمان - غیبت - در امر - ولایت - ما ثابت قدم و استوار می مانند.»
و آنگاه امام علیه السلام پاداش عظیمی را که خداوند برای این گروه از مؤمنان پایدار، مهیّا فرموده است، بیان می کنند: « کمترین پاداش و ثوابی که برای آنان خواهد بود آن است که خداوند عزوجل ایشان را مورد خطاب مهر آمیز خویش قرار می دهد و می فرماید:
بندگان من! شما به سرّ و پنهان من ایمان آوردید و غیبت و نهان مرا تصدیق کردید و آنرا درست دانستید. پس بشارت باد بر شما بخاطر پاداش نیکویی که از جانب من نصیبتان خواهد شد. »
و آنگاه امام علیه السلام منزلت والای آن مؤمنان آخرالزمان را به بیان خداوند، چنین ترسیم می فرماید:
« شما مردان و زنان مؤمن، براستی که بندگان من هستید. و من اعمال بندگانی چون شما را می پذیرم و از گناهان افرادی چون شما در می گذرم و شما را می آمرزم و بخاطر شما باران رحمت بر دیگر بندگان فرو می فرستم و بلا و مصیبت را زا آنان باز می دارم و اگر شما نباشید عذاب را بر مردم –گناهکار- فرود می آوردم. » 4
در آخرین روایت که نقل می کنیم با تأکیدی دوباره ارزش و اهمیّت « دینداری »، در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام بیان شده است:
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
« برای صاحب این امر - حضرت مهدی علیه السلام – غیبتی خواهد بود. هر کس در روزگار غیبت او دین خود را حفظ کند مانند کسی است که تیغهای تیز گیاه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد.
سپس حضرت با دست مبارک خویش اشاره فرمود که چگونه با دست، تیغهای قتاد را باید هموار ساخت. آنگاه افزود: کدامیک از شما تا به حال توانسته است خارهای خنجر گونه قتاد را بدست گیرد؟
سپس حضرت سر به زیر افکند و مدتی سکوت کرد و آنگاه افزودند:برای صاحب این امر غیبتی است که در روزگار دشوار غیبت، هر بنده خدایی باید تقوا پیشه کند و دینش را حفظ نماید. » 5
اجازه دهید یک بار دیگر فشرده ی روایاتی را که در این بخش آوردیم، ذکر کنیم:
1- هر کس امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.
2- کمترین درجه گمراهی، عدم شناخت امام زمان است.
3- امام یعنی کسی که خداوند اطاعت از او را در ردیف اطاعت از خود و پیامبرش قرار داده است.
4- کسانی که در دوران غیبت، در امر ولایت و امامت استوار می مانند، پاداشی عظیم نزد خداوند دارند.
5- پاداش ایشان بهره ای از درخت طوبی است که درختی بهشتی است که ریشه در خانه علی(ع) دارد.
6- پداش دیگر مؤمنان ثابت قدم در روزگار غیبت همانند پاداش هزار شهید، مثل شهدای بدر و احد است.
7- پایداران در امر ولایت، در دوران غیبت، مورد خطاب خاص حضرت حف واقع می شوند.
8- خداوند آن رادمردان مؤمن آخرالزمان را به پاداش ویژه بشارت می دهد.
9- آنان بندگان خدایند و اعمالشان مورد قبول خداوند است و گناهانشان مشمول آمرزش پروردگار.
10- خداوند بواسطه وجود آنان باران نازل می کند و بلا را برطرف می سازد و عذاب فرود نمی آورد.
11- استواری و پایداری در دین و ولایت امام زمان در دوران غیبت بسیار بسیار دشوار است.
12- مؤمنان حقیقی در روزگار غیبت امام زمان باید تقوا پیشه سازند و به دین خدا تمسّک جویند.

نویسنده:دکتر نادر فضلی

پی نوشت :
ــــــــــــــــــــــ
1. بحارالانوار ج 23 باب 3.
2. بحار الانوار ج 23 ص 82.
3. بحارالانوار ج 53 ص 123.
4. بحارالانوار ج 52 ص 135.
5. بحار الانوار ج 53 ص 135.

منبع:کتاب پاداش انتظار

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/۱٩ توسط فرزانه حبوطی

یکی از مهمترین روزهای سال، روز نیمه ی شعبان است که هم مصادف با ولادت ذی جود و مسعود حضرت بقیة الله ارواحنافداه شده است و هم شب و روز نیمه ی شعبان از لیالی و ایام متبرّکند. شب نیمه ی شعبان، شب بسیار متبرّکی است. تالی تلوّ لیالی قدر و وقت توجّه و تذکّر و توسّل به ذیل عنایات باری تعالی و طلب و درخواست است.

زمینه سازی ظهور

چند خصوصیت در عقیده ی مهدویّت هست که این خصوصیات برای هر ملتی، به منزله ی خون در کالبد و در حکم روح در جسم است. یکی، امید است. گاهی اوقات دست های قلدر و قدرتمند، ملت های ضعیف را به جایی می رسانند که امیدشان را از دست می دهند. وقتی امید را از دست دادند، دیگر هیچ اقدام نمی کنند؛ می گویند چه فایده ای دارد؟ برای چه تلاش کنیم؟ ما که دیگر نمی توانیم!

امام زمان(عج) می آید انجام می دهد، یعنی چه؟ امروز تکلیف شما چیست؟ شما امروز باید چه بکنی؟ شما باید زمینه را آماده کنی، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه ی آماده، اقدام فرماید.

از صفر که نمی شود شروع کرد! جامعه ای می تواند پذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد، والّا مثل انبیا و اولیای طول تاریخ می شود. چه علّتی داشت که بسیاری از انبیای بزرگ اولواالعزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدی ها پاک و پیراسته کنند؟ چرا؟ چون زمینه ها آماده نبود. چرا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) در زمان خودش؛ در همان مدّت کوتاه حکومت با آن قدرت الهی، با آن علم متّصل به معدن الهی، با آن نیروی اراده، با آن زیباییها و درخشندگیهایی که در شخصیت آن بزرگوار وجود داشت و با آن توصیه های پیامبراکرم(ص) درباره ی او- نتوانست ریشه ی بدی را بخشکاند؟

خودِ آن بزرگوار را از سر راه برداشتند! تاوان عدالت امیرالمؤمنین (ع)، جان امیرالمؤمنین(ع) بود که از دست رفت! چرا؟ چون زمینه، زمینه ی نامساعد بود. زمینه را نامساعد کرده بودند. زمینه را زمینه ی دنیاطلبی کرده بودند! آن کسانی که در اواخر یا اواسط حکومت علوی مقابل امیرالمؤمنین (ع) صف آرایی کردند کسانی بودند که زمینه های دینیشان زمینه های مستحکم و مادّه ی غلیظِ متناسبِ دینی نبود. عدم آمادگی، این طور فاجعه به بار می آورد!

آن وقت اگر امام زمان (عج) در یک دنیای بدون آمادگی تشریف بیاورند، همان خواهد شد! باید آمادگی باشد. این آمادگی چگونه است؟ این، همانی است که شما نمونه هایی از آن را در جامعه ی خودتان مشاهده می کنید. امروز در ایران اسلامی چیزهایی از درخشندگی های معنوی وجود دارد که در هیچ جای دنیا نیست.

بخشی از بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم
به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج) 1376/09/25


یابن الزهرا(س) بیا بیا بیا بیاگریه


معنای انتظار

امروز ما انتظار فرج داریم. یعنی منتظریم که دست قدرتمند عدالت گستری بیاید و این غلبه ی ظلم و جور را که همه ی بشریت را تقریباً مقهور خود کرده است، بشکند و این فضای ظلم و جور را دگرگون کند و نسیم عدل را بر زندگی انسان ها بوزاند، تا انسان ها احساس عدالت کنند این نیاز همیشگی یک انسان زنده و یک انسان آگاه است؛ انسانی که سر در پیله ی خود نکرده باشد، به زندگی خود دل خوش نکرده باشد.

انسانی که به زندگی عمومی بشر با نگاه کلان نگاه می کند، به طور طبیعی حالت انتظار دارد. این معنای انتظار است. انتظار یعنی قانع نشدن، قبول نکردن وضع موجود زندگی انسان و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب، که مسلم است این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولی خدا، حضرت حجت بن الحسن، مهدی صاحب زمان(عج) تحقق پیدا خواهد کرد. باید خود را به عنوان یک سرباز، به عنوان انسانی که حاضر است برای آنچنان شرایطی مجاهدت کند، آماده کنیم.

بخشی از بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه ی شعبان 1387/05/27
منبع:نشریه قدر ،شماره 21


مولا جان یعنی لیاقت دارم سرباز کوچکی برات باشم ؟ گریه



نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/۱٩ توسط فرزانه حبوطی
امان از هجر بی پایان مهدی
غروب جمعه و هجران مهدی
***
امان از آن زمانیکه بیفتد
به روی نامه ام چشمان مهدی
***
دلش میگیرد و با چشم گریان
بگوید این هم از یاران مهدی


الهی العفو ... الهی العفو ... الهی العفو گریه

یا مهدی (عج) 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/۱٩ توسط فرزانه حبوطی

دیدار با امام زمان (عج) ؛

هست ها و باید ها

حجت‌الاسلام و المسلمین حائری قزوینی: مسلماً‌ بنا بر روایاتی که در اختیار داریم و نیز آداب و دستوراتی که از شرع مقدس رسیده پاسخ این پرسش مثبت است و امکان تشرف وجود دارد. البته بسیاری از افرادی که حضرت را می‌بینند ایشان را نمی‌شناسند. سدیر صیرفی از امام صادق(ع) نقل می‌کند که فرمودند:

همانا در صاحب این امر شباهتی به یوسف وجود دارد.

سدیر می‌گوید، عرضه داشتم: گویا از زندگانی و غیبت آن حضرت یاد می‌کنید؟ حضرت فرمودند: و چه چیز را این افراد انکار می‌کنند. به درستی که برادران یوسف که از اسباط و پیامبرزادگان بودند, با یوسف تجارت کرده و از او [گندم] خریدند. با او سخن گفتند هر چند که با او برادر بودند و او هم برادر آن‌ها ولی تا وقتی یوسف خودش را معرفی نکرد و نگفت این [بنیامین] برادر من است او را نشناختند. در این امت هم خداوند عزوجل با حجت خود زمانی همان کاری را بکند که با یوسف کرد.

به درستی یوسف پادشاه مصر بود و تنها هجده روز راه با پدرش فاصله داشت. اگر می‌خواست می‌توانست به راحتی پدر خود را از این موضوع مطلع کند. یعقوب و فرزندانش وقتی مژدة [یافته شدن یوسف را] شنیدند نه روزه آن مسافت را طی کردند...
همان‌طورکه می‌بینید حضرت به طور ضمنی تأکید می‌کنند که ممکن است بسیاری امام زمان(ع) را ببینند ولی ایشان را نشناسند همان طور که دربارة یوسف و برادرانش اتفاق افتاد. وقتی آن‌ها که برادر یوسف بودند و حتی ضمن داد و ستد هم برادرانشان را نشناختند به طریق اولی بسیاری از افراد عادی که حضرت را می‌بینند ایشان را نخواهند شناخت. علاوه بر این، روایاتی را دربارة استحباب درخواست دیدار حضرت مهدی(ع)؛ داریم در کتاب شریف مکیال المکارم هشت وجه برای دیدار حضرت بیان شده و همچنین عده‌ای از علما, آداب و دستوراتی در کتاب‌های خودشان در این رابطه بیان کرده‌اند.

حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی‌پور: مسلماً‌ در دو دورة غیبت صغری و کبری دیدار حضرت بقیة‌الله(ع) میسر بوده و هست. در طول چهارده قرن گذشته تعداد زیادی از علما به این موضوع تصریح کرده‌اند.

نخستین کسی که به تفصیل در این رابطه سخن گفته‌, مرحوم سید مرتضی علم‌الهدی (م 436 ق) است. ایشان در کتاب‌های الشافی, تنزیه الانبیاء, المقنع فی الغیبة, و مسئله وجیزة فی الغیبة تصریح کرده‌اند که ما جایز می‌دانیم بسیاری از دوستان و قائلان به امامت آن حضرت در دوران غیبت به خدمت ایشان برسند و در عین حال دیدار خود را مخفی بدارند.

پس از او مرحوم شیخ طوسی (م 450 ق) در کتاب الغیبة می‌فرماید که به خدمت آن حضرت رسیدن میسّر است و ادامه می‌دهد که کسی که امام(ع) بر او ظاهر نمی‌شود حتماً قصور یا تقصیری از ناحیة خود او وجود داشته و به همین سبب نتوانسته خدمت آن حضرت شرف‌یاب شود.

مرحوم طبرسی نیز در کتاب ارزشمند إعلام الوری می‌نویسد که ما یقین نداریم کسی به خدمت آن حضرت مشرف نمی‌شود, و اصولاًُ راهی به تحصیل این یقین وجود ندارد, زیرا کسی که به خدمت ایشان شرف‌یاب می‌شود معمولاً آن‌را مکتوم می‌دارد و هر کسی از حال خودش با خبر است.

اساساً‌ امکان تشرف برای خواصّ شیعه وجود دارد. در روایت آمده است که:

طوبی لمن لقیه فی غیبته؛ خوشا به حال کسی که آن حضرت را در دوران غیبتش دیدار نماید.


یابن الحسن آقا ... خوشا به حال آنانکه لیاقت دیدارت را دارند گریه


از آن بالاتر را هم سید بن طاووس برای فرزندش سید محمد نقل کرده که فرد مؤمنی از خداوند می‌خواسته او را خدمت‌گزار حضرت بقیةالله ـ روحی‌له الفداء ـ قرار دهد و خداوند دعای او را مستجاب کرد. در پی آن حضرت برای او پیغام فرستادند که درخواست تو پذیرفته شد. با اندکی صبر به این سمت نائل خواهی شد.


یا مهدی (عج) ادرکنی مولا ادرکنی یا صاحب الزمان گریه


هر چند مسئله ملاقات با امام زمان(ع) حقیقت دارد ولی آن‌قدر لطیف است و نگهداری, مراقبت و مراعات می‌خواهد که اگر کسی در طول زندگی خود روی گزارش آن ملاقات مانور بدهد آثارش را از دست می‌دهد. علت آن هم این است که ملاقات با آن حضرت با دیگر ملاقات‌ها تفاوت دارد. در اثر دیدار با ایشان سرّی در وجود انسان احیا می‌شود که نباید خبر آن به نفوس نامحرمان منتقل شود والاّ اگر شخص در ایام حیاتش خلاف این قاعده عمل کرد آن سرّ لطمه می‌خورد و ثمرات و مزایایی را که به واسطة آن سر نصیبش شده یا کم می‌شود یا آن‌که آن‌را به کل از دست می‌دهد. به همین سبب هرگاه برای بزرگان دیداری رخ می‌داده سفارش می‌کرده‌اند که هرگز در ایام حیاتشان آن را برای دیگران نقل نکنند تا دچار عوارض ناشی از این نقل نشوند.

خلاصه این‌که تا وقتی این سرّ قابل انس, لذّت الفت و بهره‌وری است که مخفی باشد و اگر خبر آن منتشر شد دچار آفت می‌شود. چه برسد به آن که عده‌ای بخواهند مدعی شوند و با ذکر ادعای خود در مجالس و محافل از این ماجرا نان بخورند.


شاید این جمعه بیاید شاید ... پرده از چهره گشاید شاید ... گریه


حجت‌الاسلام و المسلمین حائری قزوینی: مسلماً این امر در اراده و اختیار شخصی نیست و هر چقدر هم که وی مشتاق دیدار باشد و حتی اعمالی را که در این رابطه نقل شده انجام بدهد باز هم چنین اختیاری به دست نمی‌آورد. (و برای نمونه می‌توانید به فصل پایانی نجم الثاقب مراجعه کنید) چه برسد به آن‌ها که به دروغ مدعی می‌شوند هر وقت اراده کنند به خدمت حضرت می‌رسند و چنین اجازه‌ای به آن‌ها داده شده که این مصداق همان چیزی است که در توقیع شریف تکذیب شده است.

در این رابطه باید ما حساب سه گروه را از آن‌ها که واقعاً تشرف داشته‌اند و خدمت حضرت شرف‌یاب شده‌اند جدا کنیم:‌ دستة اول عده‌ای شیاد هستند که به دروغ مدعی تشرف هستند. گروه دوم آن‌هایی هستند که خودشان ادعایی ندارند ولی مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند و دیگران بازار شایعه را دربارة ارتباط آن‌ها با امام زمان(ع) داغ می‌کنند که آثار کذب و دروغ در این نقل‌ها عیان است. دستة آخر هم افراد ساده‌ای هستند که به اشتباه و از سر وهم و خیال مدعی دیدارند, این‌ها گاه سید خوبی را دیده‌اند و حالی به آن‌ها دست داده و به این واسطه گمان کرده‌اند که حضرت را دیده‌اند یا حتی افراد خیراندیشی به آن‌ها عنایت کرده‌اند و آن‌ها خیال نموده‌اند که او حضرت بوده است.


پروردگار ا!  تو را به آبروی حضرت زهرا (س)
ما را ز شر شیطان محفوظ بدار گریه


در توقیع حضرت خطاب به شیخ مفید(ره) آمده:

اگر نبود آنچه از دوستان به ما می‌رسد (یعنی گناهان آن‌ها) که ما آن را از ایشان توقع نداریم یُمن دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‌افتاد.

یعنی ممکن است زمان فرج کلی و ظهور نرسیده باشد ولی کسی که هر شب تا سحر، «یابن‌الحسن یابن الحسن» می‌گوید موفق شود و نیم رخی از آن حجت خدا را تماشا نماید.


«یابن‌الحسن یابن الحسن»گریه


راه دوم، حضور در اماکن خاص مثل حضور در عرفات در روز عرفه است. علی بن مهزیار بیست بار از اهواز به مکه مشرف شد و در نهایت هم به خدمت حضرت شرف‌یاب شد. چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله و جمکران بیتوته کردن نیز در این مسیر مؤثر است و می‌تواند انسان را پیش ببرد

 

یا سیدنا و مولانا گریه


و بالاخره توسل و تضرع باید کرد. چهل روز زیارت عاشورا ممکن است برای انسان چنان توفیقی را فراهم آورد.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ. اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ گریه


از همة این‌ها مهم‌تر, احساس اضطرار است. اگر کسی احساس کند مشکلش را کسی جز آقا بقیةالله نمی‌تواند حل کند و با این احساس اضطرار و انقطاع کامل به در خانة ایشان برود احتمال به دست آوردن توفیق برای او بسیار زیاد است؛ حال چه مسلمان و شیعه باشد چه پیرو دیگر ادیان و مذاهب.


ای نگاهت دوای هر دردی ... آرزو میکنم که برگردی گریه


حجت‌الاسلام و المسلمین ناصری: مقدمات لازم برای پیدا کردن شرف دیدار دو دسته‌اند: قریب و بعید؛ اولین مطلبی که باید مدّ نظر داشته باشیم این است که میان امیرالمؤمنین(ع) و حضرت بقیةالله(ع) فرقی نیست. کسانی می‌توانستند از امیرالمؤمنین(ع) بهره ببرند، که اهل شده باشند والا پسر نوح که نااهل شده بود به سفینه راهش ندادند.
مسلماً کسانی که مسائل شرعی را مراعات نمی‌کنند از این سفینه بیرون هستند.

اول باید به انجام همة واجبات و ترک همة محرمات و دوری از لقمة ناپاک مقید شد و حتی‌الامکان مستحبات را انجام داد و نمازها را در اول وقت به جا آورد. بعد از این‌که به واسطة تقیّد به این امور شمعی برای محبت و تشرف به خدمت حضرت درون انسان روشن شد، باید هر لحظه شعلة آن‌را بیشتر و آن‌را بر افروخته‌تر کرد. بعضی از بزرگان توصیه می‌کردند که در فراق حضرت بسیار گریه کنید؛ چون گریه برای ایشان توفیق انسان را زیاد می‌کند. ارتباط با قرآن، هم برکات بسیاری دارد و هم موانع را به سرعت برطرف می‌کند و مایة نزدیکی بیشتر با حضرت می‌شود.


انا انزلنا فی لیله القدر گریه


گریة بر مصائب سید الشهداء(ع) انسان را طلایی و مستحق اتصال با مرکز و کانون نور می‌کند. گریه بر ایشان خیلی زود انسان را پاک کرده و بر نصیب فرد از شرف ملاقات می‌افزاید. به هر حال کسی که می‌خواهد به خدمت حضرت شرف‌یاب بشود باید با ایشان حال مشترکی هم داشته باشد. وقتی خود آن حضرت در زیارت ناحیة مقدسه خطاب به جدّ بزرگوارشان فرمودند:‌ «ای جدّ بزرگوارم,‌ هر صبح و شام برای شما می‌گریم»؛ چه خوب است منتظران ایشان هم هر صبح و شام توسلی به حضرت سیدالشهدا(ع) داشته باشند. خود این می‌تواند نقطة مشترکی باشد که فرد را به حضرت بقیةالله(ع) نزدیک کند و او را مورد توجه و نظر خاص ایشان قرار دهد. به علاوه که معمولاً ‌در چنین اوقاتی برای انسان حال دعا و توسل پیش می‌آید و اگر با آن چشم گریان بر مصائب امام حسین(ع) دستانش را به دعا و توسل بردارد و از خداوند دیدار با حضرت بقیة‌الله ـ ارواحنا فداه ـ را طلب کنند اورا بی‌نصیب نخواهند گذاشت.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ گریه


آیت‌الله بهجت از استادشان مرحوم آیت‌الله قاضی نقل می‌کردند که گفته بود هر کس مدتی به نماز اول وقت ملتزم شود و نسبت به آن ثبات قدم داشت اگر دستش را به دعا بلند کرد و دعایش مستجاب نشد مرا نفرین کند. به عبارت دیگر ایشان به تبعیت از استادان معتقدند یکی از راه‌هایی که باعث می‌شود دعایمان مستجاب شده، توفیق تشرف به خدمت حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداء ـ را بیابیم همین تقیّد به نماز اول وقت است.


« أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ » گریه


منبع:
www.313adine.com

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/۱۸ توسط فرزانه حبوطی

انتظار و دعا

دعا کردن خواستنى ساده نیست، طلب نمودنى معمولى نیست، بلکه ایمان به خدا و قدرت مطلق اوست، باور داشت سبب سازى و سبب سوزى اوست، جهت بخشى به خواسته هاست، نوعى تطبیق دادن یا در خواست مطابقت بین مطلوبات مورد نیاز بشر، با اراده و مشیّت خداست.

و بدین سان در دعا براى فرج، تنها به الفاظى حاکى از نیاز به گشایش و جملاتى با مفهوم در خواستِ تعجیل ظهور، اکتفاء نمى شود، بلکه چنین دعایى با ایمان به خدا و اعتراف به توانایى هاى بى نهایت او و عشق به حاکمیت اراده او و جهت گیرى به سمت توحید و عدالت و حرکت در مسیر تحقق خواسته هاى الهى و کوشش در راه نزدیک ساختن ایده هاى خویش به نویدهاى دوران پس از ظهور همراه است.

چون چنین است، دعا براى فرج از مصادیق انتظار است. بلکه بالاتر از این، دعاکننده منتظِر از زمره خاصّان به شمار مى آید، چنانکه فرموده اند: «هرکس بر بلا شکیبا باشد و به وسیله دعا چشم انتظار فرج از سوى خدا باشد، از خاصّان محسوب مى شود.» [۱]

و چون چنین است، دعا براى فرج در کلام معصومین(علیهم السلام) ملازم و همراه با انتظار فرج ذکر مى شود، چنانکه راوى گوید: در نزد امام(علیه السلام)سخن از غیبت مهدى(علیه السلام) پیش آمد، پرسیدم: شیعیان شما در آن زمان چه کنند؟ فرمود: «علیکم بالدّعاء و انتظار الفرج.» «بر شما باد که دعا کنید و منتظر فرج باشید.» [۲]

نیز از این روست که حضرت مهدى (علیه السلام) در توقیع شریف خویش مردم را نه فقط به دعا کردن، بلکه به زیاد دعا نمودن براى تعجیل فرج، سفارش مى فرماید و همین دعا کردن را فرج و گشایش مسلمین مى شمارد: «اکثروا الدّعاء بتعجیل الفرج فانّ ذلک فَرجُکم.» [۳]

و بهمین خاطر است که امام رضا(علیه السلام) به دعا کردن براى حضرت صاحب الزّمان(علیه السلام) فرمان مى داد: «عن یونس بن عبدالرحمان: أن الرّضا (علیه السلام) کان یأمر بالدّعاء لصاحب الامر (علیه السلام) .» [۴]

پی نوشت ها :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] ـ بحارالأنوار، ج ۶۲، ص ۶۹، روایت ۲۳ باب ۵۰.
[2] ـ مهج الدعوات، ص ۴۱۴ و بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۶.
[۳] ـ کمال الدین، ج ۲، ص ۴۸۵.
[۴] ـ بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۰.

منبع: www.sibtayn.com

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/۱۸ توسط فرزانه حبوطی

وظایف "جوان منتظر"

بی‌شک جوانان از مهم‌ترین سرمایه‌های یک جامعه به شمار می‌آیند؛ چون فطرت و طبیعت پاک جوانان همواره با هیجان و پویایی همراه است.

پیشرفت و تعالی هر جامعه در گرو پیشرفت جوانان آن است. جوانان، بازوی قدرتمند دفاع و سازندگی در هر جامعه می‌باشند. در تمام جوامع بشری، جوانان، سمبل نشاط و بالندگی هستند و با تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه خود رابطه مستقیم دارند. از این رو، جوانان، پیوسته مورد عنایت ویژه فرستادگان الهی و مصلحان بوده‌اند.

با توجه به خصلت، مرام و شخصیت جوانان در عصر ظهور، اکثر یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از این گروه سنی هستند؛ چراکه دارای ویژگی‌هایی هم‌چون صفای باطن، زیباگرایی، شجاعت و شهامت، نوگرایی، وفاداری، آزادگی، فداکاری و... هستند که تمام این‌ها در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نمود می‌یابد.[۱]

حال باید دید جوانانی که عاشق حضرت هستند، در دوران غیبت چه باید بکنند؟
وظایف اصلی و مهم جوانان منتظر در چهار بخش، مورد بررسی قرار می‌گیرد:
۱. معرفت ۲. محبت ۳. اطاعت ۴. فعالیت.

۱. معرفت :

یکی از مسائل حیاتی و اساسی شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفت است که مایه رشد و تعالی است:

گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را
گر کیمیا دهندت، بی‌معرفت، گدایی

امام علی علیه السلام در فرمایشی به کمیل درباره اصل معرفت می‌فرماید: «ای کمیل! هیچ حرکت و فعالیتی نیست، مگر این که در آن نیازمند شناخت و آگاهی هستی[۲]
موضوع مهدویت هم نیازمند معرفت و شناخت است؛ لذا جوانان باید با امام زمان خود و مسائل پیرامون او به نحو احسن آشنا شوند. ابونصر( از خدمت‌گذاران امام حسن عسکری علیه السلام و از کسانی که پیش از غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به حضور آن حضرت، مشرف شده‌ است). در دیداری که با امام داشت، امام از او پرسید: «آیا مرا می‌شناسی؟» پاسخ داد: «آری؛ شما سرور من و فرزند سرور من هستید.» امام فرمود: «مقصد من، چنین شناختی نیست.» ابو نصر عرضه داشت: «مقصود شما چیست؟ خودتان بفرمایید.» امام فرمود: «من آخرین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم و خداوند به برکت من، بلا را از خاندان و شیعیانم دور می‌کند[۳]

شناخت درست امام،همچنین طریق معرفت واقعی به خدا می‌باشد. امام صادق علیه السلام در این باره می‌فرماید: «... ما بر شما سه حق داریم: اینکه به فضل ما معرفت پیدا کنید، پیرو ما باشید و انتظار فرج را بکشید...»[۴]

بنابراین در دوران غیبت، شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، رمز حیات و هویت ماست. لازم است به امام خود معرفت داشته باشیم؛ چراکه اگر او را نشناسیم، گمراه خواهیم بود و زندگی جاهلی خواهیم داشت: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت می‌میرد[۵].» همچنین امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «خداوند از بندگان عملی را نمی‌پذیرد مگر به معرفت و شناخت ما[۶]

۲. محبت :

محبت تابع معرفت و شناخت است و هرچه شناخت بیشتر شود، محبت نیز بیشتر خواهد شد.

هرگز دل من، چون تو یار دگری نگزید
برخاست که بگزیند یار دگرم بودی

اگر انسان دارای همتی بلند باشد، دنبال محبوب حقیقی می‌رود. اگر عاشق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بشویم و او را دوست بداریم، رنگ محبوب به خود می‌گیریم و بوی او را با خود داریم؛ چراکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آنقدر ما را دوست دارد که بلاها را از ما دفع می‌کند و در حق ما دعا می‌کند. چقدر خوب است این محبت، طرفینی باشد؛ یعنی ما عاشقان هم برای ظهور و سلامتی او دعا کنیم. این‌طور نباشد که فقط هنگام مشکل و گرفتاری به سراغ او برویم.

باید نوعی زندگی کنیم که دل آن حضرت، خوشنود شود؛ کسی که ادعای محبت و دوستی اولیای الهی را دارد باید عمل به خواسته آنها را سرلوحه اعمالش قرار دهد.

۳. اطاعت:

یکی از زیبایی‌ها و لذت‌های جوانی، گذراندن عمر در راه اطاعت الهی است که باعث توجه و عنایت ربوبی می‌شود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «خداوند جوانی را دوست دارد که جوانی خود را در راه اطاعت خدا سپری کند»[۷].

باید دانست اطاعت از ولی خدا همانند اطاعت از پروردگار است و انسانی که ادعای دوستی با خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دارد باید سعی در اطاعت داشته باشد.در زیارت جامعه کبیره آمده است«مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه؛هر کس شما را اطاعت کند ،خدا را اطاعت کرده است ».

«جابر بن عبدالله انصاری» می‌گوید: «امام باقر علیه السلام به من فرمود: «آیا کسی که ادعای تشیع می‌کند، همین که بگوید ما را دوست دارد، کافی است؟ سوگند به خدا، شیعیان ما نیستند، مگر آنان که از خدا تقوا می‌کنند و به امانتداری و زیادی در ذکر خدا و روزه و نماز و نیکی به والدین و... شناخته می‌شود».

بنابراین جوانِ منتظر باید ضمن اظهار علاقه‌مندی و محبت به خدا و اهل بیت علیهم السلام ایشان، مطیع فرمان نیز باشد. با این حال اگر مرتکب معصیت شد، آستان الهی درگاه نومیدی نیست؛ بلکه راه توبه و انابه باز است. همانگونه که خود امام زمان علیه السلام هم از خداوند متعال می‌خواهد که توفیق بازگشت و توبه را به جوانان ارزانی بدارد: «خدایا! به جوانان توفیق توبه و انابه عنایت فرما»[۸]

جوان که با ترک شهوات، راه اطاعت را در پیش می‌گیرد، پرواز ملکوتی را آغاز کرده و بسان ملائک می‌شود؛ همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «خداوند می‌فرماید: «ای جوانی که شهوت‌های مبتذل خود را ترک کرده‌ای! تو در نزد من همانند بعضی از فرشتگان هستی».[۹]

۴. فعالیت:

نقش اصلی جوانان این است که باید در عرصه مهدویت، فعال و پویا و به روز باشند؛ چرا که دشمنان مهدویت بسیار فعال هستند در این بین، توقع از جوانان ایران زمین بیشتر است؛ چرا که در طول تاریخ جایگاه ویژه‌ای داشته و در آینده هم دارند.

پیامبر درباره یاران ایرانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دست مبارک خود را به شانه سلمان فارسی; نهادند و فرمودند: «منظور از یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، هم‌وطنان این شخص است.» سپس فرمودند: «اگر دین به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمان‌ها قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت»[۱۰]

پس یاران و شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت، باید بینش‌های خود را نسبت به خداوند، امام و جهان هستی بالا ببرند چون برنامه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، جهانی است، یاران آن حضرت نیز باید نگاه‌های وسیع و جهانی داشته باشند و استراتژی درستی را جهت زمینه‌سازی برای ظهور و انقلاب جهانی حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف طراحی کنند. از طرفی باید روحیه شجاعت، ایثار، بردباری، یکدلی و استواری را نیز در خود تقویت کند.

خداوند به همه ما توفیق کسب صفات و خصال یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را عنایت فرماید تا در مرحله اول یک مهدی‌باور و در مرحله بعد، یک مهدی‌یاور و در مرحله پایانی، یک مهدی‌زیست واقعی باشیم. ان شاءالله.

پی نوشت ها :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. ر.ک: قرآن، مهدی و جوانان، نگارنده.
[۲]. تحف‌العقول، ص ۱۷۱.
[۳]. «انا خاتم الاوصیاء و بی‌یدفع الله البلاء من اهل و شیعتی» کمال الدین، شیخ صدوق ج ۳، ص ۱۷۱.
[۴]. اصول کافی، کلینی، ج ۲، ص ۱۷۳.
[۵]. کمال الدین، ج ۲، ص ۴۰۹.
[۶]. اصول کافی، ج ۱، ص ۱۴۲، باب النوادر.
[۷].. میزان الحکمه، ری شهری، ج ۵، ص ۹.
[۸]. «تفضل ... علی الشباب بالانابه و التوبه» مصباح کفعمی، ص ۲۸۰.
[۹]. کنزالعمال، ج ۱۵، ص ۷۸۵، ح ۴۳۱۰۶،
[۱۰]. «لوکان الدین معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس» معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ج ۱، ص ۳۷۴.

منبع: www.sibtayn.com

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/۱۸ توسط فرزانه حبوطی

آثار انتظار

منبع: تنهاراه

حال با مشاهده‌ی روایات یاد شده، چرا انتظار از چنین فضیلت برجسته‌ای برخوردار است؟ در پاسخ باید گفت که انتظار حلقه‌ی اتصال شیعه با امام معصوم (علیه السلام) و معیار ارزش انسان‌ها و عامل پویایی و سازندگی و اجتماع است. بنابراین اثرات مفید و سازنده‌ای برای منتظران واقعی دارد که به چند مورد آن اشاره می‌گردد:

1- صبر
شرایط بسیار دشوار عصر غیبت, مستلزم آن است که هر شیعه‌ی منتظری, در برابر مشکلات و گرفتاری‌ها بایستد و از موجودیّت و هویّت خویش دفاع کند و صبرش, مغلوب حوادث نشود.
امام رضا (علیه السلام) در رابطه با همراهی و ملازمت صبر و انتظار فرج فرموده‌اند:

«ماأحسن الصَّبر و انتظار الفرج»؛ (1) «چه‌قدر نیکوست صبر و انتظار فرج».
نتیجه‌ی صبر در انتظار, پیروزی است. امام کاظم (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند:
«هر کس صبر کند و انتظار کشد, به فرج و پیروزی می‌رسد و انتظار فرج بخشی از فرج است.» (2)

این مسأله چنان حیاتی است که صابران دوره‌ی انتظار, از گروندگان به غیب, بلکه از مفلحان و رستگاران شمرده شده‌اند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرمایند:
«طوبی للصّابرین فی غیبته! طوبی للمُقِیمِین فی مَحَبَّته ... اولئک وصَّفهم الله فی کتابة فقال: «والّذین یُؤمِنُونَ بِالغَیبِ» و قال: «اولئکَ حِـزبُ اللهِ ألا أنّ حِزبُ الله هُمُ المـُفلِحُون»» ؛ (3) «خوشا به حال صبر کنندگان در دوران غیبت مهدی (علیه السلام)! آن‌ها همان کسانی هستند که خداوند وصف ایشان را در کتاب خود آورده‌است, آن‌جا که می‌گوید: کسانی هستند که به غیب ایمان آورده‌اند و همچنین آنان حزب الله هستند، آگاه باشید حزب خداوند همان رستگارانند.»

2- امید
انتظار فرج, از آن جهت مورد تأکید و توصیه‌ی اهل‌بیت ‌(علیهم السلام) قرارگرفته‌است که در شیعه‌ی منتظر, امید به آینده را پدید می‌آورد و همین امید, نقش بزرگی در زندگی او دارد.

امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند:
«إنتظروا الفَرج و لا تَیأسوا مِن رَوح الله فإنَّ أحبَّ الاعمال إلی الله عزَّ و جلّ إنتظار الفرج مادامَ عَلَیه المؤمن»؛ (4) «منتظر فرج (از جانب خدا) باشید و از رحمت و دست‌گیری خداوند ناامید نباشید. همانا دوست داشتنی‌ترین کارها در پیشگاه خداوند عزّوجل انتظار فرج است تا وقتی که مؤمن این حالتِ خود را حفظ کند.»

انتظار فرج یعنی در گرفتاری‌ها امید به رحمت خداوند داشتن؛ هر قدر اعتقاد به توحید در انسان قوی‌تر باشد، انتظار فرج در او بیشتر و شدیدتر می‌شود. به همان اندازه که یأس از رحمت خداوند، مبغوض ذات مقدسش می‌باشد، انتظار فرج، محبوب اوست.

همچنین منتظر به در راه بودن می‌اندیشد نه رسیدن، و چون امیدوار است، در راه رسیدن به هدف کار می‌کند. و هر چه امیدش در این راه بیشتر باشد یقیناً سعی و تلاشش هم بیشتر خواهد بود، همان‌گونه که امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند:
«کُلُّ مَن رَجا، عُرِفَ رَجَاؤُهُ فِی عَمَلِه»؛ (5) «هر کس امید داشته باشد، این امید از عمل وی شناخته می‌گردد.»

3- اصلاح و خودسازی
شاهد دانستن امام در همه‌ی امور ـ چه کارهای پنهانی و چه آشکار ـ سبب می‌شود تا منتظر فرج، دست از پا خطا نکند و همواره مسیری را در پیش بگیرد که به جلب رضای خاطر امامش، اطمینان حاصل کند. حفظ دین برای این شخص مهم‌تر از هر مسأله‌ی دیگری است و حاضر نیست به هیچ قیمتی و برای رسیدن به هیچ لذتی از کسب خشنودی امامش صرف نظر کند. این‌جاست که پرداختن به تهذیب نفس و شناخت راه‌های آن برای منتظر فرج اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:
«مَن سَرَّه أن یَکُون مِن أصحابِ القائم (علیه السلام) فَلینتَظِرُ وَ لیعمَل بِالوَرَعِ وَ محاسِنَ الأخلَاقِ و هُوَ مُنتَظِر»؛ (6) «هر کس دوست دارد از یاران قائم (علیه السلام) باشد باید منتظر باشد و در حال انتظار به پرهیزگاری و اخلاق نیکو رفتار نماید.»

امام عصر (علیه السلام) نیز با توجه به ناگهانی بودن امر ظهور همه‌ی شیعیان را در زمان غیبت به انجام اعمال پسندیده و دوری از اعمال ناپسند فرا خوانده، می‌فرمایند:
«فَلیَعمَل کُلُّ امرِیءٍ مِنکُم بِما یقرَبُ به مِن مَحَبَّتنا و لِیتَجَنَّب مایُدنیهِ مِن کَراهَتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ أمرَنا بَغتَةً فُجاءَةٌ حینَ لاتَنفَعُهُ تَوبَةٌ و لایُنجیهِ مِن عِقابِنا نَدَمٌ عَلی حَوبَةٍ» ؛ (7) «پس هر یک از شما باید آن‌چه را که موجب دوستی ما می‌شود، پیشه‌ی خود سازد و از هر آن‌چه موجب خشم و ناخشنودی ما می‌گردد، دوری گزیند؛ زیرا امر ما به یکباره و ناگهانی فرا می‌رسد و در آن زمان توبه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه کسی را از کیفر ما نجات نمی‌بخشد.»

4- آماده کردن خود برای پیوستن به امام (علیه السلام)
زندگانی منتظر فرج امام زمان (علیه السلام) با آرزوی یاری کردن امام (علیه السلام) و امید پیوستن به ایشان شکل می‌گیرد و این نوع زندگی خود از بالاترین فرج‌ها برای مؤمن منتظر می‌باشد. بنابراین او خود را برای نیل به آرزوی بزرگش آماده می‌کند. و برای رسیدن به این مقصود، در قدم اول، رابطه‌ی خود را با امام (علیه السلام) قوی‌تر می‌سازد. رابطه با امام عصر (علیه السلام) این است که انسان خود را ملزم سازد که در هیچ امری از ایشان فاصله نگیرد و در همه‌ی امور زندگی با حضرتش اتصال و ارتباط داشته و مقید به تبعیت از ایشان باشد.

دومین قدم در ایجاد آمادگی برای پیوستن به امام (علیه السلام) این است که منتظر، همه‌ی نیروهای مادی و معنوی خود را در جهت یاری امام (علیه السلام) و در خدمت برآورده شدن اهداف ایشان قرار دهد.

5- تربیت منتظران راستین
یکی از درخواست‌های منتظران واقعی از خداوند متعال این است که:
«و تَجعَلُنا فیها مِن الدُّعاةِ إلی طاعَتِک»؛ (8) «و در آن حکومت و دولت، ما را از کسانی قرار ده که مردم را به فرمان‌برداری از تو فرا می‌خوانند.»

با کمی تأمل در مفهوم این دعا در می‌یابیم که بودن جزء دعوت‌کنندگان به امام عصر (علیه السلام) در دولت ایشان آرزوی هر منتظری است لیکن باید دانست که این امر میسر نمی‌گردد مگر این‌که از دعوت‌کنندگان به حضرت، در دوران غیبت ایشان نیز باشد. در واقع منتظران واقعی امام عصر (علیه السلام) تنها به آماده کردن خود برای استقبال از ایشان و پیوستن به حضرتش راضی نمی‌شوند، بلکه خود را موظف می‌دانند که این آمادگی را در سایر مؤمنان نیز ایجاد کنند و در حقیقت به تربیت منتظران واقعی می‌پردازند.

از امام صادق (علیه السلام) در توضیح آیه‌ ی «مَن أحیاها فَکأنّما أحیا النّاسَ جَمِیعاً». «هر که نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه‌ی مردم را حیات بخشیده است.»، سؤال شد، فرمودند:

«مَن أَخرَجها مِن ضَلالٍ إلی هُدی، فَکأَنَّما أحیاها، وَ مَن أَخرَجَها مِن هُدی إلی ضَلالٍ، فَقَد قَتلَها»؛ (10) «هر کس انسانی را از گمراهی به سوی هدایت نجات دهد، گویی که او را زنده نموده. و هر که او را از راه صحیح به گمراهی بکشاند، هر آینه او را کشته است.»

پی نوشت ها:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 110 .
2. موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج 2، ص 411 .
3. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 143 .
4. الخصال، ج 2، ص 616 .
5. نهج البلاغه، خطبه‌ی 158 .
6. نعمانی، غیبت، ص 207 .
7. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 176 .
8. مفاتیح الجنان، دعای افتتاح .
9. مائده (5)، 32 .
10. شیخ کلینی، اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب احیاء المؤمن، ح 1 .

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/۱۸ توسط فرزانه حبوطی

حزن و اندوه برای امام عصر(ع)

از نشانه های محبت و تعلق آدمی به چیزی یا کسی، این است که به هنگام از دست دادن یا گم کردن آن دچار غم و اندوه می شود و گاهی نیز فراتر از آن چون ابر بهاران اشک می ریزد. اگر نیک تأمل کنیم خواهیم یافت که امام زمان(ع) به لحاظ ایمانی، در گسترده آفرینش، محبوبترین شخصی است که باید او را دوست بداریم و فقدانش را مصیبتی بزرگ بدانیم. مگر نه این است که رسول خدا(ص) فرمود: لا یُومِن عبدٌ حتی اَکونُ اَحبُ اِلیهِ مِن نَفسهِ، و یکونُ عِتَرتِی اَحبُ الیهِ مِن عِتَرتهِ.
ایمان نیاورده بنده مگر آنکه من نزد او محبوبتر از خودش باشم و اهل بیت من نزد او محبوبتر از اهل بیت خودش باشند. (1) سیدبن طاووس به فرزندش می گوید: «فرزندم تو را و برادرت و هر که این نامه را بخواند سفارش می کنم به درستی در معامله با خدا و رسول او و رعایت سفارشها و بشارتهای آن دو درباره ظهور مولایمان مهدی(ع)» به طور مثال اگر معتقد به امامت آن حضرت، بنده ای یا درهمی و دیناری از دست دهد و گم کند، سرا پا متوجه آن می شود و برای یافتن آن نهایت کوشش را انجام می دهد. اما ندیدیم که کسی برای تأخیر ظهور آن حضرت به مقداری که برای فقدان این چیزها ناراحت می شود متإثر باشد. (2)

پس چنین شخصی چگونه ادعای شناخت حق خدا و حق رسول او و اعتقاد به امامت آن حضرت دارد، به گونه ای که مدعی موالات و دوستی بیش از اندازه هم هستند؟!

منتظران واقعی امام عصر(ع) که تا ظهور آن حضرت در غم واندوهند، باید در مناسبتهای مختلف حزن قلبی خویش را بنمایانند و سرشک غم در فراقش جاری سازند. حضرت صادق(ع) می فرماید: «بدانید که او مدتی از روزگار را پنهان شود و یاد او از خاطرها برود، تا آنجا که گویند: مرد! هلاک شد! به کدام وادی رفت؟! و چشمان مردم با ایمان برایش بگرید". (3)

صدرالاسلام همدانی در این زمینه دعای ندبه را سفارش می کند و می گوید: خوب است در هر جمعه، دوستان آن حضرت ارواحنا فداه از مرد و زن، در مسجدی از مساجد یا معبدی از معابد اجتماع نموده، این دعای مبارک را با کمال تضرع و زاری و ناله و سوگواری و با نهایت حزن و اندوه و بی قراری بخوانند و گریه کنند و بر غیبت آن شمس تابان و فقدان آن جان جهانیان نوحه کنند. (4)

پی نوشت ها: 
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. بحارالانوار جلد 17 صفحه
2. کشف المحجه صفحه 206
3. اما و الله لیغیبن سبتا من دهرکم و لیخملن حتی یقال: مات! هل! بادی واد سلک؟! و لتدمعن علیه عیون المومنین، غیب النعمانی، صفحه 152.
4. تکالیف الاتام صفحه 189.

منبع: قدر شماره: 23

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/۱۸ توسط فرزانه حبوطی

بیانات مقام معظم رهبری :

دوران غیبت، دوران جدایى حق از باطل

قبل از دوران مهدى موعود، آسایش و راحتى و راحتى طلبى و عافیت نیست. در روایات «والله لتمحصن و الله لتغربلن » است. به شدت امتحان مى‏شوید، فشار داده مى‏شوید. امتحان در کجا و چه زمانى است ؟ آن وقتى که میدان مجاهدتى هست. (1)

ایام غیبت ، دوران امتحان و مجاهدت و سازندگى یاران امام

قبل از ظهور مهدى موعود در میدان مجاهدت انسان‏هاى پاک امتحان مى‏شوند. در کوره‏هاى آزمایش وارد مى‏شوند و سربلند بیرون مى‏آیند و جهان به دوران آرمانى و هدفى مهدى موعود (ارواحنا فداه )روز به روز نزدیکتر مى‏شود. این آن امید بزرگ است. (٢)

احساس سربازى امام عصر (عج) ، عامل رضایت ولى حق

امیدوارم که پروردگار عالم ، به شما تفضل کند و وجود مقدس ولى‏عصر (ارواحنا فداه ) از شما راضى باشد. هر جا هستید - چه در دانشگاه و حوزه علمیه و مدارس گوناگون و چه در بازار و کارخانه‏ها و پادگان‏ها و روستاها و شهرها - احساس کنید که سرباز وجود مقدس ولى‏عصر (ارواحنا فداه ) هستید. براى آن بزرگوار کار کنید و از خداى متعال هم توفیق و کمک بخواهید. (3)

خصوصیات یاران حضرت مهدى(عج) در دوران غیبت و ظهور

شما سرباز امام زمان و پشتوانه‏ى اسلامید. تقوا، تواضع ، فروتنى و گذشت در برابر ضعفا و مقاومت در برابر زورمندان و ستمگران از صفات سربازان امام عصر مى‏باشد. جامه‏ى تقوا بر تن کنید و در برابر دیگران پیوسته فروتن و بزرگوار باشید تا وجودتان موجب آرامش خاطر محرومان و مستضعفان شود. (4)

قدرت الهى امام عصر(عج)براى مقابله با ستمگران

امام زمان (ارواحنا فداه) با اقتدار و قدرت و تکیه بر توانایى‏اى که ایمان والاى خود و ایمان پیروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت کرده است، گریبان ستمگران عالم را مى‏گیرد و کاخ‏هاى ستم را ویران مى‏کند. (5)

پى نوشت ها :
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
2 و 1- در اجتماع بزرگ مردم قم در سالروز میلاد حضرت مهدى (عج)، 30/11/70
3- در دیدار فرماندهان نواحى، پایگاهها و گردانهاى بسیج سراسر کشور به مناسبت هفته بسیج، 8/9/84
4- در پیامى به مناسبت هفته بسیج جمهورى اسلامى ،6/9/62
5- در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران، 30/7/1381
منبع :  http://farsi.khamenei.ir

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/۱۸ توسط فرزانه حبوطی

در این مقاله بر آنیم که خصوصیات و ویژگیهایی را که خداوند به حضرت ولی عصر (علیه السلام) اختصاص داده به اختصار ذکر کنیم.
۱ـ نور و درخشندگی آن حضرت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و أله و سلم) در حدیث معراج فرمود: نور مهدی (علیه السلام) در میان انوار سایر ائمه مانند ستاره‌های درخشان بود در میان سایر ستارگان.
۲ـ در روز ولادت أن حضرت دو ملک آن، بزرگوار را به سراپرده عرش بردند وحق تعالی به او فرمود: مرحبا به تو أی بنده من!
۳- جمع شدن بین کنیه و اسم رسول خدا در حضرتش.
۴ـ او آخرین وصی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)و اخرین حجت خدا در زمین است.
۵ـ حضرت مهدی از همان کودکی در انظار خیلی به چشم نمی‌خورد و برای پرورش یافتن به عالم قدس سپرده شد و همواره در مجالست و مؤآنست ارواح قدسی و ملکوتی بود.
۶ـ هیچگاه با کفار و منافقین و فساق بخاطر تقیه مجالست و مدارا ننموده و تا کنون دست هیچ ظالمی به دامانش نرسیده.
۷ـ بیعت احدی از جباران و ستمگران بر گردن حضرتش نیست
۸ ـ در کتب آسمان و اخبار شب معراج خداوند تبارک و تعالی او را با القابی ذکر کرده و نام او را نبرده است. که این مطلب عظمت و علوّ و درجه آن امام را می‌رساند.
۹ـ ظهور آیات و نشانه‌های آسمانی و زمینی قبل از ظهور حضرت مهدی (علیه‌السلام).
۱۰ـ هم زمان با ظهورش ندایی از آسمان به اسم آن حضرت شنیده می‌شود که همه اهل زمین این ندا را می‌شنوند.
۱۱ـ حرکت افلاک و سیارات و اجرام آسمانی کند می‌شود به طوری که روزها طول می‌کشد سالها طولانی می‌گردد.
۱۲ـ ظاهر شدن مصحف امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) که بعد از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همه قرآن را با شأن نزول و تأویلات بدون هیچ تغییر و تبدیلی جمع آوری کردند.
۱۳ـ جن ملک حضرتش را یاری می‌کند و در رکاب حضرت به مبارزه و دفاع می‌پردازند.
۱۴ـ گردش روز و شب و گذشت زمان در قوت و نیروی حضرت و شکل و شمایل او هیچ تأثیری نگذارد چنانکه وقتی ظهور کند در صورت جوانی سی ساله باشد.
۱۵ـ وحشت و نفرت و هراس از میان مردم و موجودات زنده برداشته می‌شود و مهر و محبت و امنیت وآرامش بر کل زمین سایه می‌افکند.
۱۶ـ عده‌آی از مردگان و اموات در زمان حضرت زنده می‌شودند و حضرت مهدی (علیه‌السلام) را یاری می‌کنند.
۱۷ـ زمین گنجها و ذخایر خود را در اختیار حضرتش قرار می‌دهد و سپرده‌ها و ذخایر را از خود خارج کند.
۱۸ـ باران و گیاه و درختان و میوه‌ها و همه نعمتهای زمین زیاد می‌شود به طوری که زمین چهره‌ای متفاوت و زیبا پیدا می‌کند.
۱۹ـ عقلها به برکت وجود آن حضرت کامل شود و کینه و حسد از دلها کوچ می‌کند، سینه مؤمنان پر از علم و معرفت می‌شود.
۲۰ـ قوت و نیروی غیر متعارف و مضاعف در اصحاب آن حضرت به گونه‌ای که هر کدام از آنها سالیان درازی عمر کنند و هر یک از آنان قدرت چهل مرد را به تنهایی داشته باشند و ضعف و سستی از بدنهای ایشان رفته باشد.
۲۱ـ مردم به واسطه نور چهره دلربای حضرت مهدی (علیه‌السلام) از نور آفتاب و ماه بی نیاز می‌شوند.
۲۲ـ پرچم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با آن حضرت است.
۲۳ـ زره حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فقط بر بدن شریف حضرت مهدی (علیه‌السلام) اندازه و موزون است.
۲۴ـ برداشته شدن تقیه و خوف از کفار به طوری که مؤمنین و شیعیان می‌توانند بغض و برائت خود را از دشمنان ائمه آزادانه ابراز کنند.
۲۵ـ حضرت مهدی (علیه‌السلام) بر تمام زمین حکومت می‌کند و حکمش در تمامی این کره خاکی نافذ است.
۲۶ـ پر شدن تمام زمین از عدل و داد چنانکه در بیشتر آیات و اخباری که درباره حضرت مهدی (علیه‌السلام) است این وعده به چشم می‌خورد که زمین پر از عدل و داد شود.
۲۷ـ حضرت مهدی (علیه‌السلام) در زمان حکومتش در بین مردم به علم امامت حکم می‌کند و از کسی بینه و شاهد بر مدعایش نمی‌خواهد.
۲۸ـ اجرا شدن احکام مخصوصی که تا زمان آن حضرت اجرا نشده است مثل آنکه حضرتش پیرمرد زناکار و مانع الزکاه را به قتل می‌رساند.
۲۹ـ آشکار شدن تمامی مراتب علوم و معارف به گونه‌ای که حضرت صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: علم بیست و هفت حرف است و تمامی آنچه را که پیامبران آورده‌اند دو حرف از علم بوده و مردم نشناختند غیر از این دو حرف را و هنگامی که قائم ما (علیه‌السلام) خروج کند بیست و پنج حرف دیگر را آشکار نماید [و در بین مردم پراکنده کند].
۳۰ـ برای اصحاب و یاران آن حضرت شمشیرهایی از آسمان آورده می‌شود.
۳۱ـ حیوانات و وحوش از اصحاب حضرت اطاعت می‌نماید.
۳۲ـ جاری شدن و دو نهر در پشت [مرکز فرماندهی حضرت] کوفه، یکی از آب و دیری از شیر، به گونه‌ای که هر تشنه‌ای را سیراب و هر گرسنه‌ای را سیر گرداند.
۳۳ـ حضرت عیسی (علیه‌السلام) از آسمان نازل گردد و پشت سر حضرت مهدی صلوات الله علیه نماز گذارد و حضرتش را یاری فرماید.
۳۴ـ دجال لعین که وجودش عذابی الهی است بدست امام زمان (علیه‌السلام) کشته می‌شود.
۳۵ـ شیطان با ذلت و خواری به دست حضرت مهدی (علیه‌السلام) یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) کشته می‌شود.

منبع مقاله

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/۱۸ توسط فرزانه حبوطی