اللهم عجل لولیک الفرج
 
روی خط بیداری اسلامی در عصر آخرالزمان

 

مداحی زیبا در مورد شهدا و رهبر محرم 89

 

 2،505 مگابایت 

دانلود کلیپ صوتی 

دانلود فایل

  

شادی روح امام و شهداء و سلامتی امام زمان (عج) و امام خامنه ای صلوات

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ توسط فرزانه حبوطی

 

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری / کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی / ای آنکه در حجابت دریای نور داری . . .

اللهم عجل لولیک الفرج

.

.

.

اگر چه روز من و روزگار می گذرد  / دلم خوش است که با یاد یار می گذرد

چقدر خاطره انگیز و شاد و رویایی است  / قطار عمر که در انتظار می گذرد . . .

برای تعجیل فرجش صلوات

.

.

.

گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را / به هر گل می‌رسم می‌بویم او را

گل من نی بود این و نه آنست / گل من مهدی صاحب زمان است . . .

.

.

.

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد  / بی‌‌تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی‌تو می‌گویند تعطیل است کار عشقبازی  / عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد . . .

.

.

کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم / گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم

مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را / تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم . . .

اللهم عجل لولیک الفرج

بقیه پیامک ها در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ توسط فرزانه حبوطی


عبدالرسول هادیان شیرازى

و لقد کتبنا فى‌‌الزبور من بعد الذکر أنّ الارض یرثها عبادى الصالحون، إنّ فى هذا لبلاغاً لقوم عابدین.1

ما بعد از ذکر (تورات) در زبور نوشتیم که زمین را بندگان صالح من وارث مى‌‌شوند. در این پیام روشنى براى گروه عبادت کنندگان است.

در آیه محل بحث سخن در این است که این وعده الهى به وراثت صالحان نه تنها در قرآن، بلکه در کتب آسمانى پیامبران پیشین نیز آمده است، و در حقیقت ادیان آسمانى دیگر نیز در انتظار رسیدن منجى و مصلحى هستند که ظلم و ظالمان را از بین ببرد و عدالت را جایگزین آن نماید. در میان کتب آسمانى، به دو کتاب تصریح شده است: »زبور« و »ذکر«. درباره این که مراد از این دو چیست، نظریه‌‌هایى بیان شده است:

نظریه اول این است که با توجه به این که زبور اسمى است براى کتاب، بنابراین، مراد از آن کتابهاى پیامبران است. و مراد از ذکر »ام الکتاب« است، و این همان لوح محفوظ است. این قول ابن عباس و بعضى دیگر است. بنابراین مقصود این است که خداوند در کتابهاى پیامبران و در لوح محفوظ نوشته است که بندگان صالح وارث بهشت مى‌‌شوند.

نظریه دوم این است که مراد از ذکر، تورات است، و مراد از زبور کتابهایى است که بعد از تورات نازل شده است.
نظریه سوم این است که با استناد به روایتى، مراد از ذکر، قرآن است.
نظریه چهارم این است که مراد از ذکر تورات و مراد از زبور، زبور داود است.2

با همه اختلافهایى که در این نظریه‌‌ها وجود دارد، ولى جامع همه اینها این است که وعده وراثت صالحان در کتب آسمانى گذشته آمده است و اختلاف در مصداق آن کتب است.

درباره این نظریه که مراد از زبور، کتب انبیا و یا انبیاى بعد از حضرت موسى(ع) است، دلیلى بر آن وجود ندارد گرچه این کلمه در اصل به معناى هرگونه کتاب و نوشته است، اما شاهد قرآنى برخلاف این نظریه است.

اما در مورد ذکر، بعضى گفتهاند مراد از آن قرآن است، زیرا در مواردى از قرآن به »ذکر« تعبیر شده است.

اشکال این نظریه این است که قرآن مى‌‌فرماید: بعد از »ذکر« در زبور چنین مطلبى را آورده‌‌ایم، در حالى که زبور قبل از ذکر بوده نه بعد از آن.
به این اشکال دو جواب داده شده است:

جواب اول: در اینجا مراد از بعد، قبل است.3
جواب دوم: بعدیت در اینجا مرتبه‌‌اى است نه زمانى.4

ولى به هر حال، این خلاف ظاهر آیه است و عدول از ظاهر آیه نیاز به دلیل دارد، و ما در اینجا دلیلى بر پذیرش این خلاف ظاهر نداریم. همچنین دلیلى بر تطبیق ذکر به لوح محفوظ وجود ندارد، بلکه ظاهر آیه برخلاف این نظریه است.

اما بسیارى از مفسران گفته‌‌اند که مراد از ذکر تورات است و دو شاهد از قرآن ذکر کرده‌‌اند:

شاهد اول: کلام خداوند است که مى‌‌فرماید:
فاسألوا أهل الذکر إن کنتم لاتعلمون.5
اگر نمى‌‌دانید از اهل ذکر سؤال کنید.
در این آیه به قرینه آیات قبل، مراد از اهل ذکر علماى یهود است.

شاهد دوم این است که مى‌‌فرماید:
و لقد آتینا موسى و هارون الفرقان، و ضیاء و ذکراً للمتقین.6
ما به موسى و هارون فرقان را عطا کردیم، در حالى که نور و ذکرى براى متقیان است.

همچنین گفته‌‌اند مراد از زبور همان کتابى است که به حضرت داود نازل شد. ظاهراً این همان کتابى است که در کتب عهد عتیق آمده و از آن به عنوان مزامیر داود یاد شده، و در بردارنده مجموعه‌‌اى از مناجاتها، نیایشها، و پند و اندرزهاى حضرت داود است.

درباره این نظریه نیز دو شاهد وجود دارد:
شاهد اول: خداوند در قرآن تصریح مى‌‌کند که:
و آتینا داود زبوراً.7
ما به داود زبور را عطا کردیم.

شاهد دوم این است که در مزامیر داود - که در حال حاضر در دسترس است - تصریح شده که صالحان وارث زمین خواهند شد.

بنابراین، با توجه به شواهدى که ذکر شد، به نظر مى‌‌رسد که مراد از ذکر تورات، و از زبور، زبور داود است.

به هر حال، آنچه در آیه‌‌هاى دیگر درباره سرانجام جهان و حکومت صالحان، متقیان و مستضعفان ذکر شد، اختصاص به قرآن ندارد و در کتب آسمانى پیشین نیز بدان وعده داده شده است، و با مراجعه به آنها به عباراتى برمى‌‌خوریم که درباره آینده جهان و پیروزى حق بر باطل، و اجراى عدالت سخن به میان آورده است، در اینجا نمونه‌‌هایى از این موارد ذکر مى‌‌شود.

1. تورات

در تورات کنونى آمده است خداوند به ابراهیم وعده داده که زمین به ذریه او مى‌‌رسد. در سفر پیدایش چنین آمده است:

و خداوند به ابرام گفت: از ولایت خود و از مولد خویش و از خانه پدر خود به سوى زمینى که به تو نشان دهم بیرون شو، و از تو امتى عظیم پیدا کنم و تو را برکت دهم، و نام تو را بزرگ سازم، و تو برکت خواهى بود... و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت... و خداوند بر ابرام ظاهر شده گفت: به ذریت تو این زمین را مى‌‌بخشم.8

و در جاى دیگر چنین آمده است:
و بعد از جدا شدن لوط از وى، خداوند به ابرام گفت: اکنون تو چشمان خود را برافراز، و از مکانى که در آن هستى به سوى شمال و جنوب و مشرق و مغرب بنگر، زیرا تمام این زمین را که مى‌‌بینى به تو و ذریت تو تا به ابد خواهم بخشید، و ذریت تو را مانند غبار زمین گردانم، چنانکه اگر کسى غبار زمین تو را تواند شمرد، ذریت تو نیز شمرده شود.9

در جاى دیگر نیز آمده است:
اما من، اینک عهد من با توست، و تو پدر امتهاى بسیار خواهى بود، و نام تو بعد از این ابرام خوانده نشود، بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود، زیرا که تو را پدر امتهاى بسیار گردانیدم، و تو را بسیار بارور نمایم، و امتها از تو پدید آورم، و پادشاهان از تو به وجود آیند... اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم، اینک او را برکت داده، باور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده رئیس از وى پدید آیند، و امتى عظیم از وى به وجود آورم.10

2. اشعیاء نبى

در کتاب اشعیاء نبى (از کتب عهد عتیق) چنین آمده است:
و نهالى از تنه یسى11 بیرون آمده، شاخه‌‌اى از ریشه‌‌هایش خواهد شکفت... بلکه مسکینان را به عدالت داورى خواهد کرد، و به جهت مظلومان زمین به راستى حکم خواهد نمود... و کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت. و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید، و گوساله و شیر پروارى با هم...12 .


3. کتاب دانیال نبى

در این کتاب نیز وعده رستگارى عمومى را مى‌‌دهد:
و در آن زمان میکائیل امر عظیمى که براى پسران قوم تو ایستاده است خواهد برخاست، و چنان زمان تنگى خواهد شد که از حینى که امتى به وجود آمده است تا امروز نبوده است، و در آن زمان هر یک از قوم تو که در دفتر مکتوب یافت شود، رستگار خواهد شد، و بسیارى از آنانى که در زمین خوابیده‌‌اند بیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانى و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانى و حکیمان مثل روشنایى افلاک خواهند درخشید، و آنانى که بسیارى را به راه عدالت رهبرى مى‌‌نمایند، مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد. اما تو اى دانیال! کلام را مخفى دار، و کتاب را تا زمان آخر مهر کن.13

4. مزامیر داود

ظاهراً این کتاب همان زبور داود است که به صراحت بیان مى‌‌کند که منتظران خداوند، حلیمان و صالحان وارث زمین مى‌‌شوند:

... زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند بود. هان! بعد از اندک زمانى شریر نخواهد بود، در مکانش تأمل خواهى کرد و نخواهد بود، و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد، و از فراوانى سلامتى متلذذ خواهند گردید... نعمت اندک یک مرد صالح بهتر است از اندوخته‌‌هاى شریران کثیر، زیرا که بازوهاى شریران شکسته خواهد شد، و اما صالحان را خداوند تأیید مى‌‌کند.14

در قسمتى دیگر نیز چنین آمده است:
و اما نسل شریر منقطع خواهد شد، صالحان وارث زمین خواهند بود، و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود.15

این جملات مؤید همین است که مراد از زبور، زبور داود است زیرا به صراحت کلام خداوند در قرآن در اینجا آمده است.

5. انجیل

در اناجیل کنونى نیز از آمدن »پسر انسان« خبر مى‌‌دهد. در انجیل متى چنین آمده است:
همچنانکه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مى‌‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد... آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه‌‌زنى مى‌‌کنند، و پسر انسان را ببینند که بر ابرهاى آسمان با قوت و جلال عظیم مى‌‌آید، و فرشتگان خود را با صور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را از بادهاى اربعه از کران تا به کران فلک فراهم خواهند آورد... اما از آن روز و ساعت هیچ‌‌کس اطلاع ندارد، حتى ملائکه آسمان، جز پدر و بس، لیکن چنانچه ایام نوح بود، ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد بود... پس بیدار باشید، زیرا که نمى‌‌دانید در کدام ساعت خداوند شما مى‌‌آید... لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتى که گمان نبرید، پسر انسان مى‌‌آید.16

در انجیل مرقس چنین آمده است:
آنگاه پسر انسان را ببینند که با قوت و جلال عظیم بر ابرها آید، در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهاى زمین تا به اقصاى فلک فراهم خواهد آورد... ولى از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ‌‌کس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس برحذر و بیدار شده، دعا کنید زیرا نمى‌‌دانید که آن وقت کى مى‌‌شود... مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد، اما آنچه به شما مى‌‌گویم به همه مى‌‌گویم، بیدار باشید.17

در انجیل لوقا نیز چنین آمده است:
کمرهاى خود را بسته، چراغهاى خود را افروخته بدارید... پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتى که گمان نمى‌‌برید، پسر انسان مى‌‌آید.18

اینها نمونه‌‌هایى از وعده الهى است که در کتب آسمانى قبل از اسلام آمده است، و با بررسى در اعتقادات ادیان و مکاتب مختلف روشن مى‌‌شود که همه در انتظار مصلح بزرگى هستند که با ظهور خود، ظلم و جور را از بین مى‌‌برد، و جهان را از عدالت پر مى‌‌کند. در قرآن نیز علاوه بر آیاتى که بیان شده، در آیه محل بحث بشارت چنین روزى را از تورات و زبور بیان کرده است.

اما چرا از میان همه کتابهاى آسمانى، فقط از این دو کتاب نام برده شده است؟ بعضى گفته‌‌اند:
ممکن است به خاطر آن باشد که داود یکى از بزرگترین پیامبرانى بوده که تشکیل حکومت حق و عدالت داد، و بنى‌‌اسراییل نیز مصداق روشن قوم مستضعفى بودند که بر ضد مستکبران قیام کردند، و دستگاه آنها را به هم پیچیدند، و وارث حکومت و سرزمین آنها شدند.19

درباره این آیه بحثهایى مطرح است که در اینجإ ؛ بیان مى‌‌شود:

1. معناى وراثت زمین: راغب در مفردات مى‌‌گوید:
ماده وراثت »ارث« به معناى انتقال مالى از دیگرى به توست، بدون آنکه عقد و قراردادى بسته شده باشد.20

بنابراین به تعبیر مرحوم علامه طباطبایى وراثت زمین به معناى این است که سلطنت بر منافع از دیگران به صالحان منتقل مى‌‌شود، و برکات زندگى در زمین مختص ایشان مى‌‌شود.21

2. قلمرو آیه محل بحث: درباره این آیه بین مفسران اختلاف است که آیا مراد از این وراثت در دنیاست، یا در آخرت، و یا هر دو؟ وراثت در آخرت یعنى وارث بهشت مى‌‌شوند. کسانى که این نظریه را پذیرفته‌‌اند؛ دلیلشان این آیه شریفه است که خداوند از بهشتیان حکایت مى‌‌کند. آنها در بهشت مى‌‌گویند:
و قالوا الحمدللَّه الذى أورثنا الأرض، نتبوء من الجنة حیث نشاء.22

و گفتند: سپاس براى خدایى است که ما را وارث زمین کرد، و هر جا از بهشت که بخواهیم مأوى مى‌‌گزینیم.
در جاى دیگر نیز خداوند مى‌‌فرماید:
أولئک هم الوارثون الذین یرثون الفردوس.23

اینها همان وارثان هستند، کسانى که بهشت را به ارث مى‌‌برند.
اما کسانى که مى‌‌گویند مراد از این آیه وراثت در دنیاست، در حقیقت آن را هم سیاق با آیات دیگرى مى‌‌دانند که خداوند به مؤمنان صالح و مستضعفان وعده خلافت در زمین و وراثت آن داده است.
به نظر مرحوم علامه طباطبایى، این آیه اختصاص به وراثت دنیایى و آخرتى ندارد، بلکه با اطلاقى که دارد شامل هر دو مى‌‌شود.

اما به نظر مى‌‌رسد که کلمه »ارض« وقتى به صورت مطلق آورده مى‌‌شود مراد دنیا و این جهان است، و براى آخرت نیاز به قرینه دارد، و چون در اینجا قرینه‌‌اى نیست، بنابراین، این آیه هم سیاق بإ؛» آیاتى مى‌‌شود که قبلاً بحث آنها ذکر شد، و خبر از روزى مى‌‌دهد که در دنیا حکومت به دست صالحان مى‌‌افتد.

3. پیام آیه: آیا این آیه قانونى کلى و فراگیر در همه زمانها و مکانهاست، و یا اینکه مربوط به موقعیت خاصى از زمان است؟

سید قطب این آیه را بیانگر سنت الهى مى‌‌داند و معتقد است که هر جا دو عنصر ایمان قلبى و نشاط عمل در امتى جمع شود، در هر موقعیت تاریخى که باشند وارث زمین مى‌‌شوند، اما وقتى این دو عنصر جدا شود، کفه ترازو بالا مى‌‌رود و پیروزى نصیب کسانى مى‌‌شود که به وسیله‌‌هاى مادى تمسک کرده‌‌اند.24

با توجه به آیاتى که در بحثهاى گذشته مطرح شد، اصل این مسأله حق است که سنت الهى بر این است که هر جا مؤمنان صالح به ضعف کشیده شوند و با استمداد از خداوند قیام کنند و در راه خدا با ظالمان بجنگند، خداوند به آنها وعده پیروزى داده است، و چنین کسانى در همان محدوده خود وارث زمین مى‌‌شوند، و احکام خدا را اجرا مى‌‌کنند.

اما، به نظر مى‌‌رسد که در این جهت، سیاق این آیه با سایر آیات متفاوت است. این آیه حکایت از آینده‌‌اى مى‌‌کند که عدالت جهانى حکمفرما و جهان به دست صالحان اداره مى‌‌شود. مفسر این آیه، روایاتى است که از فریقین نقل شده است که به وسیله یکى از اهل بیت پیامبر، جهان پس از اینکه از ظلم و جور پر شد، سرشار از عدالت فراگیر مى‌‌شود. بسیارى از این روایات در بحثهاى گذشته بیان شد. بنابراین نمى‌‌توان گفت که مراد این آیه، زمان بعثت پیامبر اسلام(ص) و تشکیل حکومت اسلامى در مدینه است. زیرا اولاً، گرچه دین اسلام، دینى جهانى است، اما در آن زمان و بعد از آن فراگیر نشد. و قلمرو آن محدوده معینى بود، و ثانیاً، همان‌‌طور که بیان شد، روایات زیادى از فریقین نقل شده که خود آن حضرت خبر از روزى مى‌‌دهد که به وسیله یکى از اهل بیتش زمین بعد از پر شدن از ظلم و جور، از قسط و عدل پر خواهد شد.

بنابراین، چنین روزى مربوط به زمان ظهور اسلام و بعثت نبى‌‌اکرم نیست، در حقیقت ظهور اسلام مقدمه و زمینه‌‌سازى براى چنین روزى است. و اگر قبل از آن روز موعود، قیام و نهضت دینى صورت گیرد و به وسیله مصلحان دین حکومتى بر مبناى دین تشکیل شود، این حکومت سایه‌‌اى از آن روز موعود است.

خلاصه کلام این که خداوند در این سوره (سوره انبیا) بعد از بیان قیام پیامبران بر ضد باطل و برخورد ناشایست دشمنان لجوج و مردمان غافل، خبر از روزى مى‌‌دهد که در سراسر عالم، حق بر باطل، توحید بر شرک، و عدالت بر ظلم پیروز مى‌‌شود، و آینده‌‌اى درخشان و سعادتمند در پیش روى بشریت است. و خداوند در کتب آسمانى پیشین نیز تحقق چنین روزى را وعده داده است، همچنانکه شیخ طوسى از امام باقر(ع) روایت مى‌‌کند که:
این وعده‌‌اى به مؤمنان است که آنها وارث همه زمین مى‌‌شوند.25

در تفسیر قمى روایت شده که:
مراد از بندگان صالح، حضرت قائم و اصحابش هستند.26

مرحوم طبرسى نیز در ذیل این آیه از امام باقر(ع) روایت مى‌‌کند که:
اینها یاران مهدى در آخرالزمان هستند.27

اهل سنت نیز از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده‌‌اند که:
لتملأنّ الأرض ظلماً و عدواناً، ثم لیخرجنّ رجل من أهل بیتى حتى یملأها قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و عدواناً.28

زمین از ظلم و دشمنى پر مى‌‌شود، تا اینکه مردى از اهل بیت من قیام کند تا زمین را از قسط و عدل پر کند، همچنانکه از ظلم و دشمنى پر شده است.

در روایت دیگرى نیز از على(ع) آمده است:
لولم یبق من الدهر إلاّ یوم، لبعث اللَّه تعالى رجلاً من أهل بیتى یملأها عدلاً کما ملئت جوراً.29

اگر از روزگار فقط یک روز باقى مانده باشد، خداوند مردى از اهل بیت مرا برمى‌‌انگیزاند و زمین را از عدل پر مى‌‌کند، همچنانکه از ظلم پر شده بود.

در آیه بعد، خداوند پس از بیان این واقعه مهم مى‌‌فرماید:
إنّ فى هذا لبلاغاً لقوم عابدین.30

در این، پیام روشنى براى گروه عبادت کنندگان است.
آرى همه‌‌کس قدرت درک این پیام را ندارند، و همه کس بدان ایمان نمى‌‌آورند، فقط متعبدان به دین و متقیانند که این پیام برایشان قابل درک و تحمل است، زیرا به غیبت و اخبار غیبى پیامبران و ائمه نیز اعتقاد دارند. خداوند در بیان صفات متقیان مى‌‌فرماید:
الذین یؤمنون بالغیب.31

اینها کسانى هستند که به غیب ایمان مى‌‌آورند.
در ذیل این آیه، در روایتى این ایمان به غیب، ایمان به غائب بودن حضرت حجت،32 و در روایتى دیگر به اقرار به حق بودن قیام آن حضرت33 تطبیق شده است.

أللّهمّ عرّفنى نفسک، فإنّک إن لم تعرّفنى نفسک لم أعرف رسولک، أللّهمّ عرّفنى رسولک، فإنّک إن لم تعرّفنى رسولک لم أعرف حجّتک، أللّهمّ عرّفنى حجتک، فإنّک إن لم تعرّفنى حجتک ظللت عن دینى.

 

ماهنامه موعود شماره 47

پى‌‌نوشتها :
1 . سوره نابیا(21)، آیه 105.
2 . ر.ک: الطبرسى، الفضل بن حسن، مجمع البیان، ج7، ص66 ؛ الرازى، فخرالدین محمد، التفسیر الکبیر، ج2.، ص23.
3 . الطبرسى، الفضل بن حسن، همان.
4 . طباطبایى، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج14، ص492.
5 . سوره انبیا(21)، آیه 7.
6 . سوره انبیا(21)، آیه 48.
7 . سوره نسا(4)، آیه 62 ، سوره اسرا(17)، آیه 55.
8 . سفر پیدایش ص12، 1-3، 7.
9 . همان، ص13، 14-17.
10. همان، ص17، 4-6، 20.
11. »یسى« و او پدر داود و نوه راعوت بود. و به طورى مشهور بود مه داور را پسر یسى مى‌‌گفتند. (قاموس کتاب مقدس، جیمز هاکس، ص951).
12. اشعیاء نبى، ص11، 1-6.
13. دانیال نبى، ص12، 1-4.
14. کتاب مزامیر، ص37، 9-18.
15. همان، ص37، 29-30.
16. انجیل متى، ص24، 27، 30-31، 36-37، 42-44.
17. انجیل مرقس، ص14، 36-37، 32-33، 36-37.
18. انجیل لوقا، ص12، 35، 40.
19. تفسیر نمونه، ج13، ص517.
20. الراغب الاصفهانى، المفردات فى‌‌الفاظ القرآن الکریم، ص518 (ماده ورث).
21. طباطبایى، سید محمد حسین، همان، ج14، ص492.
22. سوره زمر(39)، آیه 74.
23. سوره مؤمنون(23)، آیه 11.
24. سید قطب، فى ضلال القرآن، ج17، ص61.
25. الطوسى، محمدبن الحسن، التبیان، ج7، ص284.
26. القمى، ابوالحسن، على، تفسیر القمى، ج2، ص77.
27. الطبرسى، الفضل بن حسن، همان، ج7، ص66.
28. المتقى الهندى، کنزالعمال، ج14، ص266، حدیث 38670.
29. همان، ص267، حدیث 38675.
30. سوره انبیا(21)، آیه 106.
31. سوره بقره(2)، آیه 3.
32. الصدوق، ابوجعفر محمد بن على، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص340، حدیث 20.
33. همان، حدیث 19.

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ توسط فرزانه حبوطی

می دونید زندگی چیه ؟ زندگی یه ماکت خوشگلی از اون حیاتی است که باید داشته باشیم. در این دنیا هر چی می بینی بهترش اونور (اون دنیا) هست ، باهاش ارتباط خوب برقرار کن.

نه ماکت رو بزن زمین لهش بکن

نه ماکت رو بزار رو سرت تقدیسش بکن

با ماکت نمیشه کاری کرد فقط میشه با چشم دید گفت به به چه جالب چه ماکت خوبی و دنبال اصلش گشت. تمام زندگی همینه ! ماکت حیات خودت و رابطه ات با خدا...

نماز هم همینه ؛ نماز که میخونی ماکت گفتگوی بنده با خداست ؛ اصل گفتگو اونجاست. حضرت زهرا سلام الله علیه ، صدا زد : "بابا من هیچ آرزویی ندارم جز اینکه برم اون دنیا با خدا گفتگو کنم". آیه قرآن نیز می فرماید ما هر چی در این دنیا آفریدیم ناقصش رو آفریدیم کاملش اونجاست (جهان آخرت).

باید با زندگی ارتباط خوبی برقرار کرد.

ولی زندگی یکی از فلسفه هاش ماکت اون دنیا بودنشه.

زندگی آیینه است...

فارسیش میشه آیینه ، عربیش میشه آیه

زندگی محل رویت آیینه هاست

زندگی محل رویت آیه هاست

آیه یعنی چی ؟ یعنی نشانه

زندگی محل دیدن نشانه هایی از خداست که عاشقش بشی و فقط خودشو بخوای. هر چی تو این زندگی آیه ها رو بیشتر ببینی بیشتر عاشقش میشی. در زندگی سعی کن آیه ها رو بیشتر ببینی. آیا میدونی روزبه روز که بیشتر زندگی کنی بیشتر باید عاشق خدا بشی؟

چرا ؟ چون بیشتر آیه دیدی

دلیل نشون دادن این نشونه ها در دنیا می دونی چیه ؟

چون میخواد بیشتر تشنه ات کنه تا وقتی رفتی پیش خدا همچین بپری در آغوش خدا ، که غرق خدا بشی. فلسفه زندگی : "عطشناک شدن برای اون دنیاست". در این زندگی شما باید آیه ها رو ببینی عاشق اون کسی که پشت سر این آیه هاست بشی...

تمام حادثه های زندگی تمام دارایی ها و ندارایی ها تمام توانایی ها وناتوانی ها اینها همه آیه هستند که یک چیزی رو میخوان بهت بگن ، خوش به حال اون کسانی که این آیه ها رو درست میشنوند و درست می بینند ، تمام آیه ها و نشانه های زندگی میخوان یک اصل مهم رو بهت بگن اینکه "آیه ها رو ببینی و عاشق اون کسی بشی که پشت سر همه این آیه هاست ؛ فلسفه زندگی عطشناک شدن برای اون دنیاست و رسیدن به لقاء الی الله ، دلیل نشون دادن این نشونه ها به بندگان میدونی چیه ؟ چون میخواد بیشتر تشنه ات کنه و عطشت رو بیشتر کنه تا وقتی که رفتی پیش خدا به خاطر عطش فراوانی که داری به آغوش خدا پناه ببری و غرق خداوند بشی...

چرا خدا میگه قماربازی بده شهوترانی بده موسیقی ِ حرام بده ، چون تو مشغول اینها میشی و دیگه نمی تونی آیه ها و نشونه ها رو ببینی ! هر چی خدا بیشتر بهت عمر بده ، بیشتر زندگی بده ، بیشتر عاشقش میشی ! و چه کسی باید زندگی کنه ؟ کسی که بلده ایه ها رو ترجمه کنه ، ذره ذره این عالم آیه است...

آیه ها رو ببین و عاشق کسی شو که پشت سر همه این آیه هاست

مومن واقعی ، همه ی دنیا براش آیه است...

برگرفته از صحبتهای حجت الاسلام و المسلمین پناهیان
بحث : زندگی در بستر شهادت - قسمت چهارم

یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی یا مولا...

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۸ توسط فرزانه حبوطی

زنان در مسیر بندگی خداوند می‌توانند نقش اول را در خانواده برای همسر و فرزندان خود ایفا کنند و برای این کار باید گفتار و عمل را با هم آمیخته سازند.

ربابه انصاری مدرس حوزه علمیه شهیده «بنت‌الهدی صدر» درخصوص نقش زن در سازماندهی جامعه به سوی معنویت اینچنین عنوان می کند : نقش زن در خانواده برای همسر و فرزند حرف اول را در بندگی خداوند می‌زند.

همچنین ایشان می گویند : اولین حرکت مادر به سوی عبادت گفتار توأم با عمل است، مشکل ما این است که بدون عمل حرفی می زنیم. اگر مادران انجام عبادت، قرآن و نماز اول وقت خواندن را در حیطه عمل به خانواده‌ خودشان نشان دهند، خانواده به طرف عبادت کردن، با شوق و رغبت سوق پیدا می‌کنند.

اما اگر تنها شعار دهند و هیچ‌گونه عملی را فرزندان از پدر و مادر نبینند متأسفانه خلاف آن را انجام خواهند داد. با توجه به نقش حیاتی مادر در شکل‌گیری تربیت کودک ، لازم است اول خودمان را ساخته باشیم، چه در ابعاد اقتصادی،‌ چه در ابعاد تزکیه نفس وقتی ما چنین حرکتی را کردیم آنگاه باید محبت را سرلوحه رفتار خود با کودک قرار دهیم.

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ توسط فرزانه حبوطی


معرفت پیدا کردن نسبت به امام زمان و موالات و اطاعت از او که بیان دیگری از التزام سیاسی نسبت به حکومت مشروع اسلامی است، از جمله اموری است که در صحت و دوام کلیت التزام [به دین] دخیل است.

مسئلة حکومت، در ترکیب شریعت اسلامی به طور کامل تأثیر‌گذار است. در صورت نبود دین التزام، خلل بزرگی ـ نه تنها در امر حکومت ـ بلکه در همة وجوه حیات مسلمانان ایجاد می‌شود.

اگر چنین نیست، پس چرا اگر شخصی بدون شناخت امام زمانش بمیرد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته باشد؟ و هیچ عملی از او پذیرفته نشود؟

اگر مسئله حکومت، تنها جزئی در برابر اجزای دیگر شریعت، و یک باب از ابواب آن، و فصلی از فصول آن باشد، حتی چنانچه عمل فردی در خصوص این مسئله مقبول نیفتد، باید دیگر اعمالش مورد قبول قرار گیرد.

زیرا بین ابواب و اجزای شریعت، رابطة تقابلی یا تکاملی وجود ندارد.

مانند این‌که شخصی روزه بگیرد ولی نماز نخواند، یا یک روز نماز بخواند ولی روز دیگر نخواند، یا یک نماز واجب را به جای آورد ولی دیگری را ترک کند و مانند این‌ها. در همة این نمونه‌ها، معصیت بر طاعت اثر نمی‌گذارد و سیئه، حسنه را از بین نمی‌برد، بر همین اساس خداوند متعال فرموده است:

و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیّئاً. ١

و دیگران هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با [کاری] دیگر که بد است در آمیخته‌اند.

اما مسئلة حکومت، بر خلاف این مثال‌ها هم جزء مسائل عقیدتی و هم شریعت است و به پوشش هر دو در می‌آید. به همین سبب، اخلال در آن، موجب می‌شود تا مسلمان مرده، به مرگ جاهلی از دنیا برود، و اعمالش را از جملة پایه‌های شریعت و اعتقادات تهی سازد. ٢

در پایان، باید دعای همیشگی‌مان، عباراتی باشد که امام صادق(ع) به زرارة بن اعین تعلیم فرمودند و آن این است:

اللهمّ عر‌ّفنی نفسک فإنّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف نبیّک، اللهمّ عرّفنی رسولک فإنّک إن لم تعرّفنی رسولک لم أعرف حجّتک، اللهمّ عرّفنی حجّتک فإنّک إن لم تعرّفنی حجّتک ضللت عن دینی.

خداوندا، خودت را به من بشناسان، که اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت؛ خداوندا، رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت؛ خداوندا، حجتت را به من بشناسان، که اگر حجتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد. ٣

 

پی نوشت ها :
١. سورة توبه (9)، آیة 102.
٢. الإجتماع السیاسی الإسلامی، ص 20.
٣. اهل‌البیت، ص 85.

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ توسط فرزانه حبوطی

امام علی (ع) فرمودند:

هر کس از شما در رختخوابش از دنیا برود، در حالی که نسبت به حق پروردگارش، حق رسول خدا و اهل بیتش معرفت داشته باشد، شهید از دنیا رفته و پاداش او بر عهدة خداست.١

از رسول خدا نیز روایت شده که فرمودند:

هر کس که خداوند به واسطة شناخت اهل‌بیتم و ولایت‌شان، بر او منت نهاده باشد، به تحقیق جملة خیرات را برایش گرد آورده است.٢

و آن حضرت(ص) در جایی دیگر می‌فرمایند:

معرفت یافتن نسبت به آل محمد(ص)، برائت از آتش، محبت آل محمد(ص) [عبور از] صراط، و پذیرش ولایت آل محمد(ص) امان از عذاب است.٣

سلمان فارسی می‌گوید:

روزی بر رسول خدا(ص) وارد شدم، همین که نگاه آن حضرت به من افتاد، فرمودند: «ای سلمان، همانا خداوند عزوجل هیچ پیامبر و رسولی را مبعوث نکرد، مگر آن که برای او دوازده نقیب قرار داد...» عرض کردم: ای رسول خدا، پدر و مادرم به فدایتان، پاداش کسی که ایشان را بشناسد، چیست؟

آن حضرت(ص) فرمودند:

ای سلمان، کسی که ایشان را مطابق حق معرفت‌شان شناخته، به ایشان اقتدا کرده، نسبت به دوستان ایشان، دوستی ورزیده و نسبت به دشمنشان‌شان، بیزاری جوید، او به خدا از ماست. هر کجا وارد شویم، و در هر کجا سکنٰی گزینیم، ساکن خواهد شد.۴

پی نوشت ها :
١. نهج‌البلاغه، خ 188.
٢. اهل‌البیت، ص 83.
٣. همان.
۴. همان.

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ توسط فرزانه حبوطی

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار هزاران نفر از بسیجیان استان قم

(2/8/1389)

آنچه که براى همهما، براى همهبسیجیان عزیز، براى جوانها در هر نقطهاى از این عرصهى عظیم که مشغول کار هستند، باید به عنوان شاخص مطرح باشد، عبارت است از این سه عنصر: بصیرت، اخلاص، عمل بهنگام و به اندازه.


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٤ توسط فرزانه حبوطی

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدارمردم بوشهر در روز میلاد امام على(ع)

 (5/4/1389)

خیلى اوقات انسان مشاهده میکند که تودهى مردم حقایق را از بعضى از خواص و نخبگان بهتر مىبینند و بهتر می فهمند؛ چون تعلقاتشان کمتر است. این از نعمتهاى بزرگ است.


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٤ توسط فرزانه حبوطی

از زبان آیت‌الله آقا نجفی

آیت‌الله شیخ محمّدتقی اصفهانی مشهور به آقا نجفی در یک‌صد سال پیش با تتبّع در روایات و احادیث اهل‌بیت(ع)، پنجاه ‌و چهار وظیفة مؤمنان در زمان غیبت امام زمان(عج) را در دو جلد بیان می‌کند.

اکنون 25 وظیفة اوّل با اندکی تصرّف و تلخیص در پی می‌آید:

  • وظیفة اوّل، غمگین بودن به  علّت مفارقت آن‌جناب و مظلومیّت آن حضرت.

در «کافی» از حضرت صادق(ع) منقول است که فرمود: «کسی‌که مهموم باشد برای ما و غمناک باشد به جهت مظلومیّت ما، نفس کشیدن او، ثواب تسبیح دارد».

  •  وظیفة دوم؛ منتظر فرج و ظهور آن حضرت بودن.

در جلد دوم «کمال‌الدّین وتمام‌النّعمـ↨» از امام محمّد تقی(ع) منقول است که فرمودند: «قائم ما آن مهدی‌ است که واجب است در زمان غایب بودن او انتظار او را داشتن و او سومی از اولاد من است...»

و از حضرت امیر‌المؤمنین(ع) روایت شده است که: «افضل عبادت‌ها، انتظار فرج است.»1

و در حدیث دیگر از حضرت صادق(ع) منقول است که: «هر مؤمنی بمیرد در حالی‌ که منتظر ظهور آن‌جناب باشد، مثل آن است که در خیمة حضرت قائم(ع) بوده باشد».2

  •  وظیفة سوم، گریه کردن در دوری آن‌ حضرت و به جهت مصیبت آن‌جناب.

در کمال‌الدّین از حضرت صادق(ع) روایت شده  است که فرمودند: «به‌خدا قسم غایب می‌شود امام شما زمانی از روزگار و آزموده می‌شوند تا آنکه گفته می‌شود، مرد و از دنیا رفت یا به ‌کدام وادی رفت و هر آینه ‌چشم‌های مؤمنان بر او گریان می‌شود.»3

و از حضرت رضا(ع) مروی است که: «هر مؤمنی یاد کند مصیبت ما را ـ یعنی مصیبت پیغمبر(ص) و هر یک از ائمه را ـ پس گریه کند یا کسی را به جهت ظلمی که بر ما شده بگریاند، روز قیامت با ما و در درجة ما است.»

  •  وظیفة چهارم، به امر امام، تسلیم و مقیّد باشد و در امر ظهور عجله نکند.

یعنی چون و چرا در امر ظهور آن‌جناب نکند و آنچه از جانب آن‌ حضرت می‌رسد، صحیح و مطابق با حکمت بداند که در کمال‌الدّین از حضرت امام محمّد تقی(ع) روایت شده است که فرمود: «امام بعد از من، پسر من علی است. امر او، امر من است و قول او، قول من و طاعت او، طاعت من و امام بعد از او پسر او حسن است، امر او، امر پدر اوست و قول او، قول پدرش و طاعت او، طاعت پدرش.» آنگاه ساکت شدند. راوی گوید، پرسیدم: یابن رسول‌الله! پس امام بعد از حسن کیست؟ حضرت گریة شدیدی کردند، آنگاه فرمودند: «امام بعد از امام حسن عسکری، پسر او قائم منتظَر است.» گفتم: یا بن رسول‌الله! چرا او را قائم گویند؟ فرمود: «برای آنکه قائم می‌شود بعد از آنکه ذکر او مرده باشد و بیشتر قائلان به امامتش مرتد شوند.» گفتم: چرا او را منتظَر نامیدند؟ فرمود: «به‌جهت آنکه روزهای غیبت او بسیار باشد و زمان غایب بودنش، دراز می‌شود. پس، مخلصان، انتظار خروج او [را] کشند و شک‌کنندگان او را انکار کنند و منکران به ‌ذکر او استهزاء کنند و کسانی‌که وقت برای ظهورش معیّن کنند، دروغ‌گو باشند و عجله‌شوندگان هلاک شوند و تسلیم‌شوندگان نجات یابند.»4

  •  وظیفة پنجم، به مال خود، آن حضرت را صله کنند.

    در «کافی» از حضرت صادق(ع) نقل شده که فرمودند: «هیچ چیز نزد خدا محبوب‌تر از صرف نمودن مال، برای امام نیست و به  درستی که خداوند در عوض یک‌درهم که مؤمن از مال خود به صرف امام برساند، به اندازة کوه احد در بهشت به ‌او عطا می‌فرماید.» آنگاه فرمود: حق‌تعالی در قرآن کریم فرموده: «مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَةً و َاللهُ یَقْبِضُ و َیَبْسُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ کیست آن کس که به [بندگان] خدا وام نیکویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید و خداست که [در معیشت بندگان] تنگى و گشایش پدید مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شوید.»5 سپس فرمود: به خدا قسم این آیه به خصوص در صله کردن امام به مال نازل شد.»6

    در «بحارالانوار» از «کامل‌الزّیاراة»، ص 319 نقل شده است که امام موسی کاظم(ع) فرمودند: «هر کس نتواند به ‌زیارت ما بیاید؛ باید صالحان از دوستان ما را زیارت کند تا ثواب زیارت ما برایش نوشته شود و هر کس نتواند ما را صله کند، باید نیکان از دوستان ما را صله کند تا ثواب صله کردن ما برایش نوشته شود.»

    •  وظیفة ششم، صدقه دادن به قصد سلامت آن‌ ذات، چنانچه در «نجم الثّاقب»، ص 442 ذکر فرموده‌اند.
    •  وظیفة هفتم، شناختن صفات آن حضرت و در هر حال عزم بر یاری آن ‌جناب داشتن و در فراقش ندبه و زاری کردن.7
    •  وظیفة هشتم، طلب کردن معرفت آن‌ حضرت از ذات اقدس الهی و خواندن این دعا که در کتاب کافی و کمال‌الدّین از حضرت صادق(ع) روایت شده است: «اللهمّ عرّفنی نفسک، فانک إنْ لم تُعرّفنی نفسک لم اعرف نبیّک، اللهمّ عرّفنی رسولک فانّک إن لم تعرّفنی رسولک لم اعرفْ حجّتک، اللهمّ عرّفنی حجتک فانّک انْ لم تعرّفنی حجتک ضللتُ عن دینی.»8
    •  وظیفة نهم، مداومت نمودن به خواندن این دعا که از حضرت صادق(ع) روایت شده است: «یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینک.»9
    • وظیفة دهم، اگر بتواند به نیابت آن حضرت قربانی کند، چنانچه در «نجم‌الثّاقب» آمده است.
    •  وظیفة یازدهم، نبردن نام اصلی آن حضرت که نام حضرت رسول‌الله است. [ضرورت دارد] شیعیان، آن حضرت را به لقب یاد کنند؛ مثل: قائم، منتظَر، حجّت، مهدی و امام غایب و در اخبار متعدّد، فرموده‌اند که بردن نام آن حضرت در زمان غیبت جایز نیست.10
    •  وظیفة دوازدهم، برخاستن به  جهت احترام نام آن بزرگوار به ‌خصوص اسم «قائم»، چنانچه در ص 444 نجم‌الثّاقب آمده است.
    •  وظیفة سیزدهم، به هر میزان که ممکن است برای جهاد با دشمنان در رکاب آن‌ جناب، اسلحه مهیّا کند.

    در بحارالانوار از کتاب «الغیبـ↨ نعمانی» منقول است که حضرت صادق(ع) فرمود: «باید مهیّا نماید هر یک از شما برای ظهور حضرت قائم، آلت حربی اگر چه یک تیر باشد، امید است همین که این نیّت را داشته باشد، حق تعالی او را از اصحاب و یاران او قرار دهد.»

    •  وظیفة چهاردهم، در مهمّات به آن حضرت متوسّل شود و عریضة توسّل بیندازد. چنانچه در جلد 22 بحار منقول است.
    •  وظیفة پانزدهم، در دعا کردن، خدا را به حقّ آن حضرت قسم دهد و آن جناب را شفیع قرار دهد، چنانچه در کمال‌الدّین منقول است.
    •  وظیفة شانزدهم، بر دین قویم ثابت باشند و دنبال صداها و مزخرفاتی که از هر گوشه‌ای برمی‌خیزد، نروند؛ زیرا تا خروج سفیانی و صیحة آسمانی بلند نشود، ظهور امام(ع)، واقع نمی‌شود.

    در جلد 52 بحارالانوار به نقل از «غیبت شیخ طوسی» از حضرت امام رضا(ع) روایت شده است: «سه ندا از آسمان بلند می‌شود که همه کس می‌شنود و این نداها در ماه رجب ظاهر می‌شود. اوّل، الا لعنة الله علی الظّالمین. دوم؛ ازفة ‌الازفة یا معشر المؤمنین. سوم؛ می‌بینید بدنی محاذی خورشید و ندا می‌شود: این است امیر‌المؤمنین که به تحقیق برای هلاک کردن ظالمان برگشته است.» و در جلد دوم کمال‌الدّین منقول است: «اوّل کسی که با امام زمان(عج) بیعت می‌کند؛ جبرئیل است. آنگاه یک پای [خویش را] بر بیت‌الله [الحرام] می‌گذارد و یک پای بر بیت‌المقدّس و ندا می‌کند به ندایی که همة خلایق می‌شنوند: أَتَى أَمْرُ اللهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ».

    •  وظیفة هفدهم، معاشرت و رفت و آمد بسیار با مردمان روزگار او را از یاد امام زمان(عج) باز ندارد.

    در جلد اوّل کمال‌الدّین از امام محمّد باقر(ع) روایت شده است که فرمودند: «مردم! زمانی می‌آید که امام غایب می‌شود. خوشا به حال آنها که بر امر ما ثابت باشند. در آن زمان، کمترین ثوابی که برای آنها در نظر می‌گیرند؛ این است که خداوند آنها را ندا می‌فرماید که ای بندگان من! به سرّ من ایمان آوردید و حجّت غایب مرا تصدیق کردید. بشارت باد شما را به نیکویی ثواب، از شما قبول می‌کنم اعمال خوب را و عفو می‌کنم اعمال بد شما را و می‌آمرزم گناهان شما را و به برکات شما باران می‌بارم بر بندگانم و دفع بلا از آنها می‌کنم، اگر شما نبودید بر آنها عذاب می‌فرستادم.»

    در ادامه، راوی پرسید کدام عمل، افضل اعمال مؤمن در آن زمان است و پاسخ شنید: «نگاه داشتن زبان و ماندن در خانة خود»؛ یعنی بدون ضرورت با مردم دنیا معاشرت و رفت و آمد نکند، که او را از یاد امامش باز دارد.

    •  وظیفة هجدهم، ذکر صلوات خاصّة آن حضرت؛ آن‌چنان که در کتاب‌های بحارالانوار، «مکارم‌الاخلاق» و «جما‌ل‌الاسبوع» آمده است.

    صلواتی که در صفحة 284 مکارم‌الاخلاق از شیخ طبرسی نقل شده، ‌بدین شرح است: «اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللهُمَّ اِنَّ رَسُولَکَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ قالَ اِنَّکَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ فی شَیءٍ اَ نَا فاعِلُهُ کَتَرَدُّدی فی قَبْضِ رُوحِ عَبْدِی الْمُؤْمِنِ یَکْرَهُ الْمَوْتَ وَاَکْرَهُ مَسآئَتَهُ اَللهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجَّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَالْعافِیَةَ وَالنَّصْرَ وَلا تَسُؤْنی فی نَفْسی وَلا فی اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتی.»

    •  وظیفة نوزدهم، فضایل و کمالات آن حضرت را ذکر کردن؛ زیرا که آن جناب ولیّ‌نعمت و واسطه در جمیع نعمت‌های خداوند است که به ما می‌رسد و طبق فرمودة امام سجاد(ع) که در صفحة 422 مکارم‌الاخلاق ذکر شده، یکی از راه‌های شکر ولیّ‌نعمت، گفتن فضایل و کمالات اوست.
    •  وظیفة بیستم، اظهار کردن اشتیاق واقعی به زیارت جمال مبارک امام زمان(ع).

    چنانچه در جلد اوّل کمال‌الدّین وتمام‌النّعمه آمده است، حضرت امیر‌المؤمنین(ع) به سینة خود اشاره می‌کردند و آه می‌کشیدند و اظهار شوق به لقای امام دوازدهم را داشتند.

    •  وظیفة بیست و یکم، مردم را به سوی معرفت آن جناب و خدمت به آن بزرگوار دعوت کردن.

    در کافی از سلیمان ‌بن ‌خالد، مروی است که به حضرت صادق(ع) عرض کردم: مرا اهل بیتی است و آنها سخن مرا می‌شنوند. آیا آنها را به سوی این امر دعوت کنم؟ امام در پاسخ فرمودند: بلی! خدا در کتاب خویش می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ؛11 اى کسانى که ایمان آورده‏اید خودتان و کسانتان را از آتشى که سوختِ آن مردم و سنگ‌هاست؛‏ حفظ کنید.»

    •  وظیفة بیست و دوم، صبر داشتن در مقابل سختی‌ها و آزار دشمنان دین و سرزنش آنها در زمان غیبت امام زمان(عج).

    در جلد اوّل کمال‌الدّین از حضرت سیّد‌الشّهداء(ع) روایت شده که فرمود: «هر مؤمنی که در زمان غایب بودن امام دوازدهم، بر اذیّت و تکذیب دشمنان صبر کند؛ به منزلة کسی است که با کفّار در خدمت رسول‌الله(ص) جهاد کرده باشد.»

    •  وظیفة بیست و سوم، هدیه کردن ثواب اعمال صالح خود مانند قرائت قرآن و غیره به امام زمان(ع).
    •  وظیفة بیست و چهارم، داشتن طلب زیارت آن حضرت.
    •  وظیفة بیست و پنجم، دعا کردن به وجود مبارک آن بزرگوار و طلب کردن فتح، نصرت و ظهور آن جناب از خداوند.

    در توقیع شریفی از آن حضرت روایت شده است که فرمودند: «برای تعجیل در فرج من بسیار دعا کنید، چرا که گشایش و شادمانی شما در آن است».12
    و از حضرت امام حسن عسکری(ع) مروی است که فرمود: «این دعا باعث ثبوت بر ایمان است».13

    ماهنامه موعود شماره 118

     

    پی‌نوشت‌ها:
    1. تحف العقول، ص 201.
    2. بحارالانوار، ج 52، ص 125.
    3. کمال‌الدّین و تمام‌النّعمه، ج 2، ص 347.
    4. همان، ص 378.
    5. سورة بقره (2)، آیة 245.
    6. اصول کافی، ج 1، ص 537.
    7. نجم‌الثّاقب، ص 424.
    8. کمال‌الدّین وتمام ‌النّعمه، ج 2، ص 342.
    9. همان، ص 352.
    10. اصول کافی، ج 1، ص 332.
    11. سورة تحریم (66)، آیة 6.
    12. احتجاج، ج 2، ص 284.
    13. کمال‌الدّین و تمام‌النّعمه، ج 2، ص 384.

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٤ توسط فرزانه حبوطی

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ توسط فرزانه حبوطی


    خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

    بنده: خدایا ! خسته ام!نمی توانم.

    خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

    بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

    خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

    بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

    خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

    بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام ! آیا راه دیگری ندارد؟

    خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

    بنده: خدایا! من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

    خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله...

    بنده: خدایا هوا سرد است! نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

    خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

    بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

    خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

    ملائکه: خداوندا ! دوباره او را بیدار کردیم ، اما باز خوابید

    خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

    ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

    خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

    ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

    خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد... بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.

    یا الله...

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ توسط فرزانه حبوطی

    امیر المؤمنین می ‌فرماید:

    «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ »

    کسی که خدا در چشم بزرگ شود، دیگران کوچک خواهند شد .» ١

    1. نهج البلاغه / خطبه 193

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ توسط فرزانه حبوطی

    انتظار، از جنس‌ فرداست‌،

    و احساس‌ انتظار، فردایی‌ شدن‌

    عشیرة‌ انتظار، اهالیف فردایند!...

    آن‌ که‌ «نظر» ندارد، مثلف کسی‌ است‌ که‌ تشنه‌ نیست‌.

    احساس انتظار، مثل‌ احساس‌ تشنگی‌ است‌.

    آن‌ که‌ احساس‌ تشنگی‌ ندارد، آب‌ ـ هر چند فراوان‌، زلال‌ و گوارا، هم‌ که‌ باشد ـ به‌ چه‌ دردش‌ می‌خورد؟!

    بی‌ خیالی‌، این‌ پا و آن‌ پا کردن‌، و مرد «فردا» نبودن‌، «ضد انتظار» است‌!

    انسان انتظار، آمادة‌ فرداست‌.

    احساس‌انتظار، از هم‌ صحبتی‌ های‌ فردا ، سرشار شدن‌ است‌.

    از اندیشة‌ تردید، بیرون‌ آمدن‌، و در دل‌ یقین‌، در آمدن‌.

    نشاط‌ انتظار، آدمی‌ را از ناامیدی‌ و سستی‌، باز می‌گیرد.

    با این‌ نگاه‌های‌ کوچک‌ و پیش‌ پا افتاده‌، آدم‌ در «روز مرگی‌»ها، غرق‌ می‌شود.

    برای‌ خوب‌ دیدن‌، و خدایی‌ نگریستن‌، باید به‌ چشمان‌ انتظار، مسلح‌ شد!

    آنکه‌«نظر»ندارد،به‌ احساس‌ انتظار، نیز ـ نمی‌تواند رسید.

    «انتظار» سفر دور و درازی‌ است‌.

    سفر انتظار، چشم‌ آدم‌ را، باز می‌کند.

    سفر انتظار، انسان‌ را، «صاحب‌ نظر» می‌سازد...

    ماهنامه موعود شماره‌ 33

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٢ توسط فرزانه حبوطی

    نظام جمهوری اسلامی تنها نظامی است که از لحاظ تئوریک بر مبنای اذن امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) بنا شده و از لحاظ عملی نیز همه شاهد عنایات ایشان در دفع بلاها از این نظام و کسب موفقیت ها بوده اند. موارد دیگری نیز وجود دارد که یقین انسان را به این مسئله بیشتر می کند؛ من جمله خاطره ای که آقای علی محمد بشارتی برای آقای ری شهری نقل کرده اند و ایشان در کتاب خاطراتشان درج نموده اند.

    آقای بشارتی گفته اند:

    «در تابستان سال ۱۳۵۸ هنگامی که مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتیم که آقای “کاظم” شریعتمداری در مشهد گفته است: من بالاخره علیه امام [خمینی] اعلام جنگ می کنم. خدمت امام رسیدم و ضمن ارائه گزارشی، خبر مذکور را هم گفتم. ایشان سرش پایین بود و گوش می داد، این جمله را که گفتم، سر بلند کرد و فرمود: این ها چه می گویند، پیروزی ما را خدا تضمین کرده است. ما موفق می شویم، در اینجا حکومت اسلامی تشکیل می دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می سپاریم. پرسیدم: خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند.»

    (خاطره ها،آیت الله ری شهری، چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج ١، ص ۲۴۲)

     

    منبع : شبکه ایران

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۱ توسط فرزانه حبوطی

     

    سرزمین عشق

    اینجا سرزمین عشقه

    عشق پاک قاصدکها

    اینجا نور بی نهایت

    روی بال شاپرکها

    اینجا خورشید حقیقت

    توی سنگر شقایق

    اینجا گام باصلابت

    اثر دلهای عاشق

    اینجا معنای شهامت

    رنگ قاب آسمونه

    مثل پرواز کبوتر

    سمت اوج کهکشونه

    اینجا پاک و بی ریایی

    اینجا نزدیک خدایی

    به خدا رنگ بهشتی

    اینجا بوی کربلایی

    اینجا راه سرنوشته

    رو خاکش عشقو نوشته

    اینجا دل زنده می مونه

    عطر گلهای بهشته

    رنگ خون رنگ شهادت

    یاد مردان شجاعت

    اینجا باغی ازستاره

    لاله های با طراوت

    اینجا دلها پَر کشیده

    یه پلاک ، یه نور دیده

    واسه مادران ِعاشق

    اینجا خونه ی اُمیده

    شعر : فرزانه حبوطی

    سروده شده در سال ۸۴-۸۳

    تقدیم به شهدای دفاع مقدس و تصوری از سرزمین مقدس جبهه ها


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٠ توسط فرزانه حبوطی

    آنچه‌ از روایات‌ فهمیده‌ می‌شود این‌ است‌ که‌ این‌ سیصد و سیزده‌ تن‌ از یاران‌ اصلی‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) بوده‌ و فرماندهی‌ سپاه‌ ایشان‌ را برعهده‌ دارند و دارای‌ ویژگیهای‌ خاصی‌ نظیر ایمان‌ قوی‌، اخلاص‌، توانایی‌ بالای‌ مدیریتی‌، آگاهی‌ به‌ دین‌ اسلام‌ هستند تا بتوانند از عهدة‌ مسؤولیت‌ سنگینی‌ که‌ به‌ عهده‌ دارند، برآیند. و البته‌ نکته‌ قابل‌ ذکر دیگر اینکه‌ تنها برخی‌ از این‌ افراد در زمان‌ ظهور امام‌ زمان‌(ع‌) حیات‌ دارند و تعدادی‌ از آنها انسانهای‌ پاک‌ و شایسته‌ای‌ بوده‌اند که‌ قبل‌ از دوران‌ ظهور زندگی‌ می‌کرده‌اند و لذا با ظهور حضرت‌ حجت‌(ع‌) حیاتی‌ دوباره‌ یافته‌ و رجعت‌ می‌کنند. از جمله‌ این‌ افراد، اصحاب‌ کهف‌، مؤمن‌ آل‌ فرعون‌ و مالک‌اشتر را می‌توان‌ نام‌ برد.

    روایاتی‌ وجود دارد که‌ به‌طور اجمال‌ اشاراتی‌ به‌ سرزمینهای‌ این‌ افراد داشته‌ و از ایران‌، شام‌، یمن‌، حجاز و عراق‌ و دیگر نقاط‌ به‌ عنوان‌ محل‌ زندگی‌ آنها نام‌ برده‌ است‌. البته‌ روایاتی‌ هم‌ داریم‌ که‌ با تفصیل‌ بیشتر، حتی‌ اسامی‌ و محل‌ زندگی‌ آن‌ سیصد و سیزده‌ تن‌ را ذکر کرده‌ است‌. ناگفته‌ نماند این‌ دسته‌ از روایات‌ چندان‌ مورد اعتماد نبوده‌ و بعید نیست‌ که‌ توسط‌ قصاصون‌ ساخته‌ شده‌ باشد.

    به‌طور مثال‌ در روایتی‌ که‌ از امیرالمؤمنین‌(ع‌) نقل‌ شده‌، ایشان‌ اسامی‌ و محل‌ زندگی‌ آنها را چنین‌ بیان‌ فرموده‌اند:

    ... فقال‌: رجلان‌ من‌ البصرة‌، و رجل‌ من‌ الاهواز، و رجل‌ من‌ عسکر مکرم‌... 1.

    به‌ دلیل‌ طولانی‌ بودن‌ حدیث‌ و برای‌ شاهد مثال‌ تنها به‌ ذکر شهرهایی‌ از ایران‌ که‌ در حدیث‌ ذکر شده‌ و افرادی‌ از آن‌ شهرها جزء سیصد و سیزده‌ یاور امام‌ زمان‌(ع‌) شمرده‌ شده‌اند، اکتفا می‌شود: از اهواز، سیراف‌، شیراز، اصفهان‌، ایذه‌، نهاوند، همدان‌، قم‌، خراسان‌، آمل‌، گرگان‌، دامغان‌، ساوه‌، طالقان‌، قزوین‌، فارس‌، ابهر، اردبیل‌، مراغه‌، خوی‌، سلماس‌، شیروان‌، مردانی‌ به‌ این‌ افتخار نایل‌ می‌شوند که‌ از برخی‌ شهرها بیش‌ از یک‌ نفر انتخاب‌ شده‌ است‌ به‌طور مثال‌: ده‌ نفر از قم‌، چهار نفر از اصفهان‌، بیست‌ و چهار نفر از طالقان‌ و..

    لذا با فرض‌ پذیرش‌ این‌ دسته‌ از احادیث‌، می‌بینیم‌ که‌ تعداد زیادی‌ از یاران‌ خاص‌ (313 نفر) امام‌ عصر(ع‌) از شهرهای‌ مختلف‌ ایران‌ می‌باشند.

    اما علاوه‌ بر این‌ 313 نفر که‌ بزرگانی‌ هستند که‌ قرار است‌ فرماندهی‌ سپاه‌ و ادارة‌ بخشهای‌ مختلف‌ حکومت‌ حضرت‌(ع‌) را به‌ عهده‌ بگیرند، مؤمنان‌ بسیاری‌ نیز وجود دارند که‌ در آخرالزمان‌ به‌ زمینه‌سازی‌ برای‌ ظهور پرداخته‌ و با ظهور حضرت‌ مهدی‌(ع‌) به‌ یاری‌ ایشان‌ می‌شتابند. در این‌ دسته‌ از روایات‌ مربوط‌ به‌ زمینه‌سازی‌ حکومت‌ آن‌ بزرگوار، ایرانیان‌ سهم‌ بسزا و غیر قابل‌ انکاری‌ دارند.

    روایات‌ حکومت‌ زمینه‌سازان‌ ایرانی‌، به‌ دو مرحله‌ مشخص‌ تقسیم‌ می‌شود:

    1. آغاز نهضت‌ آنان‌ به‌وسیله‌ مردی‌ از قم‌ که‌ حرکتش‌ سرآغاز امر ظهور حضرت‌ مهدی‌(ع‌) است‌.
    2. ظهور شخصی‌ در ایران‌ به‌ نام‌ سید خراسانی‌ و فرمانده‌ نیروهای‌ او، شعیب‌ بن‌ صالح‌؛ که‌ به‌ اختصار چند روایت‌ در این‌باره‌ ذکر می‌شود.

    از امام‌ کاظم‌(ع‌) روایت‌ شده‌ که‌ فرمودند:
    مردی‌ از قم‌، مردم‌ را به‌ سوی‌ خدا دعوت‌ می‌کند، افرادی‌ گرد او جمع‌ می‌شوند که‌ قلبهایشان‌ همچون‌ پاره‌های‌ آهن‌ ستبر است‌ که‌ بادهای‌ تند حوادث‌، آنان‌ را نمی‌لغزاند، از جنگ‌ خسته‌ نشده‌ و نمی‌ترسند. اعتماد آنها بر خداست‌ و سرانجام‌ کار از آن‌ پرهیزکاران‌ است‌.2

    عفّان‌ بصری‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) روایت‌ کرده‌ و گفت‌:
    امام‌(ع‌) به‌ من‌ فرمود: آیا می‌دانی‌ از چه‌رو این‌ شهر را قم‌ می‌نامند؟ عرض‌ کردم‌: خدا و رسولش‌ آگاهترند. فرمود: همانا قم‌ نامگذاری‌ شده‌ برای‌ اینکه‌ اهل‌ قم‌، اطراف‌ قائم‌(ع‌) گرد آمده‌ و با وی‌ قیام‌ می‌نمایند و در کنار او ثابت‌ قدم‌ مانده‌ و او را یاری‌ می‌کنند.٣

    حدیثی‌ نیز از منابع‌ اهل‌ سنت‌، از حضرت‌ علی‌(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ که‌ فرمود:
    خوش‌ به‌حال‌ طالقان‌، خداوند متعال‌ دارای‌ گنجهایی‌ در آنجاست‌ که‌ نه‌ از طلاست‌ و نه‌ از نقره‌؛ اما در آن‌ خطه‌ مردانی‌ وجود دارند که‌ خدا را آن‌طور که‌ شایسته‌ معرفت‌ است‌ شناخته‌اند و آنان‌، یاران‌ مهدی‌ در آخرالزمان‌ می‌باشند.۴

    البته‌ آنچه‌ به‌نظر می‌رسد این‌ است‌ که‌ مراد از اهل‌ طالقان‌؛ اهل‌ ایران‌ است‌ نه‌ فقط‌ منطقه‌ طالقان‌. لذا با دقت‌ در روایاتی‌ که‌ در زمینة‌ نقش‌ ایرانیان‌ در زمان‌ ظهور وارد شده‌، نمی‌توانیم‌ در نقشی‌ که‌ آنان‌ در مهیا نمودن‌ مقدمات‌ حکومت‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) دارند، مناقشه‌ نماییم‌.

    ماهنامه موعود شماره 50

    پی‌نوشتها:
    1. الشیخ‌ مهدی‌ حمد الفتلاوی‌، علامات‌ المهدی‌ المنتظر فی‌ خطب‌ الامام‌ علی‌ و رسائله‌ و أحادیثه‌، ص‌275.
    2. علی‌ کورانی‌، عصر ظهور، ص‌237.
    3. همان‌، ص‌239.
    5. همان‌، ص‌258.

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٧ توسط فرزانه حبوطی

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٧ توسط فرزانه حبوطی

    امید و انتظار مقدمه هجرت و جهاد است، نه زمینه رخوت و رکود.

    امام صادق(ع) مى‏فرماید:

    «هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم باشد، بایستى انتظار او را داشته و به نیکویى و پرهیزگارى رفتار نماید. پس اگر به این حال، پیش از قیام او از دنیا رود، پاداش یاران مهدى را خواهد گرفت. بنابراین بکوشید و جدیت کنید و چشم به راه باشید که بر شما گوارا باد.»

    نخستین گام انتظار، خودسازى است؛ یعنى رشد و تربیت جسم و روح و چندان هم دشوار نیست؛ زیرا شوق دیدار او مردمان را مى‏سازد چه رسد به اشتیاق درک ظهورش، پس لختى به خود بیندیشیم.

    تلاشها و سازندگیهاى ناشى از انتظار اگر هم به دوران ظهورش نرسد دست کم در زندگى عمومى جامعه تأثیرى بسیار مثبت دارد؛ زیرا تربیت افراد و تجهیز آنان به یقین، جامعه را به پیش مى‏برد و نیرومند و توانگر مى‏سازد، در برابر دشمن پایدارى و مقاومت مى‏بخشد و در نتیجه آسایشى نسبى براى همگان فراهم مى‏آورد.

    انتظار امام زمان بدون محبت و علاقه به او کارى از پیش نخواهد برد؛ زیرا که حماسه‏ها همواره در فضاى شور و احساس زاده و پرورده مى‏شوند، کافى نیست که نسبت به حضرتش تنها پذیرش ذهن و پسند فکرى داشته باشیم، کشش روحى و پیوند قلبى در اینجا به کار مى‏آید. اگر در روزگار دشوار غیبت بر فراز آسمان بلند انتظار، گهگاه شاهد درخشش ستارگان بوده‏ایم، ناشى از عواطف پاک آن کواکب به خورشید نهان در ابر بوده است.

    منتظران راستین در عین حال وظیفه دارند که علاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران نیز بکوشند؛ زیرا برنامه عظیم و سنگینى که انتظارش را مى‏کشند یک برنامه فردى نیست؛ برنامه‏اى است که تمام عناصر تحول باید در آن شرکت جوید؛ باید کارى به صورت دسته‏جمعى و همگانى باشد، کوششها و تلاشها باید هماهنگ گردد و عمق و وسعت این هماهنگى باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد که انتظار آن را دارند.

    انتظار یعنى آماده‏باش کامل. من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممکن است در انتظار کسى باشم که طعمه شمشیرش خون ستمگران است؟! من اگر آلوده و ناپاکم چگونه مى‏توانم منتظر انقلابى باشم که شعله اولش دامان آلودگان را مى‏گیرد؟!

    اکنون مى‏فهمیم چرا منتظران واقعى گاهى مانند کسانى شمرده شده‏اند که در خیمه حضرت مهدى (عج) و یا زیر پرچم اویند. یا چون کسى هستند که در راه خدا شمشیر مى‏زند و یا در راه خدا به شهادت مى‏رسد.

    اینها مراحل مختلف و درجه مجاهده در راه حق و عدالت است که متناسب با مقدار آمادگى در انتظار افراد است؛ یعنى همانطور که میزان فداکارى مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است، انتظار و خودسازى و آمادگى نیز درجات مختلفى دارد که هر کدام از اینها با یکى از آنها از نظر مقدمات و نتیجه شباهت دارند.

    پس بیدار باشید؛ زیرا نمى‏دانید که در چه وقت، صاحبخانه مى‏آید، در شام یا نصف شب، یا بانگ خروس، یا صبح، مبادا ناگهان آمده، شما را خفته یابد.

    مبادا خفته باشیم...

    منبع : موعود جوان شماره 28 

     

    «  اللهم عجل لولیک الفرج »


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ توسط فرزانه حبوطی

    بنیاد فرهنگی مهدی موعود (عج) استان تهران از برپایی جشنواره بزرگ مهدوی خاتم «صلی الله علیه و آله » تا خاتم «عج الله تعالی فرجه الشریف» در 24 بهمن خبر داد.

    به گزراش آینده روشن، به همت بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) جشنوراه بزرگ مهدوی در استان تهران برگزار می شود.

    بنابر این گزارش، جشنواره بزرگ مهدوی خاتم (ص) تا خاتم (عج) با هدف ترویج و اشاعه فرهنگ مهدوی و آشنایی با منطق و گفتمان مهدویت 24 بهمن در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) برگزار می شود.

    این جشنواره مهدوی به مدت 9 روز و از ساعت 9 صبح تا 10 شب میزبان علاقه مندان به مباحث مهدویت است. 

    مرجع : خبرگزاری شبستان

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱۱ توسط فرزانه حبوطی

    روزنامه اینترنتی اباصالح (عج) با هدف ترویج فرهنگ ناب مهدویت، انتظار و مبارزه با خرافات راه اندازی شد.

    به گزارش خبرگزاری آینده روشن، اطلاع رسانی در زمینه اخبار مهدویت از زمینه های کاری این روزنامه اینترنتی اعلام شده است.

    بنابر اساس این گزارش، اندیشه مهدویت، علائم ظهور، منجی جهانی، انتظار، آخرالزمان، پاسخ به شبهات مهدویت، وظایف منتظران، فرهنگی و هنری، سایت ها و وبلاگ های مهدوی، معرفی کتاب، گزارش، گفتگو، جهان اسلام، مقالات مهدوی، چهارده صفحه این روزنامه اینتر نتی را تشکیل می دهد.

    گفتنی است: روزنامه اینترنتی اباصالح (عج) با انتشار روزانه سه مطلب جدید به نشانی اینترنتی http://abasaleh-zohoor.blogfa.com در اختیار کاربران جهانی اینترنت قرار می گیرد.

     مرجع : خبرگزاری آینده روشن

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱۱ توسط فرزانه حبوطی

    نه دی ، روز پیروزی اسلام بود

    نه دی ، روز پیروزی دین خدا بود

    نه دی ، روز خدا بود

     نه دی « یوم الله » بود

    نه دی ، 22 بهمن دوباره ای بود

    نه دی ، روز حماسه ملتی غیور و شهید پرور بود

    نه دی ، روز تمرین عاشقی برای امتحان الهی بود

    نه دی ، روزی حماسی برای ملتی منتظر و عاشق بود

    نه دی ، روز حماسۀ منتظران مهدی (عج) بود

    نه دی ، روز لبخند خدا بود

     

    « اللهم عجل لولیک الفرج »


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٦ توسط فرزانه حبوطی

    تمسک به قرآن و اهل بیت(ع)

    راه رهایی از این فتنه‌های آخرالزمانی در بیانات امیرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومی و فردی قابل دسته‌بندی است. راه عمومی همان تمسک به قرآن و اهل‌بیت(ع) است. راه فردی که به برخی از صحابه توصیه می‌شده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سکوت، قعود و... است.

    روایت مربوط به تمسک به قرآن را پیش از این مرور کردیم.34 دربارة تمسک به اهل بیت(ع)، روایات متعددی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که با توجه به جامعیت روایت ذیل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بیان دیگر موارد خودداری و به نقل همین مورد اکتفا می‌کنیم.35

    امیر مؤمنان(ع) در ضمن خطبه‌ای بلند راه‌هایی را برای رهایی از فتنه‌ها و مصون ماندن از عذاب الهی که فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروی مؤمنان نهادند. در اینجا به مناسبت، به فرازهایی از این سخن گران‌سنگ توجه می‌کنیم:

    من و رسول خدا(ص) بر لب حوض هستیم و خاندان ما با ما هستند پس هر کس ما را بخواهد باید گفتار ما را بگیرد و به کردار ما عمل کند زیرا ما خاندانی هستیم که شفاعت از آن ماست. برای دیدار ما در کنار حوض با هم رقابت کنید، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سیراب می‌سازیم. هر کس از آن آب نوشد هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبریز بهشتی در او ریخته می‌شود؛ یکی «تسنیم» و دیگری «معین». در دو طرف این حوض، زعفران است. کسی را بر ما نمی‌گزیدند ولی اوست که از بندگانش هر که را بخواهد ویژه رحمتش کند، پس خدا را ستایش می‌کنم بدین نعمت‌ها که مخصوص شما قرار داده و بر حلال‌زادگی شما، چون یاد ما خانواده، شفای هر درد، بیماری و وسوسة شک‌آور است، و البته دوستی ما خشنودی خداست، و هر کسی که راه ما را گیرد، فردا در «حظیر\ القدس» و «فردوس برین» با ماست، و منتظر امر ما همچون کسی است که در راه خدا به خونش غلتد، و هر که فریاد ما را بشنود ولی ما را یاری نکند خدا به رو بر سر دو سوراخ بینی او را در دوزخ سرنگون سازد.

    1. استقامت و تقیّه در برابر دشمنان: ما درِ گشایش، چون مبعوث شوند و همه راه‌ها بر مردم بسته شود، ماییم «باب حطّه» که در اسلام است هر کس در او آید نجات یابد و هر که از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پایان داد و آنچه را بخواهد به ما می‌زداید و به ما پایدار سازد و به ما باران فرود آید، مبادا فریبنده شما را از خدا فریب دهد، اگر بدانید درماندن شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیت‌ها چه اجری دارید چشم شما روشن شود، و اگر مرا نیابید چیزهایی بینید که آرزوی مرگ کنید از ستم و دشمنی و خودبینی و سبک‌شمردن حق خدا و ترس، چون چنین شود همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید، و بر شما باد به صبر و نماز و تقیّه.

    2. ثبات و دوری از رنگ به رنگ شدن: و بدانید که خداوند دشمن میدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولایت اهل حق دور نشوید چون هر کس دیگری را جای ما برگزیند نابود است و هر که پیرو آثار ما شود به ما پیوندد، و هر که از غیر راه ما رود غرق شود همانا برای دوستان ما فوج‌هایی از رحمت خداست و برای دشمنان ما فوج‌هایی از عذاب خدا، راه ما میانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتیان به خانه‌های شیعیان ما چنان نگاه می‌کنند که ستاره درخشان را در آسمان می‌بینند.

    3. پرهیز از دنیاگرایی: هر کس از ما پیروی کند گمراه نشود، و هر که منکر ما شود هدایت نگردد، و نجات نیابد آنکه بر زبان ما کمک دهد دشمن ما را و یاری نشود آنکه ما را وابگذارد. پس به طمعِ دنیای پوچ و بی‌ارزشی که سرانجام از شما دور شود و شما نیز از آن زوال یابید از ما روی نگردانید، زیرا هر کس دنیا را بر ما ترجیح دهد افسوس فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان این فرد] می‌فرماید: «ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفریط کردم».36

    4. شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترین کوری نابینایی فضیلت ماست که با ما بی‌جهت و بدون گناه به دشمنی برخاسته فقط به جرم اینکه ما او را به سوی حق و دوستی خواندیم و دیگران او را به سوی فتنه دعوت کردند، آنها را بر ما ترجیح‌ داد. ما را پرچمی است که هر که در سایة آن درآید، او را جا دهد و هر که بسوی او پیش تازد پیروز است و هر که از آن واماند نابود، و هر که بدان چنگ زند نجات یابد، شمایید آبادگران زمین که (خداوند) شما را در آن جای داد تا ببیند چه می‌کنید، پس مراقب خدا باشید در آنچه از شما دیده می‌شود، بر شما باد به راه روشن بزرگ‌تر، در آن بروید که دیگری جای شما را نگیرد. سپس حضرت این آیة قرآن را تلاوت فرمود: «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است و آن برای اهل ایمان به خدا و پیمبرانش مهیا گردیده».37

    5. پیشه کردن تقوی: پس بدانید شما به بهشت نمی‌رسید مگر به تقوی، و هر که رها سازد پیروی از آنکه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگیخته شود برای او شیطانی که قرین و مونس او گردد.

    6. عدم سازش با ستمکاران: شما را چه باشد که به دنیا تکیه کردید، و به ستم خشنودید، و فرو گذاشتید آنچه را که عزت و سعادت شما و نیروی علیه ستمگران در آنست، نه از خدایتان شرم دارید، و نه به حال خود فکر می‌کنید. شما در هر روز ظلم می‌شوید ولی از خواب بیدار نمی‌گردید، و سستی شما پایان نپذیرد، آیا نمی‌بینید دین شما کهنه می‌شود و شما سرگرم دنیایید، خدای بزرگ می‌فرماید: «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست باشید و گر نه آتش کیفر آنان در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز کسی، یاری‌ شما نخواهد کرد».38و39

    روایاتی که مخاطبش افراد متوسطی است که در فتنه‌ها احتمال لغزششان بیش از نجات به نظر می‌آید از این قرارند:

    7. ذکر و یادآوری همیشگی: دانشمند آن‌کس است که ارزش خویش را بشناسد، در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد و دشمن‌ترین بندگان نزد خدا همانا بنده‌ای است که خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حیران از راه راست باشد و هدفش را نداند چیست و بدون راهنما راه را بپیماید. اگر به سوی کسب مال دنیا دعوت شود اجابت می‌کند اگر به سوی آخرت دعوت شود کاهلی می‌کند گویا عملی را که برای دنیا انجام می‌دهد بر او واجب است و آنچه برای آخرت انجام می‌دهد از او ساقط. اینها در زمانی است که در آن زمان کسی سالم نمی‌ماند جز مؤمنی که دائم الذکر است و کم اذیت، که اگر حاضر باشد کسی او را نشناسد و اگر غایب باشد جستجویش نکنند.

    8. عدم اشاعة گناه: اینان چراغ‌های هدایت و مشعل‌های فروزان برای شبروان هستند و برای سخن چینی و فساد در گردش نیستند، نادان و سفیه نباشند که گناهان را انتشار دهند و اشاعه فاحشه کنند. خداوند درهای رحمتش را بروی اینان می‌گشاید و از ایشان عذاب سختش را برطرف می‌کند. ای مردم همانا روزگاری می‌آید که مردم فقط به اسم اسلام بی‌نیاز باشند و از اسلام خبری نباشد آن چنان که ظرف تنها به آنچه که در آن ریخته می‌شود بی‌نیاز باشد.40

    به امید آنکه خداوند همة ما را از شرّ فتنه‌های آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات این دوره سربلند بیرون آورد. انشاءالله

    محمود مطهری‌نیا
    ماهنامه موعود شماره 90

     

    پی نوشت ها :
    34. ر. ک: الدرالمنثور، ج2، ص227.
    35. ر. ک: کمال الدین، ج2، ص654.
    36. سورة زمر (39)، آیة 56.
    37. سورة حدید (57)، آیة 21.
    38. سورة هود (11)، آیة 113.
    39. نهج السعاده، ج3، ص421.
    40. إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‌1، ص 35.

     


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۳ توسط فرزانه حبوطی

    هرچند فتنه‌ها، سختی‌ها و تلخی‌های خاصّ خود را به دنبال می‌آورد لیکن شیرینی‌هایی در پی آن نصیب مؤمن می‌شود که شاید از هیچ راه دیگری تحصیل آنها برای مؤمن ممکن نباشد. در روایات رسول خدا(ص) و امامان اطهار(ع) می‌خوانیم:

    «از فتنه‌های آخرالزمان کراهت نداشته باشید که منافقان را نابود می‌کند».30

    در ضمن وصایای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده است:

    ای علی، شگفت‌آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین آنان از نظر یقین مردمانی هستند که در آخرالزمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سیاهی و سفیدی کتاب ایمان آورده‌اند.31

    امام صادق(ع) فرمود: «پس از آنکه عثمان کشته و با امیر المؤمنین(ع) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد، خطبه‌ای خواند و در آن فرمود: «هان که گرفتاری شما به گرفتاری همان روز که خداوند پیغمبرش را برانگیخت بازگشت نموده است. سوگند به آنکه او را به حق برانگیخت، حتماً باید گرفتار وسوسه شوید و غربال گردید تا آنکه زیر و رو شوید و بالا و پایین گردید. حتماً باید افرادی که کوتاه آمده‌اند پیشی گیرند و آنانی که پیشی گرفته‌اند کوتاه بیایند. به خدا قسم هیچ نشانه‌ای را پنهان نکرده‌ام و هیچ دروغی نگفته‌ام و مرا از این مقام و چنین روز آگاهی بود».32

    یکی از برکات صبر در آخرالزمان این است که مؤمن را در ثواب تمام نیکی‌های پیشینیانش شریک می‌سازد:

    وقتی در جنگ نهروان امیر المؤمنین(ع) خوارج را به قتل رسانید، مردی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرمود: «قسم به خداوندی که دانه را شکافت و آدمی را آفرید، مردمی در اینجا با ما آمده‌اند که هنوز خداوند پدران و نیاکان آنها را خلق نکرده است!»

    آن مرد عرض کرد: مردمی که هنوز خلق نشده‌اند چگونه می‌توانند با ما آمده باشند؟!

    فرمود: «آری، آنها مردمی هستند که در آخرالزمان می‌آیند و در این هدف که ما داریم آنها نیز شریکند و تسلیم ما، پس آنها در آن راه که ما گام برمی‌داریم شرکای حقیقی و واقعی ما هستند».33

    مسلماً هر آزمونی که سخت تر باشد در عین آنکه بسیاری نمی‌توانند در آن قبول شوند آن عده ای که توفیق و پیروزی می‌یابند تعدادی اندک و جایگاهی رفیع خواهند داشت.

    محمود مطهری‌نیا
    ماهنامه موعود شماره 90

     

    این مبحث ادامه دارد...

     

    پی نوشت ها :
    30. کنزالعمال، ج11، ص189.
    31. کمال الدین، ص288.
    32. الکافی، ج1، ص396.
    33. المحاسن، ص262؛ بحارالانوار، ج52، ص131.


    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢ توسط فرزانه حبوطی
    تعداد و گونه‌های فتنه‌های آخرالزمان آنچنان زیاد است که به طور عادی اولین تصوری که برای هر شنونده ای از شنیدن این واژه به وجود می‌آید، همین موضوع است. همان‌طور که دیدیم در میان این سیل فتنه‌ها چهار یا پنج مورد بیش از دیگر موارد، انسان‌ها را مبتلا می‌سازد. در بعضی از روایات علوی(ع) می‌توان مصادیق و تسهیل کننده‌هایی را برای وقوع در فتنه یافت:

    حضرت امیر(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند:
     
    برای امتم بیش از هر چیز از گمراهی پس از معرفت، فتنه‌های گمراه کننده و شهوت، شکم و فرج بیمناکم.19

    از همه مهم‌تر اینکه فتنة فراگیری در میان تمام مسلمانان رخ می‌دهد که تا زمان ظهور ادامه می‌یابد:
     
    از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمد، به زودی در امّتت فتنه به‌پا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن می‌توان خارج شد؟ گفت: در کتاب خدا، خبر پیشینیان و آنها که پس از شما می‌آیند و حکم (آنچه) مابین شما (رخ می‌دهد) آمده است. [آن] فاصل میان حق و باطل است و هزل نیست. هر ستم‌کاری که بدان عمل نکند خداوند او را درهم می‌شکند و هر کس جز در آن به دنبال هدایت باشد خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محکم الهی، ذکر حکیم و صراط مستقیم است.20

    قسم به آنکه جان علی در دست اوست این امت به هفتادوسه فرقه تقسیم می‌شوند که همة آنها در آتشند به جز این فرقه: «و ممّن خلقنا أمّةٌ یهدون بالحقّ و به یعدلون؛ و از میان کسانی که آفریده‌ایم، گروهی هستند کعبه حقّ هدایت می‌کنند و به حق داوری می‌نمایند».21 اینهایند که نجات می‌یابند.22

    در دیگر روایات، حضرت امیر(ع)، دستة نجات‌یابنده را خود، شیعیانشان23 و تمام پیروانشان24 معرفی نموده‌اند:
     
    رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبی که مرا به آسمان‌ها بردند، قصرهایی دیدم که از یاقوت سرخ، زبرجد سبز، درّ و مرجان و طلای خالص بود، کاه‌گل آنها از مشک خوشبو، خاکش از زعفران، و دارای میوه، نخل خرما و انار، حوریه، زن‌های زیبا و نهرهای شیر و عسل که بر روی درّ و جواهر می‌گذشت ـ در کنار آن دو نهر، خیمه‌ها و غرفه‌هایی بنا شده، بودند و در آنها خدمتکارها و پسرانی بودند، و فرش‌هایش از استبرق، سندس و حریر بود و طناب‌هایی در آنها بود.
     
    گفتم: ای حبیب من جبرئیل، این قصرها از آن کیست، و قصة آنها چیست؟ جبرئیل گفت: این قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو پس از تو بر امّت، علی است. ایشان را در آخر الزمان به نامی که دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی که این نام برای آنان زینت است، زیرا ایشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زده‌اند، و سواد اعظم اینانند. اینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از او، برای شیعیان برادرش حسین، پس از او، برای شیعیان فرزندش علی بن الحسین، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی، پس از او، مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمد، پس از او، برای شیعیان فرزندش موسی بن جعفر، پس از او برای شیعیان فرزندش علی بن موسی، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی بعد از او؛ و برای شیعیان فرزندش علی بن محمد، پس از او برای شیعیانش فرزندش حسن بن علی پس از او، و برای شیعیان فرزندش محمدِ مهدی پس از اوست. ای‌ محمد اینان امامان پس از تو، نشانه‌های هدایت و چراغ‌های روشن در تاریکی‌ها هستند. شیعیانشان ـ تمامی ـ فرزندان تو هستند، و دوستداران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند، که باطل را واگذارده و از آن دوری کرده‌اند، و آهنگ حق نموده و از آن پیروی کرده‌اند، آنها را در زمان زندگی‌شان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت کنند. در صدد یاری آنهایند و به دوستی آنها اعتماد کنند. رحمت خدا بر ایشان باد زیرا او آمرزنده و مهربان است».25

    در برخی روایات دیگر از ایشان آمده که دوازده یا سیزده فرقه از فرق اسلامی به ایشان محبت می‌ورزند و ولایتشان را قبول دارند.26

    شدت این فتنه را از آنجا می‌توان دریافت که ایشان می‌فرمایند:
     
    اگر کسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل می‌کشانند و به عکس.27

    سختی این فتنه‌ها برای مؤمنان نیز از این روایت قابل درک است که ایشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند که فرمود:
     
    زمانی بر مردم می‌آید که دل مؤمن در نهادش آب می‌شود، همان‌طور که سُرب در آتش آب می‌شود، و سبب آن نیست مگر اینکه فتنه‌ها و بدعت‌هایی را که در دین آنها ظاهر گشته مشاهده می‌کنند و توانایی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارند.28

    در جای دیگر از حضرتش نقل شده که مؤمنان آخرالزمان از کنیزان پست تر شمرده خواهند شد.29
     
    محمود مطهری‌نیا
    ماهنامه موعود شماره 90

    این مبحث ادامه دارد...
     
     
    پی نوشت ها :
    19. السنن الوارده، ص37.
    20. تفسیر عیاشی، ج1، ص3.
    21. سورة اعراف (7)، آیة 181.
    22. تفسیر عیاشی، ج2، ص43.
    23. بحارالانوار، ج24، ص146.
    24. الامالی، ص212.
    25. الصراط المستقیم، ج2، ص153.
    26. نهج السعاده، ج3، ص427 و ص430.
    27. فتن ابن حماد، ص34.
    28. امالی طوسی، ج2، ص132؛ وسائل الشیعه.
    29. فتن ابن حماد، ص123.

    نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱ توسط فرزانه حبوطی